۱۳۹۱/۰۳/۰۹

عسل لبنانی

کلا در لبنان همه چیز قشنگ است. عسل هم که بخواهی با اینکه عسل ایرانی نمی شود اما قشنگ عرضه می شود. مطلب اینه که لبنانی ها میان از ایران عسل طبیعی می خرن اما عسلهایی اینجا دارند که هر کدوم از یک گیاه تهیه شده. بسته بندی هایی مانند عکس زیر. هر کدوم هم یک خاصیتی دارند.

۱۳۹۱/۰۳/۰۶

این پرچم چیست؟

آیا می دانید این پرچم چیست؟
و برای چه اسپانیایی ها با آن جشن می گیرند؟ می دانید  این پرچم که فرمانده ارتش اسپانیا آن را حمل می کند چیست؟
این پرچم ارتش مسلمین در آندلس است که اسپانیایی ها هر سال در تاریخ 20 ژولای در جشنی آنرا به دوش می کشند و آن تاریخ، اولین شکست دولت اسلامی در منطقه بود که بعدها تمامی تاریخ منطقه را تغییر داد.
 در جنگ عقاب یا لاس ناواس دی تولوزا (Batalla de Las Navas de Tolosa) سلطان محمد ناصر فرمانده ی ارتش مسلمین در 16 ژولای 1212 میلادی در نزدیکی قلعه ی عقاب کنار دره ی ناواس دی تولوزا شکست خورد. جنگ بین ارتش مسلمانان (حدود 300 هزار نفر) و مجموعه ارتشهای صلیبی از کستاله و آراگون و پرتغال و ناوارا (حدود 300 هزار نفر) به وقوع پیوست. مسلمانان با از دست دادن 20000 شهید و مجروح شکست خوردند و سلطان محمد ناصر بعد از مشاهده ی شکست ارتش و کشته شدن فرزندش در معرکه فرار کرد.
 می گویند او در خیمه ی خود نشست تا کشته یا اسیر شود ولی سربازانش در حال فرار وی را با خود بردند. لذا به همراه آنان رفت تا به اشبیلیه رسید و از آنجا به مراکش رفت. و بعد از مدت کوتاهی در سال 1213 میلادی فوت شد.
بعد از انتهای جنگ بلافاصله مسیحیان به سمت قلعه شهر پیشروی کردند و با اشغال قلعه و شهر، 60 هزار نفر از آنان را کشتند. در منابع خودشان تعداد ارتش مسیحی را 50 هزار ذکر کرده اند و به قتل عام مسلمانان هم هیچ اشاره ای نکرده اند.
اندازه پرچم مسلمانان 3.30 در 2 متر است و از حریر و طلا و نقره بافته شده و بر روی آن نوشته شده:  اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم اللهم صلِ وسلم على سيدنا محمد وعلى آله وصحبه
عکسهایی از مراسم پرچم گردانی در قلعه ی عقاب که با قتل عام مسلمانان به اشغال درآمد.


شاعر ابن دباغ اشبیلی درباره این داستان چنین می گوید:

وقائلة أراك تطيل فكرا ** كأنك قد وقفت لدى الحساب
فقلت لها أفكر في عقاب ** غدا سببا لمعركة العقاب
فما في أرض أندلس مقام ** وقد دخل البلاَ من كل باب

