۱۳۹۱/۰۲/۲۸

تور لبنان و اقامت در هتل مسیحی!


تورهای ایرانی که به لبنان می آیند تقریبا برنامه ی ثابتی برای گشت و تفریح دارند: بازدید از صخره ی روشه، تله کابین و کلیسای بالای کوه جونیه، گشت دریایی، قلعه ی باستانی بعلبک، مجسمه ی حضرت مریم در حریصا، بازار و خرید و غیره.
اما نکته ای که جا دارد مردم و مسئولان ذیربط توجه کنند آنست که برنامه ی تورها بیشتر یک تبلیغ مجانی مسیحیت است و تور ترک التزام! از بردن به کلیسا و مجسمه ی حضرت مریم و سرهم کردن داستانهای غیر واقعی در مورد صخره روشه تا اقامت در هتل های مناطق مسیحی  و خرید از مراکز خرید مسیحیان! درست است لبنان مناطق مسیحی اش مرتب تر از مناطق دیگر است اما مناطق مسلمان نشین صور و صیدا و بیروت و بعلبک، کم از مناطق دیگر ندارد. اصلا چرا باید تور یک کشور مسلمان بیاید و دلارهای مسافرانش را برای کسانی خرج کند که هیچ تبادلی با کشور ما ندارند و پولی به کشور ما باز نخواهد گشت؟ چرا مناطق بسیار زیبای شیعه نشین بعلبک با وجود داشتن هتل های مناسب فقط برای یک گشت چند ساعته در نظر گرفته می شود؟ چرا مناظر زیبای جنوب و مردم خونگرم و مهربانش با وجود هتل های خوب اصلا مورد توجه نیست؟ چرا در حالیکه یکی از زیباترین هتلهای لبنان با انواع اتاقها با دکورهای سنتی ترکی و لبنانی و صفوی و هندی و مکزیکی و عربی و ژاپنی و دکورهای کلاسیک و مدرن ایطالیایی و آمریکایی و غیره در نیم کیلومتری فرودگاه است، مسافران را به هتلهای مناطق مسیحی واقع در شمال لبنان با فاصله یکساعت می برند؟ شاید برای برخی آدمها رفتن به هتلی که کافه بار و سالن رقص و کلوپ و غیره داشته باشد دلچسب تر است!
از برنامه های مشکوک تورها که بگذریم، خود مسافران هستند که گاهی رفتارهای ناشایست برخی از آنها، آبروی ایران و ایرانی را خدشه دار می کند. هر وقت یک اتوبوس توریستی می بینم اگر زنانش لباسها و آرایشهای غیر معمول داشته باشند می فهمم از ایران آمده! تیپ لباس و پوششان و کلاسشان از زنان دیگر متفاوت است و آرایشهای عجیبی می کنند که لبنانی ها بخواهند عروسی بروند آنجور آرایش نمی کنند. من اسمش را گذاشته ام بی حجابی عقده ای! خلاصه یک تیپ عجیبی که آدم بدش می آید. (حتی لبنانی ها هم برایشان جالب نیست) به تمام این مصائب اضافه کنید تبلیغ مسیحیت یک مرد انگلیسی و زن ایرانی اش را برای کسانی که آمده اند لب دریا بازدید کنند.
مراکز خریدی هم که تورها می برند یا خیلی گران است یا مراکز بی کلاسی می برند که قیمتش مناسب است. مثلا می برند الدورادو که یک فروشگاه دست چندم است و لباسهایی که دارد یا چینی ارزان قیمت هستند یا لباسهایی است که مارکشان را مخدوش می کنند.
یکی از دوستانم کار خیلی خوبی کرد. خودش بلیط گرفت آمد. ویزا هم که دیگر نمی خواهد. یک کارت سفید رنگ در هواپیما یا فرودگاه به انگلیسی پر می کنید حاوی اسم و مشخصات پاسپورت و محل اقامتتان است. بعد به تاکسی گفت یک هتل شیعه می خواهم در منطقه روشه. تاکسی هم او را برد هتل لانکستر. ظاهرا هتل خوبی هم بود. روز بعد که برای ناهار به مطعم الساحة رفته بودند از هتل آنجا خوششان آمد و آمدند هتل الساحة که ارزانتر هم بود. خودشان یک سری مراکز خرید رو گشتند و رفتند کل جنوب رو بازدید کردند و کلی بهشان خوش گذشت.

۱۲ نظر:

ناشناس گفت...

