۱۳۹۰/۱۰/۰۸

10000$

شما 10000 یعنی ده هزار دلار برنده شدین
دیدین از این پیغام های دروغین میفرستند برید صفحه شون رو باز کنید و اطلاعات حسابتون رو بدزدند؟
چند وقت پیش هم یک مسج اومده بود از یک شماره اروپایی که شماره شما راستی راستی 50000$ برنده شده، با شماره زیر تماس بگیرید تا نحوه پرداخت مشخص بشه. عجیبه که شماره تلفن فرق داشت با شماره فرستنده. طرز کارش اینه که به مثلا 100000 نفر اینو میفرستن و هرکی زنگ بزنه چند دلار از حسابش برداشته میشه و واریز میشه به حساب جناب زرنگ! اینم یک جور کاسبیه دیگه.

اما این عکس چیز دیگه ایه. یه نفر این پولها رو داد بدم به یکی دیگه. همین.

زور نزنین بشمریدشون! 100 تا هستند. من که نشمردمشون! تحویل گرفتم، تحویل دادم!

یک میوه در فصل زمستان


کستنه kastana یا شاه بلوط میوه ای است که در فصل زمستان می آید و آن را باید با آتش پخت. اول با چاقو یک سوراخ در آن ایجاد می کنند که نترکد، سپس روی آتش می پزند و بعد پوست می کنند و می خورند. مزه اش بین بادام و سیب زمینی است. خوب است.

دانشجو بودن از نظر سفارت

دانشجویان ایرانی که در لبنان درس می خوانند پس از ثبت در سفارت، از امکانات ذیل بهره مند می شوند:
* تخفیف بیمارستان ایرانی التاسیس رسول اکرم
* صدور پاسپورت جدید برای خود وخانواده به شکل مجانی
* تعلق بلیط نیم بهای سفر به ایران برای همه افراد خانواده تحت پوشش یکبار در سال (هنگام درخواست نامه اگر همراه زن و فرزندتان هستید حتما نام هر یک را هنگام تقاضا ذکر کنید)
شاید چیزهای دیگری هم باشد ولی بنده بی اطلاعم!
درمناسبات ملی و مذهبی از شما دعوت به عمل می آید تا میهمان سفارت باشید و خلاصه خوش می گذرد.
ثبت دانشجویی در سفارت مدارک زیر را لازم دارد:
- افاده (تاییدیه) ثبت نام از دانشگاه (به تایید وزارت تربیت برسد سپس تایید وزارت خارجه لبنان)
- پاسپورت و شناسنامه و کارت پایان خدمت خودتان
- دو قطعه عکس
- مدارک تحصیلی قبلی تان (دیپلم و پیش دانشگاهی و اگر لیسانس و یا فوق دارید آنها هم ضمیمه شود تا کپی بگیرند)
- پر کردن فرم مشخصات شامل رشته تحصیلی و سال اتمام تحصیل در ایران، آخرین تاریخ خروج از ایران و ...

 اینم بنده ی دانشجو

می خواهید در دانشگاه های لبنان درس بخوانید؟


 دانشگاه های لبنان

دانشگاه آمریكایی بیروت یكی از قدیمی ترین دانشگاه های خاورمیانه است. این دانشگاه در سال 1866 توسط میسیونرهای مسیحی آمریکایی در لبنان و سوریه تاسیس شد. ساختمان های سنگی زیبای آن بین خیابان الحمراء و خط ساحلی قرار دارد كه از نقاط دیدنی شهر بیروت هستند. زبان آموزشی انگلیسی است و غیر از امتحان علمی باید در آزمون زبان هم نمره لازم را كسب كنید. بیشتر رشته های علوم انسانی و مهندسی در این دانشگاه در مدارج مختلف تدریس می شود. اقساط این دانشگاه بسیار گران و تقریبا مثل هزینه دانشگاههای آمریكاست. 

دانشگاه الجامعة الاسلامیة فی لبنان هم كه به همت مجلس شیعیان لبنان تاسیس شد یكی از دانشگاه های مهم خاورمیانه است و دانشجویان لبنانی و دیگر اعراب در آن به تحصیل مشغولند و با بعضی دانشگاه های ایران سند همكاری امضا كرده است. زبان تحصیلی عربی می باشد كه در چند واحد درسی باید به زبان انگلیسی امتحان داد. اقساط آن در حدود دانشگاه آزاد خودمان است.