۱۳۹۱/۰۳/۰۵

مسئولان ایرانی یاد بگیرند

آزادی زائران لبنانی دزدیده شده در سوریه خلال ۳ روز! مسئولان ایرانی یاد بگیرند. زائران ایرانی دزدیده شده در سوریه چه شدند؟ مهندسان چه شدند؟ امام موسی صدر چه شد؟ چهار دیپلمات ربوده شده در لبنان چه شدند؟
سید حسن نصرالله بزرگترین رهبر اسلامی در عصر حاضر است که تمام مردانش گوش به فرمانش هستند و به گفته خودشان اگر به اعماق دریا وارد شود قبل آنکه از آنها بخواهد، خودشان به دنبالش حرکت کرده اند. مسئولان ایران یاد بگیرند. با مردم چه کرده اند که به جای آنکه مانند شیعیان لبنان به دنبال رهبر خویش حرکت کنند به سخنان دشمنان دل خوش کرده اند و دروغ های آنان را باور می کنند. با مردم چه کرده اند که به جای مقابله با دشمنان اصلی خود به جان هم افتاده اند؟ نگویید که ما چند هزار استشهادی داریم و چند میلیون بسیجی و چقدر سپاه و چقدر ارتش و چقدر جوانان بصیر انقلابی! آیا همه ی مردم اینها هستند؟ آیا همین عده هم از خدمات مسئولان راضی هستند؟ واقعا آیا مسئولان می توانند ادعا کنند که مردم به خاطر خدمات درخشان و تلاشهای مهرپرورشان از آنها پشتیبانی می کنند یا بعد انتخابات شرمنده ی حضور و بزرگمردی مردم می شوند؟ مردم چه شده اند که قدر رهبرشان را مردمان دیگری در دنیا بهتر می دانند و سیاستها و راهنمایی هایش را به گوش جان می خرند و بر سر می گذارند؟ چرا عده ای در مملکت هستند که اینقدر با این رهبر مخالفند؟ آیا همه مخالفتشان برای آزادی های بی بند و بار و غیر معقول است؟ آیا همه دشمن هستند و اسراییلی و آمریکایی؟
هم اکنون جمعیت بسیار زیادی در فرودگاه بیروت برای استقبال زوار جمع شده اند بطوریکه بزرگراه منتهی به فرودگاه بسته شده و ارتش در تلاش برای باز کردن راه است. آزاد کردن زوار گروگان گرفته شده ی لبنانی خلال سه روز با تلاش های سید حسن و نبیه بری و دولت لبنان و حتی سعد حریری صورت گرفته و بزرگواری و جوانمردی سید حسن را در اینجا می توان دید که از سعد حریری، دشمن سیاسی اش هم تشکر کرد. اما در ایران مخالفان با تهمت امریکایی و اسراییلی بودن خانه نشین شده یا فراری می شوند. چرا یک عده باید برای فرار از مملکت اسلامی یا لخت شوند یا چرت و پرت بگویند و به مقدسات توهین کنند. شکی نیست که رذالت نفس و گمراهی انسان را به آنجا می رساند که ارزشهای خودش را فراموش کند و چنین افعالی از خودش نشان دهد. اما آن کسی که باید اول گمراهی و افتادگی، دستشان را می گرفت و نجات می داد چه جوابی برای گمراهی این افراد دارد؟ ما اخذ الله من اهل الجهل ان یتعلموا حتی اخذ علی اهل العلم ان یعلموا. این حدیث می فرماید خدا از گمراهان نمی پرسد چرا نرفتید یاد بگیرید مگر آنکه قبل از آن، از علما بپرسد چرا یاد ندادید. به جای آنکه هر فکر مخالفی را محکوم کنیم و صدایش را قطع کنیم و متهم کنیم به گمراهی و بی بصیرتی و همه را از دایره ی خودی بودن برانیم چرا مانند رهبران حزب الله معقولانه و عامه پسند و منطقی با وقایع برخورد نمی کنیم؟ چرا هرکس هر اشتباهی کرد می رود پشت سنگر ولایت فقیه پنهان می شود و مخالفانش را ضد ولایت فقیه می خواند؟ آیا این راه جدیدی برای براندازی نظام نیست؟ اگر واقع بینانه و بی تعصب به تاریخ انقلاب بنگریم می بینیم دشمن در نابودی این انقلاب به روشهای مختلف شکست خورده، مثل جنگ مسلحانه و تحریم و تهاجم فرهنگی. شاید آخرین راه این باشد که کسی با ادعاهای انقلابی، با از بین بردن اعتماد مردم به نظام موجبات فروپاشی آن را فراهم آورد. شاید هم این روشی برای فراهم کردن زمینه ی ظهور امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف باشد! چرا که در روایات آمده قبل از ظهور مردم از هرگونه حکومتی ناراضی و نا امید می شوند. پس نا امید کردن مردم از نظام زمینه ی ظهور را فراهم می کند! فکری که از برخی مدعیان جدید بعید نیست. آیا کسی که چنین فکری دارد می تواند خود را منتظر اما زمان بخواند یا افرادی مانند سید حسن نصرالله که وقتی امام زمان بیاید افراد مومن و قوی برای همراهی با او در اختیار دارد و هر روز برای تعالی و اقتدار و امنیت شیعیان در تلاش هستند؟ خداوند مرزداران امت اسلامی را حفظ کند و خیرشان دهد. به امید ظهور مولای مهربانی ها و دنیای امنیت و خوشبختی.
پی نوشت: هرچند با کارشکنی ترکیه و عربستان سعودی هنوز اسرا برنگشته اند اما واقعا از اینکه هر روز رییس جمهور لبنان و مسئولین در حال رایزنی و سفر به ترکیه و سعودی هستند تعجب می کنم. واقعا راننده های بدبخت ما در سوریه چه شدند؟ چقدر قضیه آنان و بقیه پیگیری می شود؟
یه سری از دوستان متوجه حرف من نشدن. سید حسن نصرالله بزرگترین رهبر اسلامی در عصر حاضر است "که تمام مردانش گوش به فرمانش هستند". زیر این قسمت خط کشیدم. یعنی توجه کنین منظور من اونی نیست که شماها فکر کردین. تاکید رو شرط قسمت دومه. خط رو گذاشته بودم که اشتباه نفهمید ولی اشتباه فهمیدید. منظور من اینه که چقدر از مردم ایران وقتی آقا بفرمایند برید فلان کار را بکنید چشم و گوش بسته می روند و انجام می دهند؟ رییس جمهور خودمون نق میزنه و باید زورش کرد، چه برسه اونایی که فحش میدن! این همه، آقا هر سال میگه فلان کار را بکنید. چه غلطی کردیم واقعا؟ فقط کردیمش شعار و لوگوی بالای شبکه ها و تمام.

۱۳۹۱/۰۳/۰۲

مناقیش، صبحانه لذیذ لبنانی


دوستانی که لبنان آمده اند با مناقیش آشنا هستند. یکی از انواع چیزهایی که برای صبحانه آماده می شود مناقیش است. (بخونید مَنَئیش /manaeesh/)
منئیش انواع مختلفی دارد:
- منئیش زعتر (نوعی سبزی خشک محلی خوش عطر)
- منئیش جبنه (ایرانی هایی که اولین بار می بینند فکر میکنند پیتزا پنیره!)
- منئیش کِشِک (keshek) پودری که از گندم له شده (پرک) و ماست تهیه شده و خشک می شود تا در فصلهای بعد استفاده شود. مایه ی کشک محتوی پودر کشک و پیاز خرد کرده و گاهی گوجه فرنگی ریز کرده است.
- منئیش خضرة (بصل و بندورة) یعنی سبزیجات که حاوی پیاز و گوجه خرد کرده است. (مانند عکس وسط)
بعضی ها انواع سوسیس و کالباس روی خمیر می گذارند و یک منئیش جدید اختراع می کنند. منئیش سبزیجات هم طرفدار دارد (همون منعیش پنیر که وقتی پخته شد رویش چند برش خیار گذاشته و قاضی می کنند و نوش جان می فرمایند).
پخت منئیش به دو صورت است: بالفُرُن (در تنور) و علی السّاج (روی تنوری به شکل گنبد فلزی، که منئیش نازک و خوشمزه ای تولید می کند)

یک چیز خوب در لبنان

آدم در لبنان گاهی چیزهای خیلی خوبی پیدا می کند!
می دانید که باقی گذاشتن وسایل الکترونیکی باتری دار به برق بیشتر از زمان مورد نیاز برای شارژ، باتری آنها را ضعیف می کند. مدتها در فکر این بودم که یک تایمر پیدا کنم تا موبایل یا لپتاپ را دو ساعت شارژ کند و بعد برق را قطع کند. در ایران یک تایمر برای پمپ آب دیده بودم که مکانیکی بود و باید پین هایی مطابق عقربه های ساعت را روی آن فشار می دادید تا در آن ساعت پمپ روشن باشد. اینجا از الکتریکی پرسیدم همچین چیزی در لبنان هست؟ گفت نمی دانم. من ندیدم.
چند روز پیش در یک فروشگاه که اجناس خارجی ارزان می فروشد یک تایمر دیجیتال پیدا کردم که 20 برنامه می توان به آن داد و تایمر معکوس هم دارد و دستی هم می شود برق را قطع و وصل کرد. حتی یک دکمه دارد که بصورت تصادفی می تواند برق را قطع و وصل کند مثلا برای یک چراغ تا وقتی خانه نیستید دزد فکر کند کسی به اتاق می آید و می رود. قیمتش هم بسیار خوب بود. حالا که آن را خریدم برق نیست! یعنی چند روز هست که برق در برخی مناطق لبنان نیست و از سهمیه ما به آنها می دهند و درنتیجه برق کمتر از قبل به ما می رسد.