من خودم بعنوان یک مارونی، این زوج بریتانیایی-ایرانی بروتستان رو از نزدیک میشناسم.ولی به نظرم مشکلی ندارد که بخواهند تبلیغ مسیحیت بکنند. جون انسانها در عقیده آزاد آفریده شده اند.و آنهاهم خدای ناکرد تبلیغ ضد انسانی و یا خلاف اصول بشری انجام نمیدهند/شما خود در قران دارید: لااکراه فی الدین-قد تبین الرشد من الغی/بس جه اشکالی دارد که آنها هم طریق رسیدن به خدا را جور دیکر اموزش دهند.بقول برویز برستویی: به اندازه انسانها راه هست برای رسیدن به خدا./خوب است همینها شب ها بروند در کاباره ها؟؟؟
بس کسی که با شما نیست ضد شما هم نیست.
با احترام
ببخشید که فونت عربی بود .

mood kerbes گفت...

اگر این طرز سخنان زیبا و سحرآمیز مبلغین مسیحی نبود دین مسیح پیشرفت نمی کرد. فضای این مطلب اصلا فضای دینی و تبلیغی نبود و صرفا یک توجه و راهکار برای توریسم ایران بود. کسی نگفته مبلغین مسیحی کار غلطی انجام می دهند اما وقتی یک شهرستانی ساده ی ایرانی پولش را جمع کرده که یکبار برود خارج و از سفرش لذت ببرد مقامات ایرانی می توانند بی تفاوت از کنار قضیه ی مبلغین مسیحی بگذرند؟ لبنان کشور آزادی است و هرکسی می تواند به تبلیغ بپردازد. اما در کشورهای مسیحی دیگر اجازه ی تبلیغ علنی اسلام داده می شود؟ فرانسه که مهد حقوق انسان نامیده می شود اجازه می دهد یک مسلمان با حجاب بیرون بیاید؟ آیا این انحصارگرایی فرقه ای نیست؟ پرویز پرستویی مرجع دینی ما نیست و در آن فیلم نقش یک شرور را بازی می کرد که برای فرار از زندان لباس یک روحانی دینی را پوشید. راه خدا فقط یکی است و آنهم همان راهی که خودش مشخص کرده است. بحث صراط و طریق است. صراط خدا فقط صراط مستقیم است اما از طرق گوناگون: شما فقیری را سیر می کنی، من به همسایه ام کمک می کنم، شما نماز می خوانی، من دعا می خوانم، شماروزه میگیری من به مسجد می روم. اینها می شود طریق الی الله که به عدد انفاس الاخلائق است. اما نمی شود شیطان را بپرستم و بگویم من از این طریق خدا را می پرستم! نمی توانم همسایه ام را کتک بزنم برای اینکه دین مرا ندارد. شما هم نمی توانی مرا بکشی چون از دین شما نیستم. در این صورت از صراط خدا خارج شده ایم و به دشمنی با خدا برخواسته ایم.
موفق باشید

ارمان گفت...

زیرا که مسلمانان همیشه در جنک با یکدیکر بوده اند همواره مردمی فقیر-وحشی و ترسو بودند(لورنس عربستان)

معلوم است زیرا که به واسطه بیامهای بر از مهر شماست که روزانه شاهد سربریدن ها و دست بریدن هاهستیم.
معلوم است که به واسطه سخنان مهرآمیز مبلغین این دین به حول الهی روزانه در جهان کسترش می یابد.
درحالیکه در جهان اسلام همواره از نام خدا سوء استفاده میشود و یاآنکه العیاذ بالله فکر میکنن خداوند هم مانند خودشان جاهل است و میخواهند با اصولی مثل متعه و محلل و هزار مساله دیکر سر خدا کلاه بکذارند.

mood kerbes گفت...

جملاتتان بسیار بچه گانه و کوچه بازاری است. متاسفم. به یک فیلم که توسط همکیشان شما ساخته شده استناد می کنید و کارهای طالبان که ساخته ی دست همکیشان شماست را برای تخریب اسلام بهانه قرار می دهید. اگر سمیر جعجع قاتل است می توانم بگویم همه ی مسیحیان قاتل هستند؟ کار چند مسلمان را نمی توان به حساب دین گذاشت. جوری گفتید سر بریدن و دست بریدن که آدم فکر می کند نقل و نبات است. الحمدلله همه میدانند مزدورهای امریکا چنین اخلاقی دارند. پس ربطی به دین ندارد.
اول فکر کردم لبنانی باشید و خوشحال شدم که با یک مسیحی بافرهنگ صحبت میکنم. اما از نوع کلام و استدلال و نوشتنتان فهمیدم یک ایرانی سیاه نما هستید.

