۱۳۹۰/۰۶/۰۵

وداع با رمضان


 مَا رَوَاهُ الشَّيْخُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مُحَمَّدٍ الدُّورْيَسْتِيُّ فِي كِتَابِ الْحُسْنَى بِإِسْنَادِهِ إِلَى جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فِي آخِرِ جُمُعَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَلَمَّا بَصُرَ بِي قَالَ لِي يَا جَابِرُ هَذَا آخِرُ جُمُعَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَوَدِّعْهُ وَ قُلِ اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ صِيَامِنَا إِيَّاهُ فَإِنْ جَعَلْتَهُ فَاجْعَلْنِي مَرْحُوماً وَ لَا تَجْعَلْنِي مَحْرُوماً فَإِنَّهُ مَنْ قَالَ ذَلِكَ ظَفِرَ بِإِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ إِمَّا بِبُلُوغِ شَهْرِ رَمَضَانَ مِنْ قَابِلٍ وَ إِمَّا بِغُفْرَانِ اللَّهِ وَ رَحِمَتِهِ .

    جابر بن عبدالله از وجود نورانی حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم نقل می کند که در آخرین جمعه­ ی ماه مبارک به مخدمتشان رسیدم. همین که مرا دیدند، فرمودند: این آخرین جمعه ی ماه مبارک است، با آن وداع کن و بگو :
"اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ صِيَامِنَا إِيَّاهُ فَإِنْ جَعَلْتَهُ فَاجْعَلْنِي مَرْحُوماً وَ لَا تَجْعَلْنِي مَحْرُوماً"
    هر که این دعا را بخواند به دو موفقیت رسیده است؛ یا به ماه مبارک سال آینده، و یا به آمرزش گناهانش از جانب خدا!


إقبال‏الأعمال          243    و بحارالأنوار     95     172    باب 8- أدعية وداع شهر رمضان و أعمال...

۱۳۹۰/۰۵/۲۶

اخلاق، نماز، مسجد


متاسفانه بی اخلاقی در تمام سطوح جامعه ایران گسترش یافته و به انواع گوناگون. یکی از این بی اخلاقی ها بدگویی و نمامی است که علنا بین مردم و مسئولین رواج چشمگیری دارد و بساط شیطان در این میان گرم است. حتما دیده اید می آیند یکجا می نویسند فلان وزارتخانه یا فلان سازمان نمازخانه ندارد. خب توجه به اینکه محلی برای نماز کارکنان وجود داشته باشد خوب است اما مشکل چیز دیگریست. برای خیلی ها بودن یا نبودن نمازخانه مهم نیست (شاید خودشان نماز هم نروند آنجا بخوانند) فقط مهم است مسئولان آنجا را زیر سوال ببرند.
ظهر رفته بودم نماز بخوانم، دوستی که می روم در اتاقش در طبقه بالا نماز می خوانم نبود و درب اتاقش بسته بود، ناچار همانجا توی راهرو جانمازم را انداختم و نماز خواندم. با خودم فکر کردم اگر ایران بود تو بوق و کرنا می کردند که موسسه حضرت آقای فلان نمازخانه ندارد! با خودم گفتم خدا رحمتت کند ای علامه ی بزرگ که می گفتی «به جای مسجد ساختن باید مسجدی ساخت». یعنی اگر کسی را مسلمان تربیت کردید اگر مسجد هم نبود می رود نمازش را می خواند اما اگر هی مسجد ساختید (الان همه جای مملکت بحمدالله مسجد به وفور یافت می شود) اما کسی را مسلمان واقعی تربیت نکردید؟ نتیجه اش این می شود که می بینید هنگام نماز چهار نفر دارند آنجا نماز می خوانند!
اگر فرصتی شد در مورد مساجد شیعه و سنی لبنان و آداب آنها برایتان گزارشی خواهم نوشت. انشالله خدا ما را از نمازگزاران مقید به اول وقت قرار دهد.
 التماس دعا در این روزهای رمضان

