۱۳۹۰/۱۰/۲۳

ازدواج با لبنانی


ازدواج شیعیان ایران و شیعیان لبنان
 هرگاه دو ملت با هم تفاهم و معاملات و رفت و آمد و تبادل اقتصادی یا سیاسی داشته باشند فرقی هم نمی کند که همسایه باشند یا با فاصله جغرافیایی از یکدیگر قرار داشته باشند، تبادل فرهنگی هم به جریان خواهد افتاد. نمونه آن را می توان در نفوذ فرهنگ ایرانی در کشورهایی که در زمان های قدیم جزو قلمرو ایران بوده اند مشاهده کرد. حتی هنوز بعضی کلمات فارسی در هند و پاکستان و مانند آنها استفاده می شود. در پی تبادلات مختلف، ازدواج بین اتباع این کشورها هم گریز ناپذیر است. مثل تاجرانی که عاشق یک نفر از کشوری دیگر می شوند یا ازدواج های سیاسی یا دانشجویی. به هر حال اول باید یک رویارویی و آشنایی صورت پذیرد و یکی از دو طرف زبان دیگری را تا حدودی بلد باشد تا زمینه ازدواج فراهم شود.
ملت ایران و لبنان از دیرباز با یکدیگر رابطه دارند. رابطه سیاسی ایران بعد انقلاب با لبنان، رابطه اقتصادی بین این دو کشور، رابطه توریستی و زیارتی، رابطه حمایتی ایران از شیعیان لبنان (همانطور که دیگر طوایف لبنان حامی خارجی دارند) و رابطه عاطفی بین دو ملت.
از جهتی قبل از بررسی زمینه های ازدواج بین اتباع دو کشور باید هر کدام را جداگانه بررسی نمود و فرهنگ و آداب و رسوم مردم و طوایفشان را مد نظر داشت. با فرض آشنایی خوانندگان عزیز به بررسی فرهنگی و قوم شناختی ایرانیان، نیم نگاهی به وضعیت لبنان می اندازیم.
لبنان کشوری است که بعد از سقوط دولت عثمانی از قسمت‌های جنوبی عثمانی و جبل لبنان و قسمت‌هایی از سوریه تشکیل شد. دولت فرانسه مدتی سرپرستی این کشور نوپا را به عهده داشت و بعد از انقلاب لبنان و اعلام استقلال آن از فرانسه، لبنان کشوری شد متشکل از ادیان اسلام و مسیحیت و درزی ها. البته هر کدام از ادیان هم به چند بخش تقسیم می شوند مثل شیعه و سنی و علوی، کاتولیک و ارتودکس و مارونی و ارامنه و...
لبنان کشوری آزاد است که طبق قانون اساسی آن، این آزادی در تمام بخش های جامعه و حکومت سرایت کرده است. مثلا حق تعلیم آزاد است و هر طایفه ای اجازه دارد برای خودش مدرسه داشته باشد. با توجه به این مساله می توان قبل از مشاهده میدانی ، دریافت که آداب و رسوم و فرهنگ و عادات مردم باید بسیار گسترده باشد و هر کسی به نوعی بیاندیشد و زندگی کند.
وجود اقوام مختلفی که هر کدام در داخل خود فرقه های مختلف دارند و هر فرقه هم مردمش تفاوت های فرهنگی و اجتماعی دارند باعث می شود که نتوان در هیچ مساله ای حکم تام صادر کرد. یعنی نمی توان گفت تمام لبنانی ها از ازدواج با خارجی ها گریزانند. شاید این مثال کمی وضع را روشن تر کند. در میان شیعیان لبنان افرادی هستند که به واسطه حضور در ایران و تحصیلات حوزه یا دانشگاه معارف و فرهنگی را کسب کرده اند که در بین لبنانی ها جدید است. حجاب و نشست و برخاست آنها با دیگران فرق دارد، خصوصا روحانی های تحصیل کرده در ایران. مجالس فامیلی یا خانوادگی آنها غیر مختلط است و حتی برادر شان را با همسرشان سر یک سفره نمی نشانند. بقیه مردم اینطور نیستند و گعده های مختلط دارند و بساط قلیان و سیگار هم همیشه به راه است. جوانانی از شیعه هستند که حتی شراب می خورند و مست می شوند اما هیچ وقت گردن‌بند یا علی از گردنشان باز نمی شود (نشانه شیعه بودن را شاید فقط همین می دانند!) و روز عاشورا هم مراسم قمه زنی شان ترک نمی شود.
گروهی از دختران شیعه چادر لبنانی میپوشند و گروهی مانتو بلند لبنانی و روسری بزرگی که به شیوه خاصی بر سر می کنند. گروهی هم کت و دامن بلند و گروهی پیراهن و شلوار را ضمن پوشاندن سرشان بر تن می کنند. گروهی هم اصلا حجاب سرشان نمی کنند.
پس دیدیم که فقط در طایفه شیعه چقدر تفاوت وجود دارد و طیف گسترده ای از گزینه ها مطرح است.
لبنان به جهت آنکه از دیرباز کشوری توریستی بوده و محل تجارت تاجران خارجی، ازدواج با اجانب در آن بیشتر از دیگر کشورهاست. بخصوص که قیافه لبنانی ها مانند دیگر اعراب نیست و طالب و هواخواه زیاد دارند.
دلایل ازدواج های ایرانیان و لبنانی ها گوناگون است.
- شاید بعضی از ایرانی ها دختران لبنانی را به خاطر قیافه بپسندند. (البته شاید در ایران خوب نگشته باشند!)
- بعضی ها دختر لبنانی می خواهند چون فکر می کنند دیندارترند. عامل بوجود آمدن چنین ذهنیتی به نظر من، جو غالب جامعه ی امروز ایران و فرهنگ مصرف گرایی و تجمل و ظاهر گرایی است. هرچند خانواده های مومن بسیار خوبی در ایران فراوانند اما بسیاری از خانواده های مذهبی در تجملات و مهریه های بالا گوی سبقت را از دیگران ربوده اند! به همین واسطه بعضی جوانان به دنبال دختر لبنانی هستند که ازدواج بسیار آسانی داشته باشند، غافل از آنکه اولا باید خودشان جهاز خانه را بدهند و دوم اینکه جهاز به سلیقه دختر باشد و سوم آنکه هزینه های لبنان گرانتر از ایران است. البته اغلب خانواده های لبنانی ازدواج های آسان و ساده و کم دردسری دارند و لازم نیست داماد ، خانه ای مملو از لوازم مختلف چیده باشد تا عروسی کند. همین که گاز و یخچال و ماشین لباسشویی و چند قطعه لازم را تهیه کرد می تواند مراسم بگیرد و دختر را به خانه اش ببرد. لازم به ذکر است که در لبنان هم سنت های قدیمی رو به کمرنگ شدن است و دختران امروزی دیگر مانند قبل نیستند و خواسته های بیشتری دارند.
- بعضی، دختران لبنانی را از آن جهت می پسندند که اصرار به کار خارج از خانه ندارند و برعکس، پایبند به خانه و تربیت فرزندان هستند و در تعداد فرزندان و زمان فرزند دار شدن مانند دختران ایرانی سخت گیر نیستند. بدین معنی که  در لبنان انتظار می رود عروس حداکثر بعد یکسال باردار شود وگرنه فکر می کنند مشکلی دارد. ضمن آنکه داشتن اقلا سه بچه بسیار عادی و رایج است. از جهت اینکه در توجه و تربیت فرزند، مانند مادران ایرانی نیستند و به خودشان زحمت فوق العاده نمی دهند و به قول عامیانه خودشان را نمی کشند، فرزندان بیشتری به دنیا می آورند.
- بعضی ها شاید دختر لبنانی بخواهند چرا که مهریه اش کمتر است و یا مهریه به صورت معجل و مؤجل گرفته می شود. معجل یعنی مثلا یک قرآن مهرش است که هر زمان خواست باید داده شود، اما مؤجل مهریه اصلی است که مثلا 100 سکه ایرانی یا انگلیسی بعد از 30 سال پرداخت شود و دختر تا قبل 30 سال نمی تواند آن را طلب کند.
- بعضی فکر می کنند چون ایران پول زیادی در لبنان خرج می کند پس لبنانی ها باید خیلی ما را دوست داشته باشند و زحمات ما را همه جوره جبران کنند.