ناشناس گفت...

نکته اول انکه ایرانی نیستم و هیج افتخاری هم نسبت به ایران ندارم. بلکه جون سالها با عموی خود درایران بواسطه تجارت فرش همکاری داشتم از خلق و خوی ایرانیان کاملا اطلاع دارم.وقتی بکویید ر. من تا روشه میروم و بازمیکردم.فکرنکنید که هرکسی که فارسی بلد است ایرانی است. منهم ابتدا فکر میکردم هرکس در ایران عربی میداند حزب الله هست./
البته از شما که احتمالا معاش روزانه تان توسط سفارت فخیمه ایران تامین میشود جیز دیکری نمیشود سراغ داشت که همه را دشمن می بندارید.

ناشناس گفت...

ضمنا.من خود به شخصه طرفدار سمیرجعجع نیستم/ولی بشیر جمیل را بهترین رئیس جمهور لبنان میدانم/
کاش وی زنده بود که شاهد فتنه هایی جون شما نبودیم/
دوست دارم آیا شماکه اینقدر به واسطه سفارت ایران و حزب الله شجاع هستید ایا حاضرید که در دانشکده نیز به همین اسانی در مورد لبنان و لبنانیها بدکویی کنید و یا زبانتان تنها اینجا دراز است که مدیر سایت هستید/
لازم نیست شما از ما و فرهنک ما تعریف کنید. جهان خود به وضوح دید لبنانی ها بافرهنک تر هستند یا ایرانیها و علی الخصوص شماها.
هروقت شخصیت بزرکی همجو بابابندیکتوس16 از ایران بازدید کرد.میتوانید کمی به خود افتخارکنید./
ضمنا باردیکر اعلام میکنم.شما حتی اکر از سفارت حقوق خود را میکیرید.بازهم مهمان ماهستید.و با این طرز برخوردی که با افغانستانیها-عراقیها و سایر دیکر ملیتها دارید انتظار نداشته باشید در لبنان بعنوان شهروند درجه1به شما نکاه شود
ضمنا ارمان اسم ایرانی نیست. آرمن است. و نامی مسیحی است/
سفارت ایران موید باشید!

ناشناس گفت...

ضمنا باردیکر اعلام میکنم.شما حتی اکر از سفارت حقوق خود را میکیرید.بازهم مهمان ماهستید.و با این طرز برخوردی که با افغانستانیها-عراقیها و سایر دیکر ملیتها دارید انتظار نداشته باشید در لبنان بعنوان شهروند درجه1به شما نکاه شود
ضمنا ارمان اسم ایرانی نیست. آرمن است. و نامی مسیحی است/
سفارت ایران موید باشید!

ضمنا مفاخر دیکر لبنان را یادمان رفت. آیا در ایران مرجع مذهبی بزرکی دارید که کاردینال باشد و یا همطراز ماربطرس الراعی باشد. خیر.
انطور که من سراغ دارم جیز دیکری است.بکذارید از سلطان شکر و صنایع کاندوم و دیکر جیزها سخنی نکویم

mood kerbes گفت...

