۱۳۹۱/۰۸/۱۲

دوباره بازهم غدیر شد ولی هنوز هم نیامدی


چند روز پیش بازدید کننده ای برایم پیغام گذاشته بود و عنوان کرده بود که مسیحی است و از من گله کرده بود که چرا به بردن تورهای ایرانی به مناطق مسیحی اعتراض کرده ام. (در این مطلب)
خوشحال شدم که یک دوست مسیحی دیگر پیدا کردم و فکر کردم مانند بقیه، انسان محترم و بافرهنگی است. اما پس از پاسخ محترمانه ی من، به ناگاه با حالتی عجیب به من حمله کرده و هر دروغ و تهمتی از دهانش در می آمد به من و کشورم و مسلمانان نثار کرد و خلاصه ما از هیچ اتهامی نبود که بی نصیب بمانیم.
اتهام و دروغ در طول تاریخ به مسلمانان و حتی پیامبر زده شده و تازگی ندارد و ناراحت کننده هم نیست. اما چیزی گفت که بسیار تعجب کردم. گفته آیا در ایران مرجع مذهبی بزرکی دارید که کاردینال باشد و یا همطراز ماربطرس الراعی باشد. خیر.
حالا فهمیدم چرا می گویند لبنانی ها خود را از همه برتر می دانند. این همه دانشمندان و عالمان دینی ایرانی تالیفات و نتایج چشمگیر داشته اند و همواره دشمنان اسلام از علمای اسلام بیم داشته اند را ندیده گرفته و یک کاردینال محلی را که نصف مسیحیان لبنان هم تابع وی نیستند برتر از تمام علمای ما می داند.
جالب است که می گوید جهان خود به وضوح دید لبنانی ها بافرهنک تر هستند یا ایرانیها و علی الخصوص شماها.
هروقت شخصیت بزرکی همجو بابابندیکتوس16 از ایران بازدید کرد.میتوانید کمی به خود افتخارکنید.
کافی است نگاهی به تاریخ دو کشور بیاندازیم تا ببینیم چه کسانی با فرهنگ هستند. ایرانی هایی که سالها یگانه قدرت دنیای متمدن بودند و سالها مهد ادب و فرهنگ و هنر و صنعت و علم بودند یا لبنانی هایی که در طول تاریخ مورد هجوم و مستعمره ی روم و عثمانی و سوریه و فرانسه و اسرائیل بودند؟ افتخاراتشان بازمانده هایی از روم باستان است و علمای مسلمانی که خب قطعا مورد افتخار این آقا نیستند. بازدید پاپ - که یک مقام تزیینی است و حتی نمی تواند جلوی همجنس بازی و سقط جنین را بگیرد و آنرا غیر قانونی کند- از لبنان چه افتخاری دارد؟ مردمی که به بزرگان دیگر کشورها افتخار کنند مردم بافرهنگی هستند یا مردمی که وقتی رئیس جمهورشان به کشوری می رود به افتخارش (مردم و نه سازمانهای دینی) جشن می گیرند و به خیابان می ریزند؟ افتخار از آن کشوری است که تصاویر رهبر فقیدش هنوز در اقصی نقاط دنیا موجود است. افتخار ما امام خمینی است که شاه امریکایی را با دست مردم از صفحه ی روزگار محو کرد و نظامی درافکند که 34 سال است خار چشم مستکبران اسلام ستیز است. نمی خواستم از امام خمینی خرج کنم، افتخار ما نوجوان 13 ساله ای است که با معرفت و علم و اعتقاد و آزادانه جانش را برای دفاع از میهن و مردم و دینش فدا کرد. افتخار ما دانشمندان جوانی هستند که با تمام سختی ها و تحریمها می توانند نانوسکوپی بسازند که ریاست جمهوری و دانشگاه لبنان برای تصاحب آن کشمکش می کردند و هنوز در دانشگاه لبنان خاک می خورد و کسی بلد نیست با آن کار کند. افتخار ما دین ما است. دینی که به خاطرش چشممان باز شد و واقعیت دنیا را درک کردیم و مجاهدت می کنیم و به خاطرش کشته می شویم. ما را می کشند چون شیعه هستیم. 
در تمام جهان همین است؛ افغانستان و عراق و پاکستان و بنگلادش و پاراچنار مظلوم و بحرین و سوریه. در طول تاریخ هم همین بوده. از کربلا که سخت تر نمی شود؛ ولی دیدیم برنده ی میدان کربلا کیست. بترسند صهیونیست ها و اعوانشان از اینکه کربلایی برای شیعیان لبنان ایجاد کنند که مطمئنا فقط با 72 نفر روبرو نیستند ولی نتیجه همان می شود که آن 72 تن کردند. مولای ما علی علیه السلام که خلیفه ی بر حق نبی است فردا روزی در غدیر برای چندمین بار و رسمی تر از قبل به عنوان ولی امر مسلمانان بعد پیامبر معرفی شد. حدیثش آنقدر مستند و متواتر است که فقط 110 صحابی رسول الله آنرا نقل کرده اند. کارشکنان که نمی توانستند سندیت قضیه را کتمان کنند مجبور شدند بگویند ولایت علی دوست داشتن علی است. اما آیا اگر پیامبر فرموده بود با علی و شیعیانش دشمن باشید بیشتر از این می توانستند به علی و اولادش و ما شیعیان علی ستم روا کنند؟ نه. ما که مهر شیعه روی پیشانیان خورده یعنی مهر کشتنمان را روی صورتمان زده ایم. ما را می کشید؟ دست بسته نیستیم اما مظلومیم و انتقام جو نیستیم. آخرسر صاحب ما، فرزند علی پهلوان عرب، فرزند حسین خون خدا، ظهور می کند و بدا به عاقبت ستمکاران. دیگر خیلی ظهور نزدیک شده است. بویش را حس می کنم. از بوی خون ما بوی ظهور به مشام می رسد. از بوی محاصره شدنمان بوی ظهور می شنوم و از شنیدن صدای قدمهای مشرکان که با شمشیرهای آویخته روز به روز بیشتر به دورمان حلقه می زنند صدای ظهور مهدی فاطمه را می شنوم. خدایا برسان نجات بخش ما را. تا کی ما را بکشند؟ تا کی با فریب و نیرنگ به ما تهمت بزنند؟ تاکی؟ خسته شدیم. پیامبر هم خسته شد؛ وقتی از طائف باز می گشت، با بدنی خونین و پاهایی خسته روی زمین نشست. اما گفت سفرم موفق بود! یک نفر را مسلمان کردم. یا ابا صالح، دندان شکسته ی پیامبر انتظار ظهور تو را می کشد، زخم فرق علی، سرخی صورت فاطمه، دست ورم کرده و سینه ی شکسته اش، جگر قطعه قطعه ی حسن در طشت و سر حسین بر نیزه هنوز انتظار ظهور تو را می کشند. پدرانت که همگی به ناحق کشته و مسموم شدند منتظر تو هستند. شیعیانت که به جرم شیعه بودن هنوز در نقاط مختلف دنیا کشته می شوند منتظر تو هستند. کجایی که ما هنوز در بیعت غدیریم. کجایی ای عزیز که با ذوالفقار علی و عمامه ی رسول بیایی و دل غمزده ی ما را به ظهورت شاد کنی. کجایی که مسیح پشتت نماز گزارد تا جای هیچ بهانه ای برای اهل شک باقی نماند. کجایی که  منافقان کلیددار کعبه را به بند کشی تا همه ی مسلمانان آزادانه در مکه حج بگزارند و دیگر کسی محل شکافته شدن کعبه را پنهان نکند. هنوز منتظرم از میان شورشیان سوریه سفیانی برخیزد و بگوید من همان سفیانی معروف هستم. نیمی از ما را بکشد تا فدای قدمهای مبارک تو شویم. من حاضرم مرا بکشند تا تو ظهور کنی. اما دوست دارم لحظه ی آخر تو را ببینم که سوار بر مرکبت از راه می رسی و قاتلان را تار و مار می کنی. پیاده شوی و سرم را در آغوش بگیری و مسیح هم دست با برکتش زخمهای من را التیام بخشد. دوباره جان می گیرم. با فکرش هم جان می گیرم. می خواهم بلند شوم، کاری بکنم؛ چه انتظار سختی است. گفتی در انتظار من دعا کن، دعا می کنم. چرا نگفتی در انتظار من آماده شو، ترسیدی به اتهام قیام و آشوب ما را بگیرند و بکشند؟ آری، حتما می دانستی وقتی شیعه را بی بهانه می کشند، سلاح بر دست گرفتن و آماده شدن، بزرگترین جرم و بهانه برای کشتن ما است. حیف که تا به حال سلاح در دست نگرفته ام، حیف که تا به حال خودسازی نکرده ام، وقتی تو بیایی من به چه دردت می خورم؟ من به چه دردت خواهم خورد؟
می گویند شجاعت و زور بازویت مانند علی، حیدر کرار است. می گویند ضرب دستت به علی و عباس رفته. وقتی موسی یک سیلی اش کسی را کشت تو لازم نیست سیلی بزنی، بگذار ما بزنیم. می گویند تمام نیروهای طبیعی و غیر طبیعی گوش به فرمان تو اند. پریروز طوفانی در امریکا آمد و همه چیزشان را به هم ریخت. کوسه در خیابان شنا می کرد و آب بود که مشت قدرتمند خود را به دیوارهای پوشالی کشور قدرتمندان می کوفت. فکر کنم این هم مثل مانورهایی است که ما برگزار می کنیم. اگر باد و باران و سیل و زلزله و جانوران و حتی اراده ی افراد به دست تو است چه باک از سلاح های دشمنان و بمب های اتمی و شیمیایی آنها.
غدیر فردا است ولی کاش امروز ظهور بود. امروز جمعه است، باید فریاد بزنم؟ جمعه. روزی که تو خواهی آمد. روز انتقام تمام ستمدیدگان تاریخ. روز شادی ما و روز وحشت و خذلان دشمنان خدا. اگر در غدیر نبودیم حدیث غدیر را شنیده ایم، اگر دست به دست علی ندادیم از دست پدرانمان ایمان به ولی را گرفته ایم. ولی آیا دستمان به آستان پرمهرت خواهد رسید؟ باشد که دعای مومنان حقیقی مستجاب شود و تو بیایی. دیگر خسته شده ایم. باید بیایی و حدیث غدیر را با صدا و نوای رسول خدا برایمان بخوانی. تشنه ی صدای پر مهرت هستیم که صدای محمد و علی و حسن و حسین از آن به گوش می رسد. دیگر وقت آن شده تا در تقویم ها بنویسند جاء الحق و ذهب الباطل، ان الباطل کان زهوقا.
به مناسبت عید غدیر، عید الله الاکبر و برای سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات.