۱۳۹۱/۰۲/۲۸

تور لبنان و اقامت در هتل مسیحی!


تورهای ایرانی که به لبنان می آیند تقریبا برنامه ی ثابتی برای گشت و تفریح دارند: بازدید از صخره ی روشه، تله کابین و کلیسای بالای کوه جونیه، گشت دریایی، قلعه ی باستانی بعلبک، مجسمه ی حضرت مریم در حریصا، بازار و خرید و غیره.
اما نکته ای که جا دارد مردم و مسئولان ذیربط توجه کنند آنست که برنامه ی تورها بیشتر یک تبلیغ مجانی مسیحیت است و تور ترک التزام! از بردن به کلیسا و مجسمه ی حضرت مریم و سرهم کردن داستانهای غیر واقعی در مورد صخره روشه تا اقامت در هتل های مناطق مسیحی  و خرید از مراکز خرید مسیحیان! درست است لبنان مناطق مسیحی اش مرتب تر از مناطق دیگر است اما مناطق مسلمان نشین صور و صیدا و بیروت و بعلبک، کم از مناطق دیگر ندارد. اصلا چرا باید تور یک کشور مسلمان بیاید و دلارهای مسافرانش را برای کسانی خرج کند که هیچ تبادلی با کشور ما ندارند و پولی به کشور ما باز نخواهد گشت؟ چرا مناطق بسیار زیبای شیعه نشین بعلبک با وجود داشتن هتل های مناسب فقط برای یک گشت چند ساعته در نظر گرفته می شود؟ چرا مناظر زیبای جنوب و مردم خونگرم و مهربانش با وجود هتل های خوب اصلا مورد توجه نیست؟ چرا در حالیکه یکی از زیباترین هتلهای لبنان با انواع اتاقها با دکورهای سنتی ترکی و لبنانی و صفوی و هندی و مکزیکی و عربی و ژاپنی و دکورهای کلاسیک و مدرن ایطالیایی و آمریکایی و غیره در نیم کیلومتری فرودگاه است، مسافران را به هتلهای مناطق مسیحی واقع در شمال لبنان با فاصله یکساعت می برند؟ شاید برای برخی آدمها رفتن به هتلی که کافه بار و سالن رقص و کلوپ و غیره داشته باشد دلچسب تر است!
از برنامه های مشکوک تورها که بگذریم، خود مسافران هستند که گاهی رفتارهای ناشایست برخی از آنها، آبروی ایران و ایرانی را خدشه دار می کند. هر وقت یک اتوبوس توریستی می بینم اگر زنانش لباسها و آرایشهای غیر معمول داشته باشند می فهمم از ایران آمده! تیپ لباس و پوششان و کلاسشان از زنان دیگر متفاوت است و آرایشهای عجیبی می کنند که لبنانی ها بخواهند عروسی بروند آنجور آرایش نمی کنند. من اسمش را گذاشته ام بی حجابی عقده ای! خلاصه یک تیپ عجیبی که آدم بدش می آید. (حتی لبنانی ها هم برایشان جالب نیست) به تمام این مصائب اضافه کنید تبلیغ مسیحیت یک مرد انگلیسی و زن ایرانی اش را برای کسانی که آمده اند لب دریا بازدید کنند.
مراکز خریدی هم که تورها می برند یا خیلی گران است یا مراکز بی کلاسی می برند که قیمتش مناسب است. مثلا می برند الدورادو که یک فروشگاه دست چندم است و لباسهایی که دارد یا چینی ارزان قیمت هستند یا لباسهایی است که مارکشان را مخدوش می کنند.
یکی از دوستانم کار خیلی خوبی کرد. خودش بلیط گرفت آمد. ویزا هم که دیگر نمی خواهد. یک کارت سفید رنگ در هواپیما یا فرودگاه به انگلیسی پر می کنید حاوی اسم و مشخصات پاسپورت و محل اقامتتان است. بعد به تاکسی گفت یک هتل شیعه می خواهم در منطقه روشه. تاکسی هم او را برد هتل لانکستر. ظاهرا هتل خوبی هم بود. روز بعد که برای ناهار به مطعم الساحة رفته بودند از هتل آنجا خوششان آمد و آمدند هتل الساحة که ارزانتر هم بود. خودشان یک سری مراکز خرید رو گشتند و رفتند کل جنوب رو بازدید کردند و کلی بهشان خوش گذشت.

۱۳۹۱/۰۲/۲۳

شیعه ی فاطمی هستی؟


بعضی ها یه مشلی دارن که بذارین برای همیشه حلش کنم:
میگن چرا پول ما رو میدین به لبنان و فلسطین و غیره! ما خودمون اینهمه فقیر داریم. ملت نون ندارن، گوشت نمیخورن ماه تا ماه.
جواب: اولا بیاین ثابت کنین این پولا مال شماس! هرچی تو مملکت و خزاین دولت بود مال مردم نیست. همین نگاه باعث شده که این همه دزدی و اختلاس پیش بیاد. خیلی از مردم فرصت گیرشون نمیاد وگرنه شناگرای ماهری هستن. خیلی از اینایی که در نقاب دفاع از فقرا، کمک به دیگران رو نهی میکنن خودشون از بزرگترین دزدای بالقوه هستن! باور ندارین امتحان می کنیم. اگه این افراد به فکر فقرا بودند و اقلا هر کسی ماهی یکبار یک کیلو گوشت می خرید می داد فقیر، دیگه فقیر گرسنه نداشتیم تو مملکت. اونی که سوار ماشین بالای 70 میلیون میشه و بنزین آزاد میزنه و میره جلوی امیر شکلات چشم چرونی و شماره دادن به دختر پسرای دیگه، چطور ادعاش میشه؟ شده تا به حال قسط یه فقیر رو بده؟ شده حتی یه بار بپرسه خرت به چند!!!
بعضی ها نمی فهمن یه ذره پولی که در لبنان خرج میشه از اختلاس های آدمای خدانشناس تو ایران کمتره و رقمی نیست برای اونایی که ادعا میشه گوشت و نون ندارن. درد فقرا مون رو هم دوا نمیکنه. (قضیه ی ماهی و ماهی گیری). حتی برای لبنانی ها هم آب و نون نیست. اونا همین که پول خونشونو از ما نمیخان خیلیه. باید بدونین مخالفای حزب الله ادعا می کنن کل بدبختی لبنان از دست ایرانه. و ایران باید کل هزینه های بازسازی و عمران لبنان رو بده به علاوه هزینه فرصت های از دست رفته و ضررهایی که بابت کم شدن توریسم متحمل شدن! خوب اون هم نمی فهمه! آخه زمانی که ایران شاهنشاهی به عنوان عموی اسراییل بهشون خدمت می کرد هم مشکل ما بودیم؟!! مشکل خود اسراییله که هیچ کس رو انسان حساب نمیکنه. هر کسی رو بخوان میکشن. هرچی رو بخوان می دزدن. این که دیگه اثبات شده است. حالا اگه شما بیای با یک صدهزارم هزینه ای که باید برای مقابله با اسراییلی که همسایه ات شده ، برای مقابله با اسراییلی که 1300  کیلومتر دورتر یه عده جلوش وایسادن، خرج کنی عاقلانه تر و به صرفه تر نیست؟ فرض کنین این پولو به اینا ندن و اسراییل هم اصلا وجود نداشته باشه، زیاده خواهی و حرص مال افرادی که تو ایران کم هم نیستند اجازه میده این پول به فقرا برسه؟ اونی که شعار فقر میده چقدر به فکر بقیه هست؟ خداییش همه مون خواهیم مرد. جواب خدا رو چی میدن؟ وقتی بگن همسایه ات گرسنه خوابید اما تو از زور پرخوری مرغ و پیتزا بالا می آوردی؟