در طرف مقابل دختران لبنانی هستند که برخی دلایلشان برای ازدواج با ایرانی که در نظر لبنانی ها شایع است را ذکر می کنم:
-  قیافه مردانه برخی ایرانی ها (چشم و ابرو و موهای مشکی)
- طلبه های ایرانی مومن و معارف و فرهنگ شیعی عمیق آنها.
- مردان ایرانی در کار منزل به همسرشان کمک می کنند و مانند لبنانی ها نیستند که زنشان برای کار منزل و بچه آوردن باشد. ضمن آنکه در لبنان معروف شده مردان ایرانی زن ذلیل هستند و زنان در خانواده تصمیم می گیرند.
برخی دختران از شنیدن ازدواج با ایرانی هم فرار می کنند. دلایل این افراد:
- ایرانی ها بخیل هستند (مثلا به جای اینکه گوشت بیشتری بخورند برنج یا نان بیشتری می خورند، لباسهایشان را هفته به هفته عوض نمی کنند حال آنکه یک لبنانی هر روز لباسش را عوض می کند (نه برای تمیزی، بلکه برای ظاهر) یک دستمال کاغذی بر می دارند و شش بار در آن فین می کنند! برعکس یک لبنانی که شش دستمال بر می دارد و یک فین در آن می کند! و....)
- ایرانی ها تمیز نیستند! یک لباس را یک هفته به تن می کنند و هفته به هفته حمام نمی روند!
- ایرانی ها اصرار دارند بچه هایشان در خانه فارسی حرف بزنند و این به مذاق برخی لبنانی ها خوش نمی آید.
- ایرانی بالاخره به وطنش بازخواهد گشت و در زمان پیری دوست دارد کنار خانواده اصلی خود باشد.
- ایرانی عربی بلد نیست و نمی توان ارتباط برقرار کرد. (فکر کنید حرفهای خصوصی زن و شوهر را بخواهید با ایما و اشاره به هم بگویید!)
دو مورد اخیر مهم ترین دلایل فرار از ازدواج با ایرانی محسوب می شود.