دانشگاه دیگر ال اییو(LIU) یا دانشگاه بین المللی لبنان می باشد. این دانشگاه در سال 2001 تاسیس شده و دارای دانشکده های داروسازی، هنر و علوم، مهندسی، تجارت و آموزش است.

دانشگاه هایگازیان كه دانشگاه خصوصی مهم و معروفی است هم در خیابان الحمراء واقع شده و پذیرای دانشجویان است. زبان آموزشی انگلیسی می باشد و خودشان آزمون می گیرند. در صورتیكه ایلتس داشته باشید دیگر نگرانی وجود ندارد. اقساط آن كمتر از دانشگاه آمریكایی است ولی قابل توجه است.

دانشگاه اللبنانیة كه دانشگاه دولتی و ملی و تقریبا مجانی لبنان است زیر نظر وزارت تربیت لبنان قرار دارد. سطح علمی این دانشگاه بسیار بالاست و برای ورود به بیشتر رشته ها امتحان ورودی برگزار می شود. زبان آموزشی در بعضی رشته ها عربی و در بعضی انگلیسی و در بعضی فرانسوی می باشد. دارای دانشکده های زیر است: علوم و فناوری و بهداشت و درمان، علوم انسانی و علوم اجتماعی، دانشکده مخصوص سطوح دکتری.

دانشگاه الحكمة  مخصوص مسیحیان و معارف دینی مسیحی است كه رشته های علوم انسانی غیر معارف هم دارد.

 دانشگاه العربیة المفتوحة دانشگاه دیگری است كه در لبنان وجود دارد. این دانشگاه در برخی دول عربی مانند کویت مشغول به کار است که شعبه ای هم در لبنان دارد. دانشکده های مطالعات بازرگانی، مطالعات کامپیوتر، مطالعات انگلیسی و مطالعات آموزش و پرورش از جمله قسمتهای آن است.

 دانشگاه مهم دیگری که در لبنان هست دانشگاه سنت جوزف یا یوسف مقدس یا یسوعیه است. این دانشگاه به زبانهای عربی و انگلیسی و فرانسه تدریس می کند. دارای دانشکده های علوم دینی، علوم پزشکی، علوم و تکنولوژی، علوم اجتماعی و علوم انسانی است.
دانشگاه آزاد خودمان در لبنان به زبان عربی فعالیت می كند اما مدرك آن برای وزارت تربیت لبنان هنوز معتبر نیست و دانشجوی ایرانی خیلی كم و سخت و بوسیله كنكور می گیرد. 
تعداد زیادی دانشگاه خصوصی كم اهمیت و با درجه علمی پایین وجود دارد كه خیلی كسی سراغ آنها نمی رود.
جدیدا دانشگاه المعارف در لبنان تاسیس شده که رشته های مختلفی دارد. زبان آموزشی آن انگلیسی و عربی است و دارای دانشکده های ادیان و علوم انسانی، مدیریت، رسانه و هنر می باشد. سیستم آموزشی ترمی واحدی است. ترم پاییز تا آخر ماه آگوست برگ تقاضای ثبت نام دریافت می کند. ثبت نام در هفته اول سپتامبر است و هفته دوم درسها آغاز می شود. ترم بهاره در هفته اول فوریه ثبت نام می کند، و هفته دوم درسها آغاز می شود. ترم در هفته دوم ماه ژوئن پایان می پذیرد. برای ثبت نام باید مدرک خود را در وزارت علوم لبنان معادل کنید. یادتان باشد باید کارنامه دو سال آخر دبیرستان هم همراه دیگر مدارک باشد. تکمیل فرم ثبت نام صرفا از طریق سایت این دانشگاه انجام می شود. از آنجا که این دانشگاه جدیدا تاسیس شده معلوم نیست ارزشگذاری مدرک آن در وزارت علوم ایران به چه شکل هست.
در مورد بورسیه باید عرض كنم كه اطلاع خاصی ندارم. اینكه وزارت علوم كسی را بورسیه كند آنهم برای دانشگاهی در لبنان به نظرم بعید به نظر می رسد بخصوص با سیاستهای جدیدی كه آن وزارتخانه در جذب دانشجویان در داخل ایران به كار برده است. اما اینكه خود دانشگاه كسی را بورس كند حرف دیگری است. عملا غیر از دانشگاه امریكایی كه می توان از طریق اینترنت مكاتبه كرده و مداركتان را كه ترجمه شده باشد برایشان ارسال كنید دانشگاه های دیگر باید حضوری نسبت به پذیرش و ثبت نام اقدام كنید و شرایطشان را كه ممكن است هر روز عوض شود جویا شوید. كلا در لبنان كار اداری بسیار كند و سخت انجام می شود و هر روز باید آن را پیگیری كنید. ثبت نام در دانشگاه های لبنان بخصوص آنها كه پول می گیرند بسیار آسان است و به راحتی پذیرش می كنند. فقط باید مدرک دیپلم و اگر مدارک بالاتر دارید همه را ترجمه و ممهور به مهر سفارت ایران کرده سپس در وزارت خارجه لبنان تایید شود و بعد به وزارت تربیت تحویل دهید تا معادل کنند.
این هم آدرس سایت راهنمای دانشگاه های لبنان که توسط وزارت علوم لبنان آماده شده است.