شما با این طرز صحبت، شخصیت و خلق و خوی خود را به همه نشان دادید. نگاه تیره و متعصبانه و قوم گرای شما و تهمت ها و بی احترامی هایی که پشت سر هم روا می دارید مرا از دوستی و دیدار شما منصرف کرد. شما که مسلمانان را به وحشیگری و جنگ و کشتار متهم می کنید و خود را پاک و منزه می دانید به من بگویید چرا من را متهم می کنید که از سفارت پول می گیرم؟ چرا متهم می کنید که مانند بقیه ی ایرانی ها با افغانها و عراقی ها بد هستم؟ چرا آسمان را به ریسمان می دوزید تا بلکه بتوانید ایرادی به من بگیرید؟ مگر من چه کار کرده ام؟ انتظار داشتم یک مسیحی واقعی با اخلاقی مسیحی از من استقبال کند و با مهربانی رفتار کند. شما تابع دین خود نیستید. تابع حضرت مسیح نیستید. لازم نیست من از مفاخر ایران نام ببرم که تمام دنیا مفاخر ایران را می شناسند و به علم و دانش ایرانیان احترام می گذارند. همین امام موسی صدر که برای مدتی در لبنان بود کافی است تا مثالی زده باشم از مفاخر ایران. امام موسی صدری که کشیشان مدرسه ی دینی مسیحیت در پایان سخنرانی وی در آنجا گفتند معنویتی که شما در این نیم ساعت به همه ی ما دادید بیش از معنویتی بود که ما در طول تحصیل به دانش آموزان خود می دهیم. من برای مار بشاره پطرس الراعی احترام قائلم و از وی خوشم می آید اما نمی دانم چرا وی را اینقدر بزرگ می کنی؟ از خود جناب پاپ که بزرگتر نیست. او نه تنها در داخل لبنان مورد قبول همه نیست بلکه در خارج لبنان هم تاثیر گذار نیست. وی مرجع چند نفر از لبنانی هاست؟ یک مرجع دینی ما اقلا نیمی از شیعیان جهان مقلد دارد. وقتی دستوری بدهد مردم گوش می کنند. کاش ادب و روحانیتی که مار پطرس دارد را شما هم داشتید. من نه میهمان شما هستم نه کارمند و حقوق بگیر سفارت. من فوق فوقش اسیر شما باشم من کسی هستم که زندگی اش مثل بقیه ی شیعیان لبنان برای شما ارزشی ندارد. چقدر از شیعیان تا کنون به آتش فتنه های شما سوخته اند؟ چقدر از آنها به جهت کنار آمدن شما با دشمنتان کشته شدند؟ من کسی هستم که اگر شما هنوز زور داشتید مثل 4 دیپلمات ایرانی دزدیده و سربه نیست می شدم. من میهمان شیعیان ضاحیه هستم. من میهمان مردمانی هستم که خار چشم مستکبران عالم شدند. من میهمان کسانی هستم که اسرائیلی های بچه کش را ادب کردند. من خودم را لبنانی می دانم چرا که مادرم لبنانی است. شما از ترس آنکه مبادا تعادل جمعیتی دروغینی که برآن اساس قدرت را در لبنان به دست گرفته اید به هم بخورد نمی گذارید برای امثال ما شناسنامه لبنانی صادر شود. برای خوانندگان عزیز بگویم ضرب المثلی در لبنان هست که می گوید حتی اگر فقط یک مارونی در لبنان باشد او اکثریت است!

mood kerbes گفت...

در هر کشوری فساد هست اما فسادی که برخی مسئولین مسیحی به واسطه ی در دست داشتن گلوگاه های اقتصادی و سیاسی و نظامی مرتکب شدند حتی در آمریکا هم وجود ندارد. 60 میلیارد بدهی خارجی کشوری کوچک غیر معقول است. میلیاردها دلاری که برخی مسئولین مسیحی لبنان دزدیدند روی تمام مفسدان اقتصادی ایران در طول 2500 سال پادشاهی و 34 سال انقلاب تا کنون را سفید کرده. شاید شما بتوانی چند خواننده ی نامطلع را فریب دهی اما من اینقدر از دزدیهای مسئولین لبنانی شنیده ام که حد ندارد. همین ژنرال عون و داماد عزیزشان که دیگران را به دزدی متهم می کنند خودشان بارها ضد قانون عمل کرده اند. نگویید نمی دانید ژنرال عون 15 سال به فرانسه تبعید شد. من نمی خواهم مثل شما اشکالات و فساد چند نفر را به همه تعمیم دهم. چرا که این کار حماقت و چشم بستن به روی واقعیت ها است. من همه ی لبنانی ها را دوست دارم، لبنان را دوست دارم. از اسرائیل متنفرم. از کسانی که امنیت لبنان را به هم می زنند متنفرم. نگویید حزب الله امنیت لبنان را به خطر انداخته. این کلامی ناصحیح و غیر منطقی است. کسی که امنیت لبنان را به خطر انداخته اسرائیل و مزدوران داخلی اش است. امیدوارم شما ناخودآگاه مزدور اسرائیل نباشید.
ضمنا من نه نماینده ی کشورم هستم نه حقوق بگیر از کشورم. نه حزب الله به من پول می دهد نه کار غیر قانونی می کنم. شما اشتباهی یقه ی مرا گرفتی. برو با کارمندان سفارت درگیر شو.
من در این کشور نه برق می دزدم نه هیچ چیز دیگر. اما باید مالیات خودرویی را بدهم که از دوستان شما خریدم، باید آبونمان برقی را بدهم که بیشتر روز قطع است و شما با یک قانون آنرا به مناطق خودتان اختصاص دادید، باید کل پول دکتر و داروی خودم و خانواده ام را بدون بیمه بدهم، تمام رسوم و مالیات های حکومت را پرداخت کنم حکومتی که خیابانها را درست نمی کند، روشنایی و برق خیابان را تامین نمی کند، به من برق نمی رساند به من بیش از 15 روز آب نمی رساند، امنیت مرا تامین نمی کند. (امنیت خودش را هم نمی تواند تامین کند!) امیدوارم هیچگاه حزب الله قدرتش را از دست ندهد زیرا شما حکمت و سعه ی صدر حزب الله را ندارید و تاریخ نشان داده با کسانی که از خودتان نیستند چقدر دشمنی می کنید.

mood kerbes گفت...

