۱۳۹۱/۰۶/۱۸

خاطرات نصرالله- قسمت پنجم


روزی در ماشین نشسته بودیم و با امام به جایی می رفتیم. امام سیگاری در آورد و بر لب گذاشت تا آتش بزند. نبیه بری از عقب پرسید:
مولای ما! از نظر شما حکم فقهی سیگار کشیدن چیست؟
امام موسی صدر لحظه ای درنگ کرد سپس سیگارش را برگرداند به پاکت و گفت: من از این به بعد دیگر سیگار نمی کشم.
و از آن به بعد کلا سیگار را ترک کرد. هرچند سیگاری نبود و مثل سیگاری ها پاکت سیگار همراه نداشت. اما در مجالس اگر کسی تعارفش می کرد می کشید. ولی بعد این واقعه کلا سیگار را ترک کرد.

۲ نظر:

ناشناس گفت...

این داستان حقیقی نیست. برخی از اطرافیان بزرگانی چون امام موسی صدر برای تقدیس بزرگان یا برای مهم جلوه دادن خود اخباری غیر واقعی از ایشان نقل می کنند و اینکه نبیه بری امام را متنبه کرده که سیگار بد است داستان مستندی نیست. لطفا در قرار دادن خاطرات دقت بفرمایید.

mood kerbes گفت...

صحت و سقم خاطرات بر عهده ی گوینده ی آن است. همانطور که عرض کرده بودم بنده مترجم این خاطرات بودم و آنها را از مصاحبه شوندگان شنیدم.