۱۳۹۰/۰۹/۰۸

ماه محرم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
بگو: از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] هیچ پاداشی جز مودّت نزدیکان را [  اهل بیت ـ علیهم السلام  ] را نمی خواهم.
      (الشوری 23)
به ماه محرم الحرام ماه ماتم اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم  وارد شدیم و بار دیگر اماج اهانتها و تهمتها و ... از طرف اهل سنت قرار میگیریم.
آیا بهتر نیست  از این باصطلاح پیروان حقیقی قران سئوال کنیم در دویست و اندی سالی که از رحلت رسول گرامی اسلام صلی الله و علیه و آله و سلم گذشت مصداق این آیه را در عمل کدام یک از پیشوایان خود میبینید؟
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى 
بگو: از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] هیچ پاداشی جز مودّت نزدیکان را [  اهل بیت ـ علیهم السلام  ] را نمی خواهم.
      (الشوری 23)
کدامیک از آنها به امر خداوند متعال وقعی نهادند؟!!
چه کردند با دختر و داماد و فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله  سلم.
آلوسي مفسر مشهور اهل سنت در اين باره مي‌نويسد :
عمر با غلاف شمشير به پهلوي مبارک فاطمه و با تازيانه به بازوي حضرت زد . فاطمه ، صدا زد : « يا ابتاه » علي (ع) ناگهان از جا برخاست وگريبان عمر را گرفت و بر زمين زد و بر بيني و گردنش کوبيد.
تفسير آلوسي :3/124 .
ابوالفداء، تاريخ ابى الفداء ج 1 ص 156. دار المعرفة، بيروت.
 
بلاذری ، محدث و مورخ معروف اهل سنت متوفی سال 279 قمری در تاریخ خود روایت کرده است که : ابوبکر ، علی ( ع ) را برای بیعت طلبید ولی ایشان قبول نکردند. عمر را فرستاد . ( عمر ) آتشی آورد که خانه رابسوزاند . حضرت فاطمه ( س ) را بر در خانه ملاقات کرد. ایشان فرمودند : ای پسر خطاب آمده ای خانه را بر من بسوزانی ؟ گفت : آری ! این عمل قوی تر است در آنچه پدرت آورده است.
( انساب الاشراف ج1 ص 586 - 588) یا ( انساب الاشراف ج2 ص 268 – 269 چاپ دارالفکر )
طبری ، مورخ و مفسر معروف اهل سنت در تاریخ خود نقل می کند که : عمر به در خانه علی ( ع ) رفت و گفت : والله خانه را بر شما می سوزانم مگر اینکه برای بیعت بیایید.
( تاریخ طبری ج 2 ص443) یا ( تاریخ طبری ج3 ص 202 203 و ج3 ص 430- 431 )
راستی چه ظلم بیشتری روا میداشتند سه خلیفه اول ، بنی امیه و بنی العباس با اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اگر این ایه بصورت زیر نازل میشد و  چه عداوت بیشتری متصور بود.
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ العداوةَ  فِي الْقُرْبى
بگو: از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] هیچ پاداشی جز دشمنی نزدیکان را [  اهل بیت ـ علیهم السلام  ] را نمی خواهم.
 
و بدینسان با ما بنام شیعه یا رافضی ، مشرک و واجب القتل در ممالک اسلامی برخورد مینمایند و آنها اهل سنت و جماعت خود و زعمایشان مقربان درگاه خدای متعالند
وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ
و کسانی که ستم کرده اند، به زودی خواهند دانست که به چه بازگشت گاهی باز خواهند گشت؟!
 (  الشعرا227)
و در این زمان که دست ما ازدامان ولیمان تا ظهور موفور السرورش کوتاه است مودت خود را در اشکهای جاری از چشم هایمان به پیشگاه آل بیت رسول خدا صلی الله و علیه و آله و سلم تقدیم میداریم
 شیخ صدوق (ره) در امالی از ابراهیم بن ابی المحمود روایت كرده كه امام رضا علیه السّلام فرمودند:
ماه محرم ماهی بود كه اهالی جاهلیت، جنگ و قتال را در آن ماه حرام میدانستند، ولی این امت جفاكار خونهای ما را در آن ماه حلال دانستند و حرمت ما را هتك كرده و زنان و فرزندان ما را در آن ماه اسیر كردند. آتش در خیمههای ما افروخته و اموال ما را غارت كردند. حرمت حضرت رسالت (صلی الله علیه و آله) را در حق ما رعایت نكردند.
همانا مصیبت شهادت حسین (علیه السّلام) دیدههای ما را مجروح گردانید و اشك ما را جاری كرده . عزیز ما را ذلیل گردانیده است و زمین كربلا مورث كرب و بلاء ما گردید. پس باید بر حسین بگریند، همانا گریه بر آن حضرت گناهان بزرگ را فرو میریزد.
سپس حضرت رضا علیه السّلام فرمودند:
پدرم چون ماه محرم داخل میشد كسی آن حضرت را خندان نمیدید. و اندوه و حزن پیوسته بر او غالب میشد تا روز عاشورا. آن روز، روز مصیبت و حزن و گریه او بود و میفرمود: امروز روزی است كه حسین (علیه السّلام) شهید شده است.