من بواسطه ی حزب الله و سفارت اینجا نیستم. من یک لبنانی هستم که شما شناسنامه اش را خورده اید چون میترسید تعداد شیعه بیشتر شود. من چون قانونی هستم و نه پولی دزدیده ام نه قتلی انجام داده ام شجاع هستم و زبانم دراز است. من بدگویی نمی کنم. واقعیت ها را می گویم. اگر شما در کشورتان فقر و فساد است تقصیر از من نیست. من اتفاقا سعی دارم لبنان را بی طرفانه و صحیح به هموطنانم نشان دهم و بشناسانم. اتفاقا لبنانی ها هستند که همیشه غر می زنند و از کشورشان بد می گویند. بنا بر این نیازی نیست من در دانشکده بدگویی کنم. من در دانشکده فقط گوش می دهم و می خندم. شما خودتان با هم درگیرید. دشمن اصلی را ول کرده اید و یقه ی حزب الله را می چسبید. وقتی حزب الله نبود هم وضعتان همین بود. مشکل حزب الله نیست.
لزومی نمی بینم دیگر به اتهامات شما پاسخ دهم. اما آنها را ساسنور نخواهم کرد تا کسانی که به این صفحه می آیند از نوشته های شما به شخصیت شما پی ببرند. فکر نمی کنم من مثل شما در نوشته هایم دیگران را تحقیر کرده باشم همه را با یک چوب رانده باشم تهمت فساد به همه زده باشم. مرمان خوب یک ملت را به واسطه ی دو سه نفر تخریب کرده باشم.واقعیات را وارونه جلوه داده باشم. لبنان و لبنانی برای من عزیز و دوست داشتنی است مگر کسی که تفرعن کند و نژادپرستانه و قومپرستانه با تحقیر به من نگاه کند. من برای تحقیر کنندگان هیچ ارزشی قائل نیستم. من وابسته به هیچ کس و هیچ جا نیستم و از هیچ ناحقی دفاع نکرده ام و هیچ حقی را زیرپا نگذاشته ام.
برای خوانندگان عزیز بگویم خدا در قرآن فرمود: و هیچگاه یهودیان و مسیحیان از شما راضی نخواهند شد مگر به دین آنان درآیید. (تازه بعدش نگاه ملیتی شون شروع میشه و باز هم مسیحی ایرانی سطح پایین تر از مسیحی لبنانی فرض میشه!)

ناشناس گفت...

خطاب به فرد ناشناس که مطالبی نوشت:
1- "زیرا که مسلمانان همیشه در جنک با یکدیکر بوده اند همواره مردمی فقیر-وحشی و ترسو بودند" لورنس عربستان ؟؟؟
=> شما که ادعا می کنی به واسطه تجارت در ایران به شناخت آنها رسیده ای (!؟) پس چگونه برای تکمیل شناخت خود از یک فیلم که توسط کمپانیهای هالیوودی تولید شده استفاده کرده ای؟
در مورد فقر که نظرت کاملا اشتباهه و بدان که اکثر کشورهای مسلمان وضعشون از لبنان بهتره. اگر شک داری یه سری به ویکی پدیا بزن
در مورد وحشی بودن که باید بگم که اگه یه سری به تاریخ بزنی می بینی که در رنسانس که کلیساها پوست مردم را می کندند و یا اینکه شکنجه هایی می دادند که انسان شرم می کنه بیان کنه، ما استرلاب (astrolabe) داشتیم
در مورد ترسو بودن به مورد 4 برو.
متاسفانه خیلی از مردمان کشورهای عرب زبان در اثر سیاستهای غرب تحمیق و عقب نگهداشته شده اند.