۱۳۹۰/۰۵/۲۱

از خودمان شروع کنیم


تهیه این لیست پس از مدتها فکر و بررسی به عنوان راهکار مقابله با مشکلات اجتماعی و راهی برای حل مشکلات فردی به ذهن من رسید. می دانیم که هر چیزی در این دنیا عوض دارد و نتیجه رفتارها و گفتارها و حتی افکارمان را در این دنیا می بینیم (با توجه به مضامین دینی خودمان و با توجه به یافته های عجیب علم روز درباره انرژی انسان و مشاهده نتایج آن در آزمایش بر روی آب و اشیای دیگر) می دانیم مهم ترین چیز که خدا اصلا از آن نمی گذرد حق الناس است و به مصداق آیه «وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّ‌ةٍ شَرًّ‌ا يَرَ‌هُ» حتما حتی کوچکترین شری که به کسی برسانیم در این عالم ثبت و ضبط می شود و در این دنیا و آخرت سزای آنرا خواهیم دید. بسیاری از اوقات نمی دانیم که داریم حق دیگران را ضایع می کنیم و به دیگران آزار می رسانیم. تاخیر و گرفتن وقت دوستان یا شاگردان یا همکاران، رانندگی بد و ترساندن یک عابر یا راننده دیگر، ترکاندن ترقه و امثالهم و ترساندن دیگران، مزاحمت برای همسایه، صدا کردن افراد با اسامی و کلماتی که خوششان نمی آید و بسیاری موارد دیگر که اصلا فکرش را نمی کنیم اما حسابش را باید پس بدهیم، حالا چه به شکل مشکلات مادی و معنوی در این دنیا چه عذاب آخرت. اولیای الهی همیشه ریز ترین نکات را مد نظر دارند و حواسشان هست تا هیچگونه ظلمی مرتکب نشوند.
قرار هم شد به جای اینکه مثل اغلب افراد که موعظه می کنند، بیایم از خودم شروع کنم و کارهایی که می کنم را ذکر کنم تا شما هم بتوانید یک مجموعه اصلاح رفتار برای خودتان آماده کنید.
- اول اینکه سعی می کنم هیچ کس را نگران نکنم و نترسانم. مثلا همیشه وقتی پیاده هستم از روی پل عابر پیاده عبور می کنم نه از وسط خیابان، چرا که با این کار هراسی هرچند اندک در دل راننده عبوری می افتد. در لبنان به عابر احترام می گذارند و وسط اتوبان هم که رد شوید حتما می ایستند. اما آیا استهلاک ترمز و وقت آنان درست است؟ به همین اندازه مسئول خواهیم بود. پس حتما از محل عبور عابر و پل عابر عبور می کنم.
- وقت دیگران را نگیرم: پارک کردن جلوی منزل دیگران یا ماشین آنها و بستن راه، پارک دوبله و ایجاد ترافیک. سعی میکنم طوری حرکت یا پارک کنم که مزاحم دیگران نباشم.
- در لبنان وقت و بی وقت ترقه می زنند و خیلی مرسوم است در مراسم عروسی این کار را انجام دهند. خودم که ترقه نمی زنم و دیگران را هم از ترکاندن ترقه های صدا دار نهی می کنم.
- سیگار کشیدن و قلیان در لبنان مثل نفس کشیدن من و شما کاری عادی است و هیچ قبحی ندارد. آدمهایی هستند که از صبح تا شب فقط می نشینند و دود می دهند! همیشه و همه جا. مثلا در منزل یا رستوران درست بعد از آخرین لقمه انگار که دسر باشد سیگار روشن می کنند و دیگران را مزین می فرمایند! نمی فهمند که تمام دنیا سیگار کشیدن در اماکن عمومی بخصوص محل های صرف غذا ممنوع است. من که سیگاری نیستم اما اگر بودم در محلی که غیر سیگاری نشسته است دود نمی کردم!
- در محل کارم درجه کولر را به نحوی تنظیم می کنم که به مقدار لازم هوا خنک شود نه اینکه اتاق یخ ببندد. چراغ ها را هم به مقدار لازم روشن می کنم. اسراف از جیب یکی دیگه فکر کنم گناهش بیشتر از اسراف عادی باشه.
- در لبنان بوق زدن آنهم ممتد یکی از واجبات رانندگی است. من فقط مواقعی که خطر پیش می آید و یکی بی هوا می پیچد جلوی آدم و حواسش به من نیست بوق میزنم. اما این نامردها آنقدر دستشان را می گذارند روی بوق که خودشان خسته می شوند و بر می دارند، اعصاب یک محله را خرد می کنند. فکر کنید با یک بوق 1000 نفر را اذیت کنید، چقدر شیطان خوشحال می شود!
- من که شغلم کندن اسفالت نیست اما خیلی ها هست! هرکس دوست دارد اسفالت را خراب می کند و چاله را هم درست نمی کند و هرکس رد شد می افتد توی چاله. خوب این آزار و اذیت و صدمه زدن به اموال مردم نیست؟ چطور خیلی ها انتظار دارند اوضاع و احوال زندگیشان خوب باشد و هیچ مشکلی برایشان پیش نیاید در حالیکه به واسطه یک کار آنان هر روز شاید چند هزار ماشین بیفتد توی چاله و درصدی هرچند اندک استهلاک اضافه پیدا کند و عمرش کم شود. نمی دانم چطور ما مسلمان ها که «وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّ‌ةٍ شَرًّ‌ا يَرَ‌هُ» داریم حواسمان به این حرفها نیست اما مسیحیان و اروپایی ها به واسطه انسانیت یا قانون پیگیری (سو) کارشان را دقیق انجام می دهند.