۱۳۹۰/۱۰/۰۷

لطفا بخوانیم و فکر کنیم

سخنان اخلاقی مهمی که جا دارد دقت کنیم. اسم گوینده آن را نمی گویم تا وقتی مطلب را نخوانده اید. مطلب خوب را باید گرفت و عمل کرد.
هر ماه نوری دارد و هر روز نوری دارد که مجانی به در خانه آدم می‌آیند. این ما هستیم که باید این نورها را حفظ بکنیم. شیعیان امیرالمومنین(ع) نزد خدا عزیز هستند. اینها اگر بر نمازها مراقبت کنند، مساله والدین، مساله غیبت و حسن خلق و.... را رعایت کنند، این انوار هر روز به در خانه شان می‌آید. منتها ما چه می‌کنیم؟ این انوار را حفظ نمی‌کنیم
ما انوار را ضایع می کنیم. شب بلند می‌شود نماز شب می‌خواند، صبح می‌نشیند غیبت می‌کند. نور نماز شب رفت! با یک حرف تلخ این نورها از بین می‌رود.
من تعجب می‌کنم از بعضی‌ها! یک خانم مومن 20 بار به عمره رفته است. بار 21 به او می‌گویند بیا این پول عمره را بده برای یک دختر یتیم، می‌گوید: «نه من نمی‌توانم. دوستان همه دارند می‌روند عمره. من چطور نروم؟» 
حالا به این خانم شما بگویید این همه عمره رفتید، مساله اخلاق را در خانه رعایت می‌کنید؟ مگر دین خدا مسخره است؟ هر سال عمره می‌روی اما یک عیب و بدی را از خودت دور نکردی؟ یا یک آقا فرقی ندارد. آقا بداخلاق شود، عبادتش ضایع می‌شود. خانم بداخلاق شود، عباداتش ضایع می‌شود.