2- "...روزانه شاهد سربریدن ها و دست بریدن هاهستیم."
=> آنهایی که این اعمال را انجام می دهند با واسطه عربستان از آمریکا و انگلیس فرمان می گیرند و حالا دارند درس پس می دهند.
شما مسیحیان که ادعای محبت و ... می کنید مگر در قرن 15 استعمار را بنیان نگذاشتید؟ هم کیشان شما پس از ورود به آمریکای جنوبی با بومیان آنجا چه کردند؟ 2 میلیون سرخ پوست آمریکای شمالی چگونه مردند؟ مگر پرستاران فرشته صفت فرانسوی و انگلیسی نبودند که ایدز و هپاتیت را وارد آفریقا کردند؟ چه کسی اولین بمب اتمی را بر سر مردم ژاپن انداخت؟ از این مسیحیت مسخ شده باز هم بگویم ؟؟؟؟

3- "...فتنه هایی جون شما نبودیم"
=> اگر بچه های حزب الله نبودند که شما حالا بردگان اسراییل بودید! در جنگ 1980 چه کسی در مقابل ارتش اسراییل قد علم کرد؟
در میان سیاست مداران کشورهای عرب زبان کدامشان توان صحبت در برابر همتایان اسراییلی و یا آمریکایی دارد؟ لیست افتخارات حزب الله مثنوی هفتاد من است. اگر شیعه و حزب الله از لبنان حذف شود چیزی که باقی می ماند فقط محلی برای ... مثل بعضی از کشورهای جنوب شرق آسیاست.

4- "هیج افتخاری هم نسبت به ایران ندارم"
=> البته شاید در نظر شما افتخار در جمع کردن پول و خرید فلان جنس و خانه و ماشین و یا رابطه با فلان دختر باشد ؟!؟ ایران تنها کشوری است که پس از حمله مغول و عرب ها زبانش را حفط کرد و فرهنگ اعراب را به خود نگرفت. این در گذشته بود. امروز ما که بسیار بهتر است. در جنگ تحمیلی عراق ما با 78 کشور به طور مستقیم و غیر مستقیم جنگیدیم و یک وجب از خاکمان را هم ندادیم. مردم خرمشهر با ککتل ملوتف، بیل و ژسه مقابل ارتش صدام مقاوت کرد و به یاری خدا آنجا را آزاد کردند. اما وقتی اسراییل کشور شما را گرفت هم کیشان شما کجا بودند؟ حزب الله بود که آنجا را دوباره برگرداند.

5- "هروقت شخصیت بزرکی همجو بابابندیکتوس16 از ایران بازدید کرد.میتوانید کمی به خود افتخارکنید"
=> منظور شما همون فردیه که یهودی الاصل اتریشی بوده و پس از جنگ جهانی مسیحی شده؟ این یکی من را خیلی خندوند. یا اینکه شخصیت بزرگی مثل پاپ فعلیتون فرانسیس که همجنس گرایی را به رسمیت شناخت؟
جالب اینه که امام خمینی با اون زندگی محقرانه ایی که داشت جلوی آمریکا و شوروی دو ابرقدرت زمانه ایستاد ولی پاپ های شما در کوهی از طلا و نقره چه کرده اند؟

6- "با این طرز برخوردی که با افغانستانیها-عراقیها و سایر دیکر ملیتها دارید"
=> چه طرز برخورد بدی سراغ دارید؟ آدم خلاف کار همه جا تو سری خور است. سالیانه ده ها تن مواد مخدر از افغانستان وارد ایران میشه، به علاوه انواع و اقسام خلافکاری های دیگشون که به واسطه رافت اسلامیه حاکمان ما انجام می دهند.
برای اینکه بدونی عراقی ها خیلی وضعشون از افغانی ها بهتره و مثل شهروندان عادی ما زندگی می کنند

7- "ضمنا ارمان اسم ایرانی نیست. آرمن است. و نامی مسیحی است"
=> مگه هر گردی گردویه؟؟ آرمان در زبان فارسی یعنی عقیده و آرزو. آرمن هم یه کلمه است تو مسیحیت. حالا چه جوری ربطش دادی؟؟

در آخر......
قال الله تبارک و تعالی فی محکم کتابه: هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ

علی علیرضاداوری گفت...

عزیزمن عراقیها وسوریه ایها یعنی بابلیها سومریها آشوریها لبنانیها از نسل فنیقه ایها هستن و فلسطینیها از نسله کنعانیها حتی کویت قبل از اسلام حیره نام داشت وشهر ایرانی بود ببخشین اما شما به مرور زمان زبانتون عربی شد از همه خنده آورتر مصر با 4000هزارسال تمدن خودش را عرب میداند