--
علویزاده

۱۳۹۰/۰۹/۰۷

"فرار به سوی خدا"

می‌گویند پسری در خانه خیلی شلوغ‌کاری کرده بود.
همه‌ی اوضاع را به هم ریخته بود.وقتی پدر وارد شد،
مادر شکایت او را به پدرش کرد.
پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، کمربند را برداشت.
پسر دید امروز اوضاع خیلی بی‌ریخت است، همه‌ی درها هم بسته است،
وقتی پدر کمربند را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟
راه فراری ندارد! خودش را به سینه‌ی پدر چسباند.
کمربند هم در دست پدر شل شد و افتاد.

شما هم هر وقت دیدید اوضاع بی‌ریخت است
به سوی خدا فرار کنید.
 
«وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله»

۱۳۹۰/۰۸/۲۷

وقتی کوه علم تواضع می کند



باز هم می گویم اخلاق در جامعه امروزی گم شده است و دیگر کسی آن را نمی شناسد.
خاطره زیر نمونه ای از ادب و اخلاق اسلامی و علوی است که از رفتار کریمانه ی ائمه ی اطهار سرچشمه می گیرد. آیت الله بروجردی تنها مرجع شیعه در زمان خود بود و به قدری عظمت معنوی و جذبه داشت که شاه ایران از وی حساب می برد. 
متن زیر را از سایت تبیان برایتان نقل می کنم:

 خیلی ها وقتی درس می خوانند و از نظر علمی دستی بر آتش دارند، خیال می کنند به جایی رسیده اند، اما واقعیت این است که به خودشان رسیده اند.
آیت الله بروجردییکی از مهمترین مغالطه هایی که در زندگی ما عملی می شود این است که درس را هدف می شماریم نه وسیله و این بزرگترین آفت طلبگی ماست.
درخت وقتی بار می دهد، افتاده می شود به طوری که هر رهگذری می تواند از میوه اش استفاده کند. در مقابل، درخت کاج ایستاده و سرکش است چون بار ندارد و تو خالی است.
اگر از بزرگان وارسته دین فاصله بگیریم سرانجام شومی در انتظار ماست. این اخلاق استاد است که شاگرد تربیت می کند و الا مطالب علمی را هم از خیلی جاها می توان استخراج کرد.
مرحوم آقای بروجردی (ع) عصر ها در مسجد ( عشقعلی ) اصول تدریس می کردند. یکی از روز ها که روی منبر مشغول تدریس بودند یکی از شاگردان حاضر بر موضوع مورد بحث آقا اشکالی را وارد کرد. آقا اشکال را پاسخ داد ، امّا شاگرد بار دیگر اشکال کرد ، آقا باز پاسخ داد ، اما این بار با اندکی تندی پاسخ او را داد .
لذا شاگرد ساکت شد. آقای خوانساری می فرمود : در آن روز من نماز مغرب را خوانده و هنوز نماز عشا را اقامه نکرده بودم که خادم آقای بروجردی نزد من آمد وگفت: « آقا از شما می خواهند که همین حالا نزد ایشان روید»
من به سرعت نزد آقا رفتم، آثار تأثر را در چهره آقا که جلو در کتابخانه اش ایستاده و برای ورود من لحظه شماری می کرد ، مشاهده کردم.
 به من فرمود:  «من امروز با آن طلبه ای که بر من اشکال گرفت تند صحبت کردم . از شما می خواهم که پیش از آن که نماز مغرب و عشا را بخوانم ، مرا نزد او برید تا از وی پوزش بطلبم؛ زیرا رفتاری که از من در قبال او سر زد درست نبود».
آقای خونساری می فرمود: من به آقا گفتم : شیخ ( آن طلبه ) امام جماعت فلان مسجد است و بعد از نماز مسائل شرعی مردم را برای آنها می گوید و به سؤالاتشان پاسخ می دهد.
 بنابراین تا شیخ به خانه اش برود تقریباً دو ساعتی وقت داریم . بنابراین ، امشب خودم تنها به منزل او می روم و موضوع را به اطلاعش می رسانم و برای فردا قرار می گذاریم تا به اتفاق هم به منزل او برویم.
همین طور هم شد و من همان شب قضیه را به شیخ گفتیم ، و صبح زود طبق عادتم ، به حرم حضرت معصومه (ع) رفتم ، و پس از زیارت به منزل برگشتم ، دیدم آقای بروجردی سوار درشکه اش جلو منزلم منتظر من است .
 مرحوم آقای بروجردی مسنّ بود و پیاده رفتن برایش دشوار .
من سوار درشکه شدم و با هم به منزل شیخ رفتیم. همین که صدای کوبه در را شنید آن را باز کرد و به آقا خوشامد بسیار گفت . چرا که نه ، او یک طلبه بود و آقا در آن ایاّم مرجع عالم تقلید ، و شیخ هم خود، یکی از مقلدان ایشان بود.
آقای خونساری می فرمود: هنگامی که آقای بروجردی وارد خانه شد دست شیخ را گرفت و خواست ببوسد اما شیخ به زور دست خود را کشید و نگذاشت ببوسد !! آقای برو جردی فرمود: از این که دیروز با شما به تندی صحبت کردم پوزش می طلبم، من نباید این کار را می کردم !
شیخ گفت: شما آقا و سرور ما و مرجع مسلمانان هستید و من هم یکی از مسلمانان هستم، و این توجّه شما به من لطف حضرتعالی به حقیر محسوب می شود . اما آقای بروجردی مکرراً طلب عفو و بخشش می کرد.