خلایق هرچه لایق. این سیاست امریکاست. اونا میگن اعراب عرضه استفاده از نفتو ندارن پس ما باید از حلقومشون بکشیم بیرون. ما تکنولوژی و سواد و امکانات استفاده ازش رو داریم پس مال ماست نه مال اونکه نشسته روش!  منم میگم وقتی ایرانی نتونه با پولش مملکتشو بسازه و هرکی میاد میگه قبلیا دزد بودن و خودش هم کاری نمیکنه، باید این پول بره جایی که ازش استفاده ی مفید بشه. نه اینکه بره تو جیب اختلاس گرهایی که میرن خارج میریزن جیب ارباب بزرگ.
این پول ها بخشی از هزینه ی نظامی و دفاعی کشوره که کل اون مبلغ در مقابل بودجه ی دشمنامون خیلی کمه. برید سرچ کنید آمریکا چند میلیارد دلار بودجه ی نظامی رسمی داره ما چقدر؟ این سعودی چقدر بودجه داره ما چقدر؟ بعد نگاه کنید چند درصد بودجه کل کشورهاست. اصلا رقمی نیست تو بودجه ی کل ایران. اونوقت ما در حالیکه کم کاری هم داریم می کنیم و برای دفاع از خودمون در مقابل انواع تهاجم دشمن تو زمینه های فرهنگی و تجاری و تربیتی کم میگذاریم یه عده میان گیر میدن که چرا تو لبنان پول خرج میشه. چرا تو امریکا که بیشتر از ایران مردم مالیات میدن و کسی هم نمیتونه از زیرش دربره کسی نمیگه چرا پولای ما میره برای القاعده و تعلیم منافقین و جندالشیطان و هزارتا گروه دیگه برای خرابکاری تو کشورای اسلامی؟ اونا دارن دنیا رو به هم می ریزن کسی چیزی نمیگه، ما می خواهیم مملکتمون آرامش داشته باشه همه صداشون در میاد!!!
خلاصه کنم:
اولا هزینه ای رو که نمیدونید چقدر هست بهانه نکنین. (یه بار ما نشستیم حساب کردیم هزینه ی این خونه هایی که تخریب شده بود جلوی کمترین ردیف بودجه ی ایران هیچه.)
دوما اسراییل دشمنه و همه میدونن و لازم نیست به کسی بفهمونم. حالا به جای اینکه این بابا بیاد همسایه ی ما بشه و بخواهیم هر روز جنگ و درگیری داشته باشیم باهاش، اومدیم یه جبهه ای ساختیم هزار و سیصد کیلومتر دورتر و در سایه ی این آرامش ملت دارن زندگی میکنن. هزینه ای که بابت این آسایش میدیم چیزی نیست.
سوم اینکه بنده نه به عنوان یک مسلمون، بلکه به عنوان یک انسان دارم تو لبنان زندگی می کنم و حقایق رو میبینم. دفاع من از هزینه کردن برای این موارد به این سببه که امنیت خودم رو در گرو قدرت حزب الله میبینم. اگه اینا نباشن هر روز زرتی میزنن یکی از ما رو میکشن. همین مسیحیای اطو کشیده ی مامانی با کلاس رو عرض می کنم! از قدیم تو لبنان همین بوده و کل دنیام همینه. هر جا شیعه ضعیفه دارن لهش میکنن. به جرم شیعه بودن، به جرم دوست داشتن اولاد علی. همین. اگه جونمون رو دوست داریم باید بیشتر برای اقتدار و عزت مملکتمون بکوشیم نه اینکه هر چیزی رو بهانه کنیم برای بلوا و طغیان و خرابکاری.
در آخر ضمن آرزوی شادکامی و موفقیت، سالروز ولادت ام ابیها حضرت فاطمه ی زهرا رو تبریک میگم و آرزو دارم در سایه ی محبت این عزیز، همه ی مردم خوب ایران خوشبخت و سعادتمند باشند. این زیارت رو که سه دقیقه بیشتر طول نمیکشه بخونید و ما رو هم از دعا خیر فراموش نکنید:


 
زیارت ویژه حضرت صدّیقه کبری،  فاطمه زهرا سلام الله علیها
در روز میلاد ایشان(بیستم جُمادی الاخری)

مرحوم سید به طاووس در اقبال الاعمال می نویسد:
زیارت حضرت زهرا سلام الله علیه در روز بیستم جمادی الثانی مستحبّ است. [1]

مرحوم سید بن طاووس ، زیارت ذیل را به عنوان زیارت حضرت فاطمه علیهاالسلام برای روز میلاد حضرت زهرا علیهاالسلام نقل می کند:


السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ ، السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ نَبِيِّ اللهِ ، السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ حَبِيبِ اللهِ ، السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَلِيلِ اللهِ ، السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ صَفِيِّ اللهِ ، السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَمِينِ اللهِ ، السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَيْرِ خَلْقِ اللهِ ، السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَفْضَلِ أَنْبِيَاءِ اللهِ ، السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَيْرِ الْبَرِيَّةِ ،
السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ ،
السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا زَوْجَةَ وَلِيِّ اللهِ ، وَ خَيْرِ خَلْقِهِ بَعْدَ رَسُولِ اللهِ ،
السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ ،
السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا أُمَّ الْمُؤْمِنِينَ ،
السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصِّدِّيقَةُ الشَّهِيدَةُ ، السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الرَّضِيَّةُ الْمَرْضِيَّةُ ، السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصَّادِقَةُ الرَّشِيدَةُ ، السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْفَاضِلَةُ الزَّكِيَّةُ ، السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِيَّةُ ، السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا التَّقِيَّةُ النَّقِيَّةُ ، السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِيمَةُ ، السَّلَامُ‏ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمَعْصُومَةُ الْمَظْلُومَةُ ، السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الطَّاهِرَةُ الْمُطَهَّرَةُ ، السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَغْصُوبَةُ ، السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْغَرَّاءُ الزَّهْرَاءُ ، السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ بِنْتَ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللهِ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ.
صَلَّى اللهُ عَلَيْكِ يَا مَوْلَاتِي وَ بِنْتَ مَوْلَايَ وَ عَلَى رُوحِكِ وَ بَدَنِكِ ،
أَشْهَدُ أَنَّكِ مَضَيْتِ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكِ ، وَ أَنَّ مَنْ سَرَّكِ فَقَدْ سَرَّ اللهَ ، وَ مَنْ جَفَاكِ فَقَدْ جَفَا رَسُولَ اللهِ صلّی الله علیه وآله ، وَ مَنْ آذَاكِ فَقَدْ آذَى رَسُولَ اللهِ ، وَ مَنْ وَصَلَكِ فَقَدْ وَصَلَ رَسُولَ اللهِ ، وَ مَنْ قَطَعَكِ فَقَدْ قَطَعَ رَسُولَ اللهِ ، لِأَنَّكِ بَضْعَةٌ مِنْهُ وَ رُوحُهُ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْهِ ، كَمَا قَالَ عَلَيْهِ أَفْضَلُ الصَّلَاةِ وَ أَكْمَلُ السَّلَامِ.
أُشْهِدُ اللهَ وَ مَلَائِكَتَهُ أَنِّي وَلِيٌّ لِمَنْ وَالَاكِ ، وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاكِ ، وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكِ ،
أَنَا يَا مَوْلَاتِي بِكِ وَ بِأَبِيكِ وَ بَعْلِكِ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِكِ مُوقِنٌ ، وَ بِوَلَايَتِهِمْ مُؤْمِنٌ ، وَ لِطَاعَتِهِمْ مُلْتَزِمٌ ، أَشْهَدُ أَنَّ الدِّينَ دِينُهُمْ ، الْحُكْمَ حُكْمُهُمْ ، وَ هُمْ قَدْ بَلَّغُوا عَنِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ ، وَ دَعَوْا إِلَى سَبِيلِ اللهِ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ، لَا تَأْخُذُهُمْ فِي اللهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ ، وَ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَيْكِ وَ عَلَى أَبِيكِ وَ بَعْلِكِ وَ ذُرِّيَّتِكِ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِينَ.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ ، وَ صَلِّ عَلَى الْبَتُولِ الطَّاهِرَةِ الصِّدِّيقَةِ الْمَعْصُومَةِ ، التَّقِيَّةِ النَّقِيَّةِ ، الرَّضِيَّةِ الْمَرْضِيَّةِ ، الزَّكِيَّةِ الرَّشِيدَةِ ، الْمَظْلُومَةِ الْمَقْهُورَةِ ، الْمَغْصُوبَةِ حَقُّهَا ، الْمَمْنُوعَةِ إِرْثُهَا ، الْمَكْسُورِ ضِلْعُهَا ، الْمَظْلُومِ بَعْلُهَا ، الْمَقْتُولِ وَلَدُهَا ، فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللهِ ، وَ بَضْعَةِ لَحْمِهِ ، وَ صَمِيمِ قَلْبِهِ ، وَ فِلْذَةِ كَبِدِهِ ، وَ النُّخْبَةِ مِنْكَ لَهُ ، وَ التُّحْفَةِ خَصَصْتَ بِهَا وَصِيَّهُ وَ حَبِيبَةِ الْمُصْطَفَى ، وَ قَرِينَةِ الْمُرْتَضَى ، وَ سَيِّدَةِ النِّسَاءِ ، وَ مُبَشَّرَةِ الْأَوْلِيَاءِ ، حَلِيفَةِ الْوَرَعِ وَ الزُّهْدِ ،‌وَ تُفَّاحَةِ الْفِرْدَوْسِ وَ الْخُلْدِ ، الَّتِي شَرَّفْتَ مَوْلِدَهَا بِنِسَاءِ الْجَنَّةِ ، وَ سَلَلْتَ مِنْهَا أَنْوَارَ الْأَئِمَّةِ ، وَ أَرْخَيْتَ دُونَهَا حِجَابَ النُّبُوَّةِ.