۱۳۹۱/۰۶/۲۹

لبیک محمد لبیک



دو روز پیش یعنی دوشنبه رفتیم راهپیمایی اعتراض به اهانت به رسول اکرم (صل الله علیه و آله)
عباس با من آمد، یعنی من عباس را بردم. تمامی خیابانها و کوچه های منتهی به راهپیمایی با کامیونهای پر از سنگ بسته شده بود تا هیچ وسیله ی انتحاری نتواند خودش را از موانع رد کند. یه بازرسی بدنی خیلی شل و ول هم انجام می شد.  طرف راست بلوار مردها بودند و طرف چپ زنها. دو دسته از پیشاهنگهای نوجوان حزب الله جلو می آمدند، بعد از آن علمای شیعه و سنی و مسیحی که بازوها را در هم گره زده بودند و شعار لبیک یا رسول الله می دادند؛ بعد هم مردم عادی. سر هر چهار راه کلی باندهای قوی گذاشته بودند که صدایشان گوش را کر می کرد. هر کدام برای خودشان شعارهای مرگ بر امریکا و مرگ بر اسراییل و لبیک یا رسول الله و قائدنا محمد می دادند.
از تقاطع حدث و هادی نصرالله پیچیدند و رفتند طرف حدث، منطقه ای مسیحی نشین. رسیدیم جلوی رستوران KFC. مقداری نیروهای ارتش با هاموی های مسلح به تیربار وایساده بودن که یک وقت کسی رستوران را آتش نزند! آخه روز قبلش سنی های شمال (سلفی های ناقص العقل) ریخته بودند و کولرگازی های رستوران KFC در طرابلس را کنده و دزدیده بودند بعد تمام غذا ها را خورده و در آخر رستوران را آتش زده بودند! خلاصه، حتی کسی یک سنگ هم پرت نکرد. 
خیلی منظم و پر شور همه شعار می دادند و راه می رفتند. رسیدیم جلوتر و دیدم انتهای خیابان را پرده بزرگی زده اند برای سید حسن که تله کنفرانس صحبت کند. یک عده که دیده بودند جلو بسته است فکر کردند مراسم تمام شد و داشتند بر می گشتند. من هم بعد از رستوران ایستادم تا کمی خستگی در کنم. ناگهان مردم شروع به جیغ کشیدن و فریاد زدن کردند و می دویدند به سمت پرده نمایش. فهمیدم خود سید حسن آمده و مردم شور گرفته اند. جمعیت عظیمی که در خیابان بود همه داشتند می دویدند. جلویی ها حتما له شدند از فشار مردم. سید حسن آمد و 12 دقیقه صحبت کرد آنهم نه وسط ضاحیه و مراکز حزب الله، بلکه در خط تماس با منطقه ی مسیحی. حتی شیشه ی محافظ ضد گلوله هم نذاشته بودند. پیام سید حسن در این اقدام این بود که عملا نشان داد همه ی ما فدایی پیامبرمان هستیم و از هیچ کس و هیچ چیز هراسی نداریم. مسیحیان با ما در غم اهانت به پیامبر شریک هستند و دشمن ما نیستند. شبکه ی دوی تلوزیون اسراییل گفته بود سید حسن نصرالله به خاطر این فیلم اهانت آمیز مجبور شد خود را آشکار کند و ضمن پوشش صحبتهای سید حسن از اتهام به دست داشتن اسراییل در فیلم اظهار تعجب کرده بود. صحبت سید حسن که تمام شد و شعارهای لبیک یا رسول الله با صدای قاطع فریاد زده شد، مردم آرام آرام برگشتند. در راه خیلی تعجب کردم که چرا خیابان اینقدر تمیز مانده. نه یک قوطی آب معدنی نه دستمال نه ته سیگار! در ضاحیه واقعا معجزه شده بود برای اینکه روز عادی خیلی آشغال زمین می ریزد. سرود بسیار زیبا و پرشوری با بلندگو ها پخش می شد که عباس هم دستهایش را با آن تکان می داد. این سرود را هم بشنوید.

۱ نظر:

سمیه گفت...

چه عالی که تو چند متری سید حسن بودید.