 تهیه و فرآوری : محمد حسین امین گروه حوزه علمیه تبیان
 منبع: موسسه امام الهادی، زیورخوبان، ص  66.

۱۳۹۰/۰۸/۲۱

متن یک مداحی بسیار زیبا

این مداحی بسیار زیبا آهنگ آن را در یادم زنده کرد. درصورتی که فایل صوتی از این مداحی دارید لینک بدهید.

جان زنده از ترانه روح الامین شده
صحرای خشک چشمه عین الیقین شده
دشت غدیر کعبه اهل یقین شده
گلخانه ولایت حبل المتین شده
مولا علی امام همه مسلمین شده
عیدی شیعه آیه اکمال دین شده
علی علی علی علی علی علی
غیر از علی که خوانده محمد برادرش؟
غیر از علی که فاطمه بوده است همسرش؟
غیر از علی که داده خدا فتح خیبرش ؟
غیر از علی که بوده نبی مدح گسترش؟
غیر از علی که زیر لوا هست محشرش ؟
غیر از علی که زینب کبری است دخترش؟
غیر از علی که مادرش او را به کعبه زاد؟
غیر از علی که قاتل خود را پناه داد؟
علی علی علی علی علی علی
شیری که سر گرفت ز عمروِ دلیر کیست؟
میری که بود مونس فرد فقیر کیست ؟
میری که گشت همدم طفل صغیر کیست ؟
در بیشه شجاعت و غیرت شیر کیست؟
بر مسلمین به جان پیمبر امیر کیست ؟
انصاف کو مروت و مردانگی کجاست ؟
آیا لباس کعبه بر اندام بت رواست ؟
علی علی علی علی علی علی
مولای اولیای خدا کیست جز علی ؟
گیرنده لوای خدا کیست جز علی؟
دست گره گشای خدا کیست جز علی؟
مصداق هل اتی خدا کیست جز علی؟
ممدوح اِنَّمای خدا کیست جز علی؟
روی خدا نمای خدا کیست جز علی؟
مرد نبرد خیبر و ننگ احد کجا !
حیدر کجا فراری جنگ احد کجا !
علی علی علی علی علی علی
یاری که خفت جای رسول خدا علیست
ممدوح جبرئیل به ارض و سماء علیست
الّا علی پس از سخن لافتی علیست
رکن و مقام و مروه و سعی و صفا علیست
قرآن ، نماز ، ذکر و عبادت دعا علیست
دنیا بدان که رهبر و مولای ما علیست
مرد غدیر پیرو خط سقیفه نیست
با غصب منبر نبوی کس خلیفه نیست

غدیر ، سند مظلومیت امیرالمؤمنین علیه السلام

رُوِيَ عَنِ الصّادِقِ علیه السلام: إنَّ أحَدَكُمْ يَأْخُذُ حَقَّهُ بِشَاهِدَيْنِ وَ جَدِّي أمِيرِالمُؤْمِنينَ علیه السلام شَهِدَ لَهُ بِحَقِّهِ يَوْمَ الغَديرِ سَبْعُونَ ألفاً وَ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى أخْذِهِ.(وَ فِي رِوايَةٍ سَتَّةٌ وَ ثَمانُونَ ألفاً).
(الصراط المستقيم ،ج2، ص79)
از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: هرکس از شما حقّش را با دو شاهد مي گیرد، درحالی که جدّم امیرالمؤمنین علیه السلام ، علیرغم آنکه در غدیر هفتاد هزار نفر (و به روایتی هشتاد و شش هزار نفر) شاهد داشت ، اما نتوانست حقّش را بگیرد.