مستحب با جایز فرق دارد. مستحب یعنی وقتی انجامش دادی یک چیزی هم گیرت می‌آید. حالا یکی از مستحبات قاضی که در مسند قضا نشسته این است که اگر متهمی را پیش او آوردند، دید موضوع اتهام از حقوق مردم است، باید ساکت شود؛ شواهد را جمع کند و حکم کند.
اما اگر قضیه از حقوق خدا بود، مستحب است، یعنی مثل نماز نافله می‌ماند، که قاضی حرف در دهان متهم بگذارد. مثلا متهمی را بیاورند که این شراب خورده است. قاضی بگوید: یک داروهایی هست برای درد دندان که بوی بدی می‌دهد، این بنده خدا از آن ها استفاده کرده است. قاضی باید این ها را بگوید
اگر دین این چیزی بود که در کوچه خیابان می‌دیدیم، صرف نمی‌کرد امام حسین در راهش شهید شود. خدمت آیت الله بهاالدینی رسیدم. گفتم آقا راز مقام و رتبه "سید سکوت" چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد. خدا شاهدست الان مردم خیلی دست کم گرفته‌اند آبرو بردن را.
ببینید خدا چند گناه را نمی بخشد: عمداً نماز نخواندن، به ناحق آدم کشتن، عقوق والدین و آبرو بردن. این گناهان این قدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمی‌شوند.
پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای من تعریف می کرد: «به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه می‌گویی؟ 
می‌گفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت: «آبروی کسی را نبر!» الان در زمان ما هیئتی ها، مسجدی ها و مقدس ها، آبرو می‌برند!
عزیز من اسلام می‌خواهد آبروی فرد حفظ شود. شما با این مشکل داری؟ روایت داریم که می‌فرماید اغلب جهنمی‌ها، جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه شراب می خورند و از دیوار مردم بالا می‌روند. یک مشت مومن مقدس را می‌برند جهنم. ای آقا تو که همیشه هیئت بودی! مسجد بودی! بله... توی صفوف جماعت می نشینند آبرو می‌برند
امیرالمومنین به حارث همدانی می فرماید: اگر هر چه را که می شنوی بگویی؛ دروغگو هستی.