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهَا صَلَاةً تَزِيدُ فِي مَحَلِّهَا عِنْدَكَ ، وَ شَرَفِهَا لَدَيْكَ ، وَ مَنْزِلَتِهَا مِنْ رِضَاكَ ، وَ بَلِّغْهَا مِنَّا تَحِيَّةً وَ سَلَاماً ، وَ آتِنَا مِنْ لَدُنْكَ فِي حُبِّهَا فَضْلاً وَ إِحْسَاناً وَ رَحْمَةً وَ غُفْرَاناً ، إِنَّكَ ذُو الْعَفْوِ الْكَرِيمِ.
بعد از زیارت، دو رکعت نماز زیارت (در رکعت اول یک بار سوره حمد و یک بار سوره توحید ، و در رکعت دوم یک بار سوره حمد و یک بار سوره کافرون) ، یا نماز حضرت زهرا سلام الله علیها(دو رکعت نماز ، در هر رکعت یک حمد و شصت بار سوره توحید) خوانده شود ، و به دنبال آن ،‌ تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها گفته شود. سپس دعای زیر خوانده شود:  
اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ وَ بِأَهْلِ بَيْتِهِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِمْ ،
وَ أَسْأَلُكَ بِحَقِّكَ الْعَظِيمِ عَلَيْهِمْ الَّذِي لَا يَعْلَمُ كُنْهَهُ سِوَاكَ ،
وَ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مَنْ حَقُّهُ عِنْدَكَ عَظِيمٌ ،
وَ بِأَسْمَائِكَ الْحُسْنَى الَّتِي أَمَرْتَنِي أَنْ أَدْعُوَكَ بِهَا ،
وَ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْأَعْظَمِ الَّذِي أَمَرْتَ بِهِ إِبْرَاهِيمَ أَنْ يَدْعُوَ بِهِ الطَّيْرَ فَأَجَابَتْهُ ،
وَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ الَّذِي قُلْتَ لِلنَّارِ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى‏ إِبْراهِيمَ فَكَانَتْ بَرْداً ، وَ بِأَحَبِّ الْأَسْمَاءِ إِلَيْكَ ، وَ أَشْرَفِهَا وَ أَعْظَمِهَا لَدَيْكَ ، وَ أَسْرَعِهَا إِجَابَةً ، وَ أَنْجَحِهَا طَلِبَةً ، وَ بِمَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ مُسْتَحِقُّهُ وَ مُسْتَوْجِبُهُ ، وَ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ ، وَ أَرْغَبُ إِلَيْكَ ، وَ أَتَضَرَّعُ وَ أُلِحُّ عَلَيْكَ ،
وَ أَسْأَلُكَ بِكُتُبِكَ الَّتِي أَنْزَلْتَهَا عَلَى أَنْبِيَائِكَ وَ رُسُلِكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِمْ مِنَ التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الزَّبُورِ وَ الْقُرْآنِ الْعَظِيمِ ، فَإِنَّ فِيهَا اسْمَكَ الْأَعْظَمَ ، وَ بِمَا فِيهَا مِنْ أَسْمَائِكَ الْعُظْمَى، أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ أَنْ تُفَرِّجَ عَنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ شِيعَتِهِمْ وَ مُحِبِّيهِمْ وَ عَنِّي ، وَ تُفَتِّحَ أَبْوَابَ السَّمَاءِ لِدُعَائِي ، وَ تَرْفَعَهُ فِي عِلِّيِّينَ ، وَ تَأْذَنَ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ بِفَرَجِي وَ إِعْطَاءِ أَمَلِي وَ سُؤْلِي فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ ،
يَا مَنْ لَا يَعْلَمُ أَحَدٌ كَيْفَ هُوَ ، وَ قُدْرَتُهُ إِلَّا هُوَ ،
يَا مَنْ سَدَّ الْهَوَاءَ بِالسَّمَاءِ ، وَ كَبَسَ الْأَرْضَ عَلَى الْمَاءِ ، وَ اخْتَارَ لِنَفْسِهِ أَحْسَنَ الْأَسْمَاءِ ،
يَا مَنْ سَمَّى نَفْسَهُ بِالِاسْمِ الَّذِي يُقْضَى بِهِ حَاجَةُ مَنْ يَدْعُوهُ ،
أَسْأَلُكَ بِحَقِّ ذَلِكَ الِاسْمِ فَلَا شَفِيعَ أَقْوَى لِي مِنْهُ ، أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ أَنْ تَقْضِيَ فِي حَوَائِجِي ، وَ تَسْمَعَ بِمُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ ، وَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ، وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ ، وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ، وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ، وَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى ، وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ ، وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ، وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ، وَ الْحُجَّةِ الْمُنْتَظَرِ لِإِذْنِكَ ، صَلَوَاتُكَ وَ سَلَامُكَ وَ رَحْمَتُكَ وَ بَرَكَاتُكَ عَلَيْهِمْ صَوْتِي لِيَشْفَعُوا لِي إِلَيْكَ ، وَ تُشَفِّعَهُمْ فِيَّ ، وَ لَا تَرُدَّنِي خَائِباً ، بِحَقِّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ.
سپس حاجات خود را از خداوند درخواست نموده که انشاء الله برآورده خواهدشد.[2]