- (این لیست تکمیل می شود. می توانید شما هم پیشنهاد بدهید)

۱۳۹۰/۰۵/۱۷

اخلاق این زمانه

خدا رحمت کند بزرگ مرد تربیت اخلاق را که جمعی را با رهنمودهایش زنده کرد و امید به تصاعد تربیت انسان های وارسته توسط دست پرورده های خویش داشت. تصاعدی که به قول شاگردانش از تصاعد حسابی و هندسی موجود فراتر است. علامه کرباسچیان را می گویم. همو که به جهت تواضعش و اصرار در کوچک و پنهان ساختن مکارم و فضایلش ما را بر آن عادت داده که هنوز وی را علامه خطاب می کنیم. بدون هیچ لقب و احترام خاص. خوب شد در زمان تحصیلش در حوزه علما و طلاب وی را به جهت سرعت پیشرفت و معلومات بالایش علامه خطاب کردند و این لقب تا آخر بر وی ماند وگرنه امروز معلوم نبود چگونه باید خطابش می کردیم. بزرگ استاد اخلاق وقتی منبر و خطابه های پرطرفدارش را به توصیه اساتید خود رها کرد و به تهذیب نفس پرداخت کسی تصور نمی کرد چنان پیشرفت کند که پیشرفت و تعالی خود را مخفی نگه دارد و انکار کند؛ و به جای هیاهو و سر و صدا و جذب مخاطب به دنبال این برود که با تربیت صحیح و عمیق یک انسان مستعد ، دردی از دل زخم خورده امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف دوا کند. آری از خود گذشتگی وی در رفتار با پدر و مادرش و دعای آنان وی را به از خودگذشتگی های بزرگتری چون رها کردن منبر و اسم و رسم رساند و بعد، این شاگرد آیت الله العظمی بروجردی درحالیکه مجتهدی جامع الشرایط و عالمی در علوم مختلف حوزوی بود، راه مرجعیت را ناتمام گذاشت و برای تربیت جوانان و نوجوانان شیعه آستین بالا زد و با تمام وجود در این راه فداکاری کرد. یک طلبه ساده نمی تواند و حاضر نیست در برخورد با بچه ها اینقدر خود را پایین بیاورد و با زبان آنان سخن بگوید چه برسد به عالمی بزرگ که شاگرد مورد تایید یگانه مرجع شیعه در زمان خود باشد. وی در پیمان خویش با امام عصر مبنی بر اینکه در صورت معافیت از سربازی رژیم شاهنشاهی تا آخر عمر سربازی آن حضرت را بکند استوار ماند و لحظه ای از هدایت افراد دست نکشید. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
در دنیای امروز که اخلاق را سر بریده اند و انسانیت را تبعید کرده اند امثال علامه ی بزرگ بسیار مغتنم و کارسازند. حیف که قدر و قیمتشان بعد از مرگشان مشخص می شود، خصوصا علامه که تلاشی بی نظیر در پنهان داشتن فضایل و روشن بینی هایش داشت. صحبت فقط از تهران و ایران نیست. در تمام جهان مشکلات اجتماعی فراوانی هست که تماما ناشی از نداشتن اعتقاد به توحید و معاد است. اگر این دو مقوله را افراد باور داشتند دیگر اینقدر خودخواهی ها و بداخلاقی ها وجود نخواهد داشت. امروزه همه فقط می خواهند گلیم خود را از آب بکشند و توجهی به دیگران ندارند. برای این کار حق دیگران را می خورند و به حقوقشان تجاوز می کنند. چند نمونه ملموس ذکر می کنم تا بحث روشن تر شود:
کم گذاشتن جنس در معامله: حساب کردن جعبه یا آب داخل محصول به قیمت محصول.
 صدمه زدن به اموال دیگران مثل ماشین یا منزلشان بدون هیچ نگرانی و عذاب وجدان: هنگام عبور از کنار ماشین یا دیوار کسی به آن می مالند و می روند.
 زیر پا گذاشتن