گناهکار چند نوع است. عده‌ای گناه می‌کنند، بعد ناراحت و پشیمان می‌شوند. سوز و گداز دارند. توبه می‌کنند و هرگز فکر نمی‌کنند که روزی این توبه را بشکنند اما دوباره می شکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حدیث داریم که این اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعی داشته باشد، در نهایت بر شیطان پیروز می‌شود
اما اگر نه، دفعه اول سوز و گداز داشت، دفعه دوم کمتر، دفعه سوم کمتر و اگر برایش معمولی شد؛ او طعمه شیطان می‌شود. شدیدترین گناه، گناهی است که صاحب آن، آن را کوچک بشمارد.
*
دوره‌ای شده که همه چیز صاحب دارد غیر از دین و معارف. همه متولی دین شده‌اند. اگر درباره طب بخواهیم صحبت کنیم، باید آقای دکتر بیاید. اما دین، طرف می‌نشیند چشمش را هم می‌بندد و می‌گوید: فکر می کنم فلان آقا اشتباه کرده، فلان چیز حلال است و.... دین به همین سادگی است؟
همه الان صاحب معارف شده‌اند! همه عارف شده‌اند! به جوانی گفتم چرا می‌روی فلان جا؟ گفت حاج آقا سیمش متصل است. گفتم تو مبتدی هستی، سیم را هم تشخیص می‌دهی؟ من اسم این عرفان را گذاشتم عرفان سیمی. هر کسی را بهر کاری ساختند... ما یک آسپرین از دست غیر متخصص نمی‌خوریم بعد درباره دین...
*
فرد وارد بازار قیامت می‌شود، فکر می کند خبری است. تعجب می‌کند؛ خدایا پس چه شد؟ نمازها، عمره ها؟ می گویند تو دل شکستی. ریا کردی. زهر زبان ریختی... 
جوان عزیز اگر عروج می خواهی، می‌خواهی به جایی برسی از خانه خودتان شروع کن! دل خواهرت را شکستی. برو درستش کن. دل مادر و پدر را شکستی، برو درستش کن... از خانه شروع کنید.
جوانانی هستند که محاسن دارند، انگشتر دارند، عطر تیروز هم می‌زنند... ولی در منزل بروی بپرسی، هیچکس از او راضی نیست. پس برای چه هیئت رفته بودی؟ چرا جلسه رفته بودی؟ پس استاد یعنی چه؟
*
تقوا مراتب دارد. مراتب عالیه دارد. مراتب نازله دارد. وقتی قرآن نازل شد مردم چند دسته بودند. عده‌ای می‌گفتند اصلا گوش ندهید. حتی سروصدا راه می‌انداختند تا کسی قرآن را نشنود. دسته دیگر می‌گفتند آقا صدا نکنید ببینیم چه می‌گوید؟ این از مراتب نازله تقوا بود. خیلی از این‌ها بعد از گوش دادن منقلب شدند. قرآن هدایتشان کرد. بی خود نبود که خانه و قوم و خویش خود را ترک کردند و رفتند جلوی نیزه و شمشیر، همراه پیامبر(ص) جنگیدند... قرآن ظرایفی دارد که متقین می‌فهند. ظرایف قرآن برای متقین است
*
اول مظلوم از انسان‌ها، امیر المومنین(ع) است و در دعاها دعای کمیل. این دعا خیلی مظلوم است. در تیراژ بالا چاپ می‌شود، هر مجلسی هم که بروید دعای کمیل داریم اما... اولا که وسط دعای کمیل، سخنرانی می کنند که دعای کمیل می‌شود سه ساعت. دعای کمیل بیست دقیقه است.
ما حق نداریم دعای امیرالمومنین را سه ساعت طول بدهیم. اگر استادی و نورانیتی داری، مختصر توضیح بده! وسط دعا هرچه شعر بلد است می‌خواند. همه بیچاره می‌شوند. جوان‌ها زده می‌شوند. می‌گویند جوان نمی‌رود دعای کمیل. خوب تو نمی‌گذاری!
مولوی می‌گوید در قدیم موذن بدصدایی بود. دیدند روزی صف بلندی از هدایا و تحفه‌ها تشکیل شده برای این موذن بدصدا. تعجب کرد و علت را پرسید. گفتند همه این افراد مسیحی هستند. گفت چرا برای من تحفه آورده‌اند؟ گفتند برای صدایت! گفت صدای من که بد است.
گفتند این مسیحی‌ها 6 ماه با یک دختر مسیحی سر مسلمان شدنش بحث داشتند. دختر اصرار داشت که من می‌خواهم مسلمان بشوم. مسیحی ها هم در طول شش ماه نتوانستند او را قانع کنند. صدای تو را که شنید گفت من اصلا اسلام را نمی‌خواهم. این تحفه و هدایا قدردانی مسیحیان از توست.
*
شیطان را باید شناخت. شعار می‌دهند می گویند شیطان قوی است. نه شیطان قوی نیست؛ ما به شیطان رو می‌دهیم. ما بچه بودیم در محلات و خانه‌های پر درخت تبریز بازی می‌کردیم. دیدیم ناله یکی از بچه‌ها بلند شد... یک بچه عقرب پیدا شده بود کمی از مورچه بزرگتر. این بچه داشت سیاه می شد طفلک. بچه عقرب از بند انگشت هم کوچک‌تر بود. عقرب فقط یک لنگه کفش می‌خواهد. شما الان نمی‌توانید بگوئید عقرب قوی است ولی موذی است. رو بدهی می‌آید در آستین آدم. شیطان هم ضعیف است. نگویید قوی است، این طور بگویید روبروی خدا ایستاده‌اید. شیطان قوی نیست، موذی است.
خداوند در قرآن می‌فرماید کسی بر بنده من تسلط ندارد. تسلط شیطان بر کسانی است که دنبالش می‌روند. جوانان عزیز، اخلاقتان را زیباتر کنید، نمازها را مرتب بخوانید، مساله والدین را رعایت کنید و به وظیفه عمل کنید، مطمئن باشید شیطان می‌رود.
*
دعا از معجزات قولی پیامبر(ص) است. آدم این را متوجه شود که جز خدا کسی جواب مضطر را نمی‌دهد، همه کارهایش درست می‌شود. دعای امن یجیب را با جان بخوانید!
آقایان حیف تان نمی‌آید مادرها را اذیت می‌کنید؟ سید رضی جامع نهج البلاغه پس از مرگ مادرش گفت: «بعد از این با کدام دست بلاها را رد کنم؟» دست مادر که بالا می‌رود بلاها از شما دور می‌شود. حیف نیست سر یک چیز جزئی مادر را می‌رنجانید؟ از مجلس روضه برگشته مادر را می‌رنجاند، قبول باشد!!