1 - بحارالأنوار، ج98 ،ص375به نقل از اقبال الاعمال
2- بحارالأنوار، ج100 ،ص199- 201 به نقل از اقبال الاعمال/ اقبال الاعمال، ص111-114

۱۳۹۱/۰۲/۲۱

ایرانی ها لبنانی ها را خراب می کنند



چشم لبنانیها به ایران است؛ از قدیم همینطور بوده، از وقتی انقلاب کردیم چشم همه ی شیعیان جهان و همه ی آزادگان جهان به ماست. باور نمی کنید؟ واقعیت است. ایران پایگاه و پشتوانه ی بزرگ شیعه در جهان است و این موقعیت را هیچ کشور دیگری نمی تواند از ایران بگیرد. فرهنگ غنی شیعه و علمای تراز اول ایرانی که حتی قوانین زبان عرب را هم آنها تدوین کردند در هیچ کجای دیگری یافت نمی شود. دولت شیعه که از زمان صفویان در ایران تشکیل شد در هیچ کجای جهان تشکیل نشده که چنین دوامی داشته باشد. حال اگر کشوری بیاید و فکر کند با کار فرهنگی و سیاسی و پول می تواند جای ایران را بگیرد باید خیلی نادان باشد. مثلا ترکیه که قصد دارد رویای عثمانی قدیم را در قالب عثمانی جدید پیاده کند با ساخت انواع سریال و صرف میلیاردها دلار در این راه سعی دارد قضایای اسلامی  را از ایران بگیرد. ولی چشم شیعه که هیچ، چشم مسلمانان به ایران است. حال و در چنین موقعیتی آیا درست است با فراموش کردن وظیفه ی تاریخی خویش به دعواهای درونی برای به دست آوردن قدرت و ثروت و امکانات بپردازیم و با بی اعتنایی به وضع مردم و فرهنگ و اجتماع، زمینه ی سقوط خود را فراهم آوریم؟ آیندگان چه خواهند گفت؟ برای چند روزه ی دنیا چقدر گاهی دروغ می گوییم و تهمت می زنیم و غیبت می کنیم. بهتر نیست مراقب خود و اطرافیانمان باشیم و به فکر بقیه مردم باشیم؟ تعارف را بگذاریم کنار، آیا ما واقعا مسلمانیم؟ مگر پیامبر نفرمود هرکس که صبح کند و به امور مسلمانان اهمیت ندهد  مسلمان نیست؟ مگر نفرمود مسلمان کسی است که از دست و زبانش به مسلمانان آزار نرسد؟ چگونه ادعای مسلمانی می کند نماینده ای که به خاطر قدرت طلبی حاضر می شود قانونی را تصویب کند که به ضرر جمع کثیری از مردم است؟ چطور ممکن است حرفها و اتهامات صدمن یک غاز در مورد افرادی بزنیم که دارند برای مردم کار می کنند و از حقوقشان دفاع می کنند؟ چگونه ممکن است کسی خوشش بیاید که مردم لابالی تر و لخت و پتی تر شوند و جلوی کار مسئولین را در مبارزه با بدحجابی بگیرد؟ شاید برای برخی بهتر است که مردم سرشان به مسائل پست و شهوانی گرم شود تا آنها سوار بر مردم به چپاول اموالشان مشغول شوند. یادمان نرود این دنیای گذرای بی ارزش را به قبر و قیامتمان نفروشیم. اقلا حواسمان باشد دیگران دارند نگاهمان می کنند، چشم دوخته اند ببینند ما که تنها کشور شیعه هستیم چه می کنیم.
یادم می آید سرودهای مقاومت لبنان، قبلا خیلی شبیه سرود های اول انقلاب ما بود، موسیقی نداشت. کم کم مثل ما شدند و دستگاه های موسیقی پیشرفته بکار بردند. الان دارند مثل ایران صدای زن در سرودهایشان می گذارند. خدا به خیر کند. وقتی الگو خودش خراب شود بقیه هم خراب می شوند. در مقابل، حرکت امل از آنجا که الگو و صاحب اختیارشان ایران نیست مانند ایران عوض نمی شوند.
بحث حجاب هم همینطور، لبنان که زنان مسلمانش عموما بی حجاب بودند با اقدامات فرهنگی امام موسی صدر و بدون چوب و چماق، جمع زیادی به حجاب روی آوردند. بعد از ربوده شدن امام موسی صدر و پیروزی انقلاب اسلامی، استفاده از چادر رشد و فزونی یافت. اما ایرانی ها لبنانی ها را دارند خراب می کنند: لبنانی های چادری، زیر چادر روسری رنگی نمی پوشند یا کفش و کیف رنگی استفاده نمی کنند. دیروز دو دختر دیدم که روسری های گلمنگلی زیر چادرشان پوشیده اند و کفش های رنگوارنگ، و کوله پشتی انداخته اند روی چادر و شلوار جین هم از پایین چادرشان مشخص است. این یعنی تمام چیزهایی را که چادری های لبنانی ممنوع به حساب می آورند، رعایت کرده بودند! از نزدیک من که رد شدند دیدم دارند فارسی حرف می زنند! این از چادری ها! بقیه که می آیند اینجا آبروی هرچی ایرانیه می برند! لا اقل یه طوری رفتار کنید که شخصیتتان را زیر سوال نبرند.
---------------
 پی نوشت: خواننده محترمی اعتراض کردند که پوشیدن روسری گل گلی زیر چادر و غیره بد نیست و خراب کردن لبنانی ها عبارتی غلط است. اولا بابت سوء تفاهم پیش آمده معذرت می خواهم و قصد اهانت به خواهران چادری ایرانی را نداشتم. بحث چیز دیگری بود و آن هم الگو گیری دیگران از ما و ضرب المثل هرچه بگندد نمکش می زنند. بنده منظورم این نبود که چادری های ایران دارند لبنان را خراب می کنند. منظور من این بود که برخی تساهل و تسامح ها که در ایران از اول انقلاب پیش آمده و برخی نسبت به اعتقادات کمتر توجه نشان می دهند به لبنان هم نفوذ می کند. من باب مثال همین موسیقی که عرض کردم. متاسفانه رادیو تلوزیون حزب الله هم دیگر صدای زن را طوری پخش می کنند که نمی شود به آن گروه کر اطلاق کرد و قطعا حکم حرام دارد. البته این را هم اضافه کنم که چادر در لبنان بسیار مقدس است و مانند ایران نیست که با چادر هر کاری بکنند. پوشیدن چادر اگر اخلاق و حیای آن را به همراه نداشته باشد مزیتی بر حجابهای دیگر ندارد. دختر چادرپوشی که تمام جسم و لباسهایش از جلوی چادر همیشه معلوم است حجابش ارزش حجاب دختری را ندارد که حتی طوفان هم بیاید فقط چشمانش از زیر چادر معلوم است. در لبنان بسیار زشت است که یک چادری پشت یک مرد بر موتورسیکلت بنشیند هرقدر فقیر باشند مرد با موتور می رود و زن یا پیاده یا با ون. خیلی زشت است در خیابان بایستند و بستنی بخورند، بازی کنند یا خیلی کارهایی که دختران چادری ما انجام می دهند. پوشیدن کفش رنگی و همراه داشتن کیف رنگی روی چادر و حتی زدن عینک آفتابی برای زنان چادری لبنانی خیلی زشت است. هستند زنانی که به دلیل بیماری چشمی لازم است عینک آفتابی استفاده کنند اما به جهت اینکه ضد ارزش است استفاده نمی کنند. چادر یک مفهوم مقدس است و همه ی مردم حتی غیر مسلمانها بسیار احترام می گذارند به زن چادری. کسی که چادر را انتخاب می کند محدودیت هایش را هم می داند اما ارزش و کلاس آن را هم درک می کند. مانند ایران نیست که چادر لباس محل کار بعضی ها باشد و وقتی رفتند خارج کلا بی حجاب شوند. این قضیه در مورد مردان هم هست. برخی ریششان ریش سازمانی است نه ریش تقوایی. یعنی نتراشیدن آن به خاطر حراست سازمان و پیشرفت در مراتب شغلی است نه اعتقاد و التزام به احکام. البته این کلام اخیر به معنی زیر سوال بردن زنان چادری نیست و بد عمل کردن عده ای نمی تواند دلیلی بر انکار ارزش و احترام چادر و چادری داشته باشد. آنچه بنده در مطلب فوق منظورم بود این است که باید مواظب باشیم برخی رفتارهای ما (هر چند به نظر خودمان غلط هم نباشد) تاثیرش بر شیعیانی که از ما الگو می گیرند خوب نیست و گاهی دستمایه ی دشمنان خواهد شد. قبول کنیم چادر اول انقلاب با چادری که الان در جامعه هست مقداری متفاوت شده ، برخی چادرها آنچنان شیک و گرانقیمت هستند و زیورآلات صاحبشان چنان برق می زند که به جای اینکه لباس حجاب باشد، لباس تفاخر شده. برخی چادرها بار معنایی حجاب و عفت و پوشش را کمتر از قبل نشان می دهند. در لبنان کسی مجبور نیست چادر بپوشد اما اگر چادر پوشید خیلی مسائل را مراعات می کند و ارزش دنیایی آن را هم می بیند. ارزش معنوی آن هم با حق تعالی. باز هم بابت سوء تفاهم عذر می خواهم. امیدوارم در پناه خدا موفق و مؤید باشید.