در مقابل عده ای از پسران لبنانی به ازدواج با دختر ایرانی علاقه دارند:
- دختران ایرانی برای خودشان شخصیت قائلند و به دنبال مسائل اجتماعی و سیاسی هستند. نه اینکه فقط حرف لباس و آرایش و زیورآلات و غیره بزنند. می توان با آنها مثل یک همکار و دوست حرف زد. و گفتگوی مشترک با دختر ایرانی محدود به خرید منزل و تغییر دکور و غیره نیست.
- دختران ایرانی جهاز می دهند.
- دختران ایرانی زیبا هستند و زود خام مرد خارجی می شوند. (دختر لبنانی اگر هزار بار هم با مردی که ادعای ازدواج با او را دارد بیرون برود و کلی مرد بیچاره را سرکیسه کند یک ماچ هم نمی دهد!)
در پایان خاطرنشان می کنم دلایلی که ذکر کردم نظرات جوانان است و هرکسی به اندازه آشنایی و تجربه اش به چنین عقایدی دست پیدا کرده است. خیلی از لبنانی ها فقط با قم آشنا هستند و فکر می کنند همه ی مردم ایران در تمام مسائل مانند مردم قم هستند. خیلی از ایرانی ها فکر می کنند بیشتر لبنانی ها حزب الله هستند و عاشق ما ایرانی ها! خیلی ها فکر می کنند لبنان یک جایی است بهتر از دبی برای خوشگذرانی! توصیه میکنم مطالب قبلی پیرامون لبنان و مردم آن را مطالعه کنید تا اطلاعات کامل تری بدست آورید و دید بهتری نسبت به قضیه پیدا کنید. و در آخر باید دانست که برای موفقیت در ازدواج حرف اول را دینداری می زند و اینکه همسرتان را به خاطر خدا دوست بدارید نه به خاطر زیبایی ظاهری اش یا بذله گویی و شور و نشاطش یا جیب مبارک پدرش!

۸ نظر:

ناشناس گفت...

خیلی زیبا بود کلی خندیدم
دوست داریم
دستمال کاغذیه خیلی با حال بود آخ که روده بر شدم
tohid

فاطمه گفت...

خیلی جالب بود
چه شناخت عمیقی!

ناشناس گفت...

زن منم سوریه و از طرف مادری لبنانیه . ببخشیدا ولی خیلی دختراشون گندن. نه همه ولی ما که گیر اینجوریش افتادیم. بی احساس و ولخرج. فقط پول میخواد

ناشناس گفت...

من میخوام بایه پسرلبنانی ازدواج کنم مرسی از مطالب مفیدوبلاگتون خیلی به دردم خورد مرسی

محبان گفت...

سلام
جالب بود
سبکی روان و جذاب و واقع بینانه و جامع و بی طرف
ای ول

ناشناس گفت...

اسلام علیک انی من ال لبنان

پسندیده گفت...

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
جالب بود
استقرای ناقصه دیگه
آخ که چقدر منطق به درد می خوره
به هر حال از مطلبتون به قدر وسع خودم استفاده کردم
تشکر
خدانگهدار

ناشناس گفت...

جالب بود