۶ نظر:

ارمن گفت...

تاسف آور است که باعث رنجش خاطر شما دوست عزیز شدم. واز شما از صمیم قلب عذرمیخواهم.ولی وقتی بعضی بیام های شمارا دیدم که کویی مامسیحیان همواره بدنبال تبدیل کردن دیانت شما هستیم(طبق آیه ای که قرارداده بودید)ویا مطالب دیکر. واقعا ناراحت شدم. شما میتوانید همان نظراول مرا ببینید که از شما کله نکردم بل نوشتم که ازشمارنجیدم/
در وهله ثانی شما از فساد ازکشور من کفتید. حال اکر ایران فساد اخلاقی نداشته باشد و یا بصورت بنهان باشد.ولی خود شما زوایی اقتصادی-سیاسی و فرهنکی انرا دیده اید.ثالثا:بکذارید نظر اصلی خودرا درمورد وضعیت شهروندی شما بکویم که دیدکاه امن العام و وزارت امورخارجه لبنان متاسفانه در برابر بیشتر مهاجرین اسیایی به همین منوال است.و من رفتار کل ایرانیان را با مهاجرین مثال قرار دادم نه شما را./

ارمن گفت...

نکته جهارم اینکه:
برای معلومات شمایادآورمیشوم.
که ماربطرس الراعی باتریایرک انطاکیاست(موارنه)و مقام کاردینالی تنها به افرادی که باباروما مشخص کند قابل دسترسی است. که اکر وی وفات فرمود،انتخاب باباروما از میان مجمع کاردینالی خواهد بود/
و این نه تنها افتخاری برای مسیحیان لبنان بلکه باید برای کل خاورمیانه باشد.
در بایان باردیکر اکر اسائه ادبی به شما شد صمیمانه عذرمیخاهم.امیدوارم عذرخواهی برادرمسیحیان را ببذیرید.جنانکه بیشوای شماامام علی میگوید:
انسانها یا در دین باتو برادرند ویا در خلقت.
موید باشید

آرمن گفت...

مدت مدیدی بود که به سایت شوما نیامدم.و البته شما نیز
بیامی در مورد قبول عذرخواهی من ننوشته بودید.بیرو نظرات فوق و همجنین نظرات اشتباه شما بیرامون کاردینال راعی که در مقاله خود نکاشته بودید شمارا به این خبر ارجاع میدهم. باشد که این خبر مورد تنویر افکار عمومی ایرانیان واقع شود و به این خاطر که یک رهبر کلیسای شرقی(مارونی) بعنوان کاردینال معرفی شد موجب مباهات هرفردی اعم از مسلمان و مسیحیی باشد.جنانکه در خبر میبینید حتی یک عضو حزب الله نیز در مراسیم اعلان وی در روز شنبه در روما شرکت خواهد نمود.http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/11/121124_u09_pope_cardinals.shtml
ضمنا ایام سوکواری محرم را نز به شما تسلیت عرض می نمایم.
***سلام المسیح مع قلبک***

mood kerbes گفت...