سفره خدا بزرگ است. پیرزن نابینایی جلوی حضرت موسی(ع) را گرفت. گفت دعا کن خدا چشمانم را برگرداند. حضرت موسی گفت باشد. پیرزن گفت دعا کن جمالم را هم برگرداند. حضرت یک توقفی کرد. با خود گفت چشمانش را خدا داد، دیگر زیبایی و... وحی آمد که موسی چرا فکر می‌کنی؟ مگر از تو می‌خواهد؟

جملاتی بود پند آموز و اخلاقی از حجة الاسلام فاطمی نیا

۱۳۹۰/۱۰/۰۵

ایرانیانی که در لبنان ماندگار شدند


سمت چپ: دکتر احمد لواسانی
بيروت - هرچند كه لبنان سالهاست با جنگ هاي داخلي و خارجي دست و پنجه نرم مي كند اما بافت مذهبي و فرهنگي مردم اين كشور از يك سو و روابط گرم ميان مردم لبنان با ايرانيان باعث شده تا عده زيادي از آنان اين كشور را براي اقامت دائم خود برگزينند
به گزارش ايرنا از بيروت، لبنان تنها كشوري است كه با داشتن بيش از 18 طائفه و مذهب مختلف نماد تنوع و تعدد در فرهنگ، جامعه، سياحت و سياست در خاورميانه است، توانسته توجه بسياري از مردم ايران از قوميت هاي مختلف را به خود جلب كند و به رغم سپري كردن جنگ هاي داخلي و درگيري با مسايل منطقه اي توانسته است با داشتن تاريخي كهن، آثار باستاني و مناظر طبيعي به وطن دوم بسياري از ايراني ها تبديل شود.
به طور كلي ايرانيان مقيم اين كشور تحت چهار عنوان تجارت، تبليغ، شريعت اسلامي، ادامه تحصيل و سياحت از ديرباز به لبنان سفر كردند.
از آنجا كه سنگ هاي قيمتي از اهميت و توجه خاصي نزد مردم لبنان برخوردار است، گروهي از ايرانيان متخصص در اين عرصه با سفر به لبنان به موفقيت هاي چشم گيري در اين زمينه دست يافتند و توانستند بازار مناسبي براي عرضه كالاي خود در بازارهاي لبنان پيدا كنند. اين تجارت از ديرباز تاكنون همچنان در لبنان وجود دارد.
** تجارت فرش؛ اصلي ترين شغل ايرانيان در لبنان
يكي ديگر از عرصه هاي تجاري ميان ايران و لبنان كه مورد استقبال زيادي از سوي مردم لبنان قرار گرفته، صنعت فرش دستباف و ابريشم است. تجار صنعت فرش ايران نيز توانستند با معرفي هنردستي و صعنت فرش ايران نظر بسياري از خانواده هاي لبناني را به خود جلب كنند و خود نيز با اين صنعت براي هميشه در لبنان ماندگار شوند.
خاندان 'مكتبي' از قديمي ترين خانواده هاي ايراني ساكن در لبنان است كه اعضاي آن ساليان متمادي است به اين حرفه در لبنان مشغول هستند. مكتبي ها ساليان پيش از اصفهان با هدف تجارت فرش ايراني به سوي اين كشور مهاجرت كردند و اكنون يكي از متمول ترين افراد در كشور لبنان هستند به نحوي كه شايع شده خيلي از نهادهاي لبناني در اوضاع كسر بودجه از اين خاندان پول قرض مي كنند. يكي از نوادگان اين خاندان اخير با خانم 'نايله تويني' نماينده مجلس لبنان ازدواج كرده است.
'چاوشي' و 'جعفريان' از ديگر خانواده هاي ايراني مقيم لبنان هستند كه به كار تجارت خريد و فروش فرش اصيل ايراني در لبنان مشغول هستند.
** ايرانيان موفق در صنعت نشر و چاپ كتاب
برخي از ايراني ها نيز ضمن اقامت طولاني در لبنان به صنعت نشر و چاپ كتاب در لبنان روي آورده اند. با توجه به اينكه اين كشور از نظر فضاي فرهنگي قابليت هاي فراواني در اين زمينه دارد، صنعت نشر و چاپ كتاب در اين كشور از رونق زيادي در مقايسه با ديگر كشورهاي عربي برخوردار است.