۱۳۹۱/۰۲/۱۵

بلیط دانشجویی

از وقتی رفتم ایران و برگشتم می خواستم در مورد بلیط دانشجویی بنویسم که توفیق نشده بود. حالا داره توفیق میشه! پس این مطلبو دنبال کنید.
وقتی خواستم بیام ایران دنبال گرفتن بلیط بودم و چون اوضاع سوریه بی ریخت بود نمی شد از آنجا بیام که ارزانتر تمام شود. خلاصه، گفتم بلیط دانشجویی بگیرم که نصف قیمته. خوشحال و خندان رفتم از سفارت نامه گرفتم و بردم هواپیمایی. قبلا روزهای رفت و برگشت را تلفنی رزرو کرده بودیم. نامه را که بردم گفتند شما که سه نفرید ، اما نامه برای یک نفره فقط! من رو میگید، داشتم شاخ در می آوردم. خلاصه رفتم دوباره سفارت و نامه گرفتم که اسم من و خانمم و فرزندم توش ذکر شده بود. بعد رفتم دفتر هواپیمایی تو خیابون الحمرا. گفتن شما بیخود جا رزرو کردین! کلاس بلیط دانشجویی متفاوته و باید بهشون میگفتین. حالا ما گفته بودیما! خلاصه از اونجایی که کلا چیزای دانشجویی در ایران یعنی ارائه ی یک جنس یا خدمتی با قیمت نازل و با کیفیت نازل تر ببنید چه به سرمون آوردن:
 بلیطو برام صادر کردن. با خودم گفته بودم خب نصف قیمت باشه با حساب بلیط بچه میشه حدود 500 و خورده ای دلار و با خودم 600 دلار پول برداشته بودم. شد حدود 760 دلار! بعدا فهمیدم چرا! رفتم خونه باز پول برداشتم آوردم! حالا قضیه چی بود؟ بلیط دانشجویی تخفیف 50 درصد داره اما روی گرون ترین بلیط که یکساله است. گرون ترین کلاس ممکن رو نصف قیمت میکنن میدن به آدم بدون حق بار! به جای اینکه بگن دانشجو میخواد زاد و توشه با خودش بیاره ببره میگن خودت بیا و لبسای تنت! فوقش جزوه هاتم بیار! (اینا تحلیل های بنده است، کسی این حرفا رو نزد). خلاصه، ما دیدیم رو بلیط نوشته ok و قبلا هم گفته بودیم حتما اوکی میخواهیم. رفتیم فرودگاه رسیدیم پشت کانتر یک پیرزن بی حجاب چروکیده لبنانی نشسته بود بلیطو گرفت گفت وایسا کنار. این بلیط نمیدونم چی چی نداره! مسئول هواپیمایی اونجا بود. گفت بلیط دانشجویی اوکی نیست! باید وایسی تا جا پیدا شه! بلیط دانشجویی کلاس w هست و request ok یعنی اگه جا بود میبرنت!!! خب بگین اتوبوسه دیگه! خلاصه ما رو وایسوندن و ماهم دارم حرص میخوریم و علاف وایسادیم با زن و بچه. البته بنده خدا خیلی زود زد تا ما رو زورکی کرد تو و اصلا بارهامون رو که حتما اضافه بار داشتیم وزن نکردن. پرواز ساعت یک ربع به 9 بود و ما تا 9 و نیم پشت کانتر بودیم! از بس پرواز شلوغ بود گفتن شاید به شما شام ندن! گفتم شما منو ببند به چرخ و ببر. شام پیشکش! خلاصه رفتیم نشستیم و هواپیما از زور مسافر داشت میترکید. پرواز خوب بود. به ما که غذای اصلی نرسید لوبیا پلوی شب قبلو دادن! خلاصه رسیدیم ایران و به خیر تموم شد. برای برگشت رفتم دفتر هواپیمایی و گفتم اوکی می خوام. گفتن چشم اما اون روز نمیشه. دو روز بعد جا داره. گفتم بده. گفت عجب! بلیط دانشجویی صادر کردن کلاس باز کردن اما بسته است! یعنی ظاهرا کلاس باز کردن و بستن. خلاصه خیلی خر تو خر بود به اصطلاح قدیمیا (البته الانم به کار میره این اصطلاح بلکه بیشتر از قدیم!) گفت وضع بار رو هم تو بلیط نزده. این چه جور بلیطیه؟ ما هم از ترس اینکه نزارن بارامونو ببریم کلی خودمونو سبک کردیم و یه سری چیزا رو ایران گذاشتیم. البته به لطف خدا برگشتنه خیلی خیلی راحت بود و واقعا معجزه بود. برای گرفتن چهارصد دلار به نرخ دولتی از ترس اینکه بگن اقامت داری نصفشو بیشتر نمیدیم، رفته بودم خروجی داده بودم. پلیس گرفت انداخت اون کنار! منو میگی! الکی 550000 ریال پول ناقابل دادم به دولت عزیز که حق ما رو در ارز دانشجویی خورده! خلاصه شماها از این اشتباها نکنین.
هواپیما به خاطر باد بهاری هی می لرزید و کمر بند تمام مسیر اجبارا بسته بود. چند تا تور لبنانی هم که داشتن برمی گشتن لبنان  هواپیما رو گذاشته بودن رو سرشون. هی مهماندار میرفت به انگلیسی می گفت بشین خطرناکه. کمربندتو ببند. نمی نشستند. اشک مهماندار رو جدا در آوردن. می گفت هی بهش میگم بشین نمیشینه! فارسی هم نمیفهمه!!!! خلاصه دیگه برگشتیم لبنانو پامون رسید به زمین و خدا روصدهزار بار شکر کردیم. پشت دستمونم داغ کردیم که بلیط دانشجویی بگیریم. دانشجوهای ایرانی داخل لبنان هم توجه کنن قضیه بلیط اینجوریه. حواسشون باشه که اگه با زن و بچه میرن اذیت نشن.