آرمن جان. من از پیامبر اسلام بالاتر نیستم. وقتی کسی به وی اهانت می کرد پیامبر به او مهربانی می کرد. وقتی یک یهودی که بارها بر سر پیامبر خاکستر می ریخت، مریض شد و خبری از او نشد، پیامبر گفت از دوست ما خبری نیست و به عیادتش رفت. شما اگر به من اهانت میکردی هیچ اشکالی نداشت. اما من تحمل نمی کنم کسی به مسلمانان و دینم اهانت کند. اگر عده ای از مسلمانان اشکالاتی دارند که حتی دین اسلام هم مخالف آن است دلیل نمی شود آن را به همه تعمیم دهیم. باز هم ممنونم که به من سر زدی. من از تو ناراحت نیستم. همیشه ارمنی هایی را دیده ام که برای حضرت ابالفضل مجلس برگزار می کنند یا نذری می دهند. خدا خواسته های همه ی بندگانش را اجابت کند و همه ی ما را هدایت. خدا کاردینال مار بشاره پطرس الراعی را هم در پناه خود حفظ کند.

ناشناس گفت...

محمود جان نظرات شما را همواره خوانده ام و همه محترم!
اما چیزی که در این مدت مرا به شدت عذاب میداد ومن بارها نیت کرده بودم بگویم اما خودم را کنترل کردم این است:
شما مانند من یک شیعه مذهب هستی و خدا را شکر که ولایت اهل بیت علیهم السلام را همان ولایت خداوند باری تعالی میدانی!
نسبت به قران و روایات معصومین هم اشراف نسبی داری!
محبت و ولایت اهل بیت پیامبر علیهم السلام هم به لطف خدا در گوشت و پوست شما آمیخته شده است!
سوال من این جاست: چگونه برای آقایان خمینی و خامنه ای ولایت باز کردی؟ مگر کردیت بانک است که بشود برای هر کسی باز کرد؟ مگر نه این است که ولایت فقط از آن خداست و آن که خدا به او تفویض کند؟ شما چگونه اینقدر داری سنگ اینها را به سینه میزنی؟ خودت هم میدانی از هیچ آیه قران یا روایتی نمیشود برای اینها ولایت باز کرد! لطفا به من نگو برو کتاب ولایت فقیه آقای خمینی را بخوان! برای من دلیل مستند بیاور که امام زمان علیه السلام به حکومت این ۲ نه رضایت کامل بلکه رضایت نسبی اندک داشته اند؟
یک سوال از شما میپرسم خدا وکیلی این سوال را اینجا به من جواب نده! خواهش میکنم یک شب که نماز شب خواندی در خلوت از خودت بپرس؟
اگر امام زمان علیه السلام ظاهر شوند و به تو بگویند ای محمود این امامانی که تو برای خود برگزیدی به هیچ عنوان مورد تایید ما نبودند بلکه خون به جگر ما کردند شما در آن لحظه چه میکنی؟ آیا در آن لحظه کوتاه به اعتقاد غلط خود پی میبری یا خدای نکرده نعوذبالله به امام زمانت شک میکنی؟ من فقط میخواهم در مورد این سوال در خلوت با خود فکر کنی نه اینکه اینجا جواب دهی! چون ممکن است دیگر من اینجا نیایم!
اما من این سوال را از چند تا از دوستانمان که شما هم میشناسی پرسیدم و همه آنها به فکر فرو رفتند!این سوال مهمی است برای آنها که امامانی برای خود اختیار کرده اند و محبت آنها و ولایت آنها را در امتداد ائمه اطهار نعوذ بالله میدانند!
من این حرف ها را در حالی به تو میزنم که سابقه رفاقتمان بیش از ۱۰ سال است و تو را به خوبی میشناسم و میدانم که آدم متعصبی نیستی و از طرفی هم میدانم مانند برخی از این راه دنیا به دست نمیاوری!
لطفا فکر کن! جواب نده؟
یا علی

mood kerbes گفت...

دوستان نظر بنده را در این پست مشاهده فرمایید:
http://www.moodkerbes.com/2012/11/blog-post_29.html