' انتشارات اعلمي' از مشهورترين انتشارات ايراني مقيم در لبنان است. اعلمي بزرگ اهل اصفهان است و از سالياني دور به منظور كسب وكار در اين عرصه وارد لبنان شد. وي به رغم بروز جنگ هاي داخلي لبنان توانسته به موفقيت هاي چشمگيري در اين زمينه دست يابد و انتشارات وي به عنوان يكي از پرفروش ترين انتشارات در مقايسه با ديگر انتشارات خارجي در لبنان تبديل گردد.
يكي ديگر از ايراني هاي مقيم لبنان كه در كار صنعت چاپ ونشر كتاب مشغول به كار است، 'هادي غروي' اهل مشهد و صاحب انتشارات 'الارشاد' است. وي از دير باز با خانواده از نجف به سوي لبنان مسافرت كرد.
'حامد عزيزي' و 'مصطفي ايراني' از ديگر ايراني هاي مقيم لبنان هستند كه انتشارات 'التعارف' را در بيروت تاسيس كردند.
گروه ديگري از ايراني ها به هدف تجارت در كار ساخت و فروش طلا به اين كشور مسافرت كردند.
'نقشينه' يكي از تجار بارز ايراني است كه ساليان پيش با سكونت در منطقه' حمرا' واقع در بيروت به كسب وكار در اين زمينه مشغول شده است.
'صالح عطيه' هم از ايرانيان يزدي مقيم لبنان است كه سالهاست در بيروت به حرفه طلاسازي و فروش آن اشتغال دارد.
** امام موسي صدر بارزترين شخصيت ايراني در لبنان
روحانيون ايراني مقيم لبنان نيز جايگاه خاصي در ميان مردم اين كشور دارند. اكثر روحانيون ايراني تحت عنوان تبليغ، ارشاد و هدايت مردم لبنان در مسايل ديني و مذهبي به اين كشور سفر كرده و توانسته اند نقش ارزنده اي در هدايت و ارشاد مردم لبنان به رغم فضاي نآرام سياسي و نبود امنيت در اين كشور ايفا كنند.
قطعا سرشناسترين ايراني مقيم لبنان، امام 'موسي صدر' است كه از بينانگذاران جنبش امل در لبنان است، ساليان پيش وي از قم به سوي لبنان حركت كرد و توانست اثر قابل ملاحظه اي در عرصه سياسي و اجتماعي لبنان بگذارد و سطح زندگي و جايگاه شيعيان لبنان را به كلي تغيير دهد. بعد از ناپديد شدن امام موسي، خانوده وي همچنان در لبنان باقي ماند و براي تعيين تكليف سرنوشت او تلاش مي كند.
ربابه صدر خواهر امام موسي در جنوب لبنان موسسه خيريه بزرگي را تاسيس كرد و با همكاري يكي از دختران امام موسي آن را اداره مي كند.
ساير خاندان صدر نيز در بيروت مستقر هستند و موسسه آثار وي را اداره مي كنند.
شيخ 'محسن قوچاني غروي' از روحانيون سرشناس منطقه جبل لبنان است كه در اوج درگيرهاي داخلي لبنان در سال هاي گذشته با حكم مأموريت سيد 'ابوالقاسم خويي' از مراجع وقت آن زمان در نجف به منظور هدايت مردم لبنان در امور و مسايل ديني به سوي اين كشور روانه شد.
وي پانزده سال از عمر خود را در منطقه جبل لبنان(قماطيه) صرف هدايت و راهنمايي مردم به سوي اسلام كرد.
از ديگر روحانيون ايراني مقيم در لبنان مي توان به سيد عيسي طباطبايي، سيد صادق موسوي، شيخ علي رضا ايماني(ساكن بعلبك)، سيد محمد غروي(ساكن صور) اشاره كرد.
گروه ديگر از ايراني ها لبنان را به عنوان مركز ادامه تحصيل و يا تدريس خود انتخاب كرده اند.