می خواستم بگویم دوستت دارم

بسمه تعالی

یادش بخیر تابستون یکی از دوستان صمیمیم از تهران با خانوادش اومده بودن مشهد چند روزی خونمون موندنو کارایی که مشهد داشتنو انجام دادن و بعد از چند روز تصمیم گرفتن برگردن شهرشون و حدودا ساعت 11 صبح بود که زدن به جاده و رفتن. بعد از یک ساعت بهش زنگ زدم گفتم کجایی گفت حدودا 50 کیلومتر از شهر خارج شدم و دارم میرم به طرف تهران و ان شاالله فردا به تهران می رسیم منم بهش گفتم همین الان برگرد که کار مهمی باهات دارم. گفت چه کار مهمیه مگه؟ گفتم خیلی مهمه تو فقط برگرد تا بهت بگم، گفت خب تلفنی بگو اخه هوا خیلی گرمه و حوصله برگشتن ندارم در ضمن تهران کارای مهمی دارم که باید بهشون فردا رسیدگی کنم. منم گفتم نه نمیشه همین الان برگرد گفت خب بعدا بگو منم پامو کرده بودم توی یه کفشو می گفتم نه نمیشه باید برگردی اون بی چاره هم توی اون هوای گرم با ماشین بدون کولرو مدل پایینش دوباره برگشت و اومد خونمون وقتی منو دید خیلی مشتاق بود که این کار بزرگ رو بهش بگم و منم با همه وجودم بهش گفتم دوستت دارم.
ولی نمی دونم چرا مثل دیوونه ها نیگام کرد و با نهایت عصبانیت بهم گفت: همین؟
منم گفتم: آره! 
گفت: تو که قبلا هم بهم اینو گفته بودی؟
گفتم: خب الان رسمی تر گفتم دیگه!
خیلی ناراحت شد که این همه راه کشوندمش تا فقط بهش بگم دوست دارم. خانوادش که می خواستن منو خفه کنن ولی باور کنید دوست داشتم جلوی همه بهش بگم دوست دارم.
واسه هرکسی این جریانو تعریف کردم بهم گفت: کارت اشتباه و از عقل به دور بوده نظر شما چیه؟

آره اگه حقیقت رو بخواید هیچ عقل سالمی اینو قبول نمی کنه که من این دوستم و خانوادشو توی این گرما اذیت کنم تا فقط بهش بگم دوست دارم پس چطور حرف اهل سنت رو باور کنیم که می گن پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیر خم 120 هزار نفر رو توی صحرا و زیر نور افتاب سه روز نگه داشت و آخرش به حضرت علی علیه السلام فرمود: علی جان من تو رو دوست دارم؟؟؟؟؟؟؟
و علي ابن أبي طالب دوست من است !!!!!
من که عقلم قبول نمی کنه .

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین و الائمة المعصومین علیهم السلام
نوشته ی یکی از دوستان


۱۳۹۰/۰۸/۱۸

انتشار كتاب تاریخ النبی احمد

 دیروز که برای عیادت و بازدید از دایی ام دکتور احمد لواسانی به منزلش رفته بودم کتاب جدید خود را به من هدیه کرد. کتاب تاریخ النبی احمد کتابی است که برای اولین بار در سال 1940 میلادی در بیروت به قلم جد مادرم، آیت الله سید حسن لواسانی به چاپ رسید. ایشان که برای تبلیغ به عراق و لبنان سفر می کردند، سالیانی را در غازیه زندگی کردند و بواسطه روح پاک و خدمات ارزنده ایشان به مردم منطقه هنوز هم خاطره ایشان در دل این مردم باقی است و عکس ایشان را در مغازه ها و خانه های خود دارند. چاپ جدید این کتاب همراه است با جلد دوم آن که با همت فرزند ایشان یعنی دکتور احمد لواسانی تدوین شده و همراه با چاپ دوم جلد اول عرضه می گردد. کتاب به زبان اصلی یعنی عرب به چاپ رسیده است.
تماس با انتشارات لواسان: 009611681866
موبایل: 009613845778 
دکتر سید احمد لواسانی در جوانی