** تحصيل، تدريس و شايد هم ازدواج
دكتر 'احمد لواساني' از جمله ايراني هايي است كه با اخذ مدرك دكتري در رشته زبان و ادبيات عرب از دانشگاه لبنان، ساليان متمادي است كه به تدريس زبان فارسي به دانشجويان لبناني مشغول است. وي اهل لواسانات تهران است و عمر خود را در راه خدمت به گسترش زبان و ادبيات فارسي در لبنان سپري كرده است.
دانشجويان ايراني مقيم لبنان نيز با برخورداري از امكانات تحصيلي دانشگاه هاي لبناني چند صباحي از عمر خود را در لبنان سپري مي كنند و عده اي نيز بعد از پايان تحصيلات به فكر اقامت دائم در لبنان مي افتند.
از آنجا كه لبنان داراي تاريخي كهن و آثار باستاني زيادي است و در طول سال از مناظر زيباي چهار فصل نيز برخوردار است؛ هر ساله تعداد زيادي از ايرانيان در قالب كاروان هاي سياحتي از اين كشور ديدن مي كنند. برخي نيز با رفت و آمدهاي زياد به اين كشور رفته رفته با فرهنگ، آداب و رسوم لبناني ها آشنا شده و برخي از آنها با وصلت كردن با خانواده هاي لبناني شرايط را براي اقامت دايم در اين كشور فراهم مي آورند. البته بخش عمده ايرانياني كه با لبناني ها ازدواج مي كنند، با مشاهده فراهم نبودن امكانات زندگي راحت و ارزان در لبنان اين كشور را به همراه خانواده خود به سوي ايران ترك مي كنند.
** چند خاندان قديمي ايراني در لبنان
نكته جالب آنكه اكثر ايراني هاي مقيم لبنان به رغم دريافت هويت و شناسنامه لبناني همچنان با فرزندان خود به زبان فارسي صحبت مي كنند و ارتباط خود را با ايران قطع نكرده اند و هر ساله با فرا رسيدن تعطيلات تابستان فرصت را براي ديدن دوباره از ايران از دست نمي دهند.
در مقابل برخي از خانواده هاي ايراني نيز بعد از دهه ها زندگي در لبنان، تنها از اصالتي ايراني برخوردار هستند و حتي به خوبي زبان فارسي را صحبت نمي كنند.
خانواده عجمي اكثرا ساكن استان بقاع و استان جبل بوده و از نظر اقتصادي در لبنان قوي هستند.اين خانواده در اصل اهل شيراز است و دو قرن پيش به لبنان كوچ كرد.
خانواده اصفهاني از ديگر خاندان هاي ايراني مقيم لبنان است كه تقريبا همگي آنها ساكن بيروت ولي سني مذهب هستند. البته اصفهاني خانواده نسبتا كوچكي است.
خانواده همدان و طايفه همداني همدان و همداني ها همان طور كه از اسمشان پيدا است، اهل همدان هستند. همداني ها بيشتر در استان بقاع ساكن هستند(شيعه و مسيحي) و اكثرا به لباس فروشي مشغول هستند.
طايفه شيرازي حدود دو قرن پيش به لبنان كوچ كرد و همه افراد آن شيعه هستند.
طايفه قزويني كه جمعيت نسبتا كمي دارد ساكن بيروت بوده و همه افراد آن شيعه مذهب هستند.
عامليان، جبل عاملي، جبل عامليان، عاملي و مظلوم از ديگر خانواده هاي اصيل ايراني در لبنان هستند.

آموزش عربی لبنانی

زبان عربي داراي گويش هاي محلي فراواني است كه خودشان يك زبان مجزا هستند! مثلا عربي لبنان با عراق خيلي متفاوت است يا لهجه مصري با تلفظ حرف گ به جاي ق و عراقي ها با تلفظ چ انسان را متعجب مي كنند. حتي كلمات و اصطلاحاتي كه در هر زبان به كار مي رود متفاوت است. عربي سوريه كه بسيار مشابه لبناني است تلفظ بسيار متفاوتي دارد كه براي لبناني ها زيبا و دلپذير نيست، هرچند فيلمها و سريالهاي سوري را خيلي دوست دارند. براي آموزش عربي لبناني منبعي پيدا نكرده ام و لازم است خودم اگر خداي متعال توفيق دهد يك مجموعه طراحي كنم. به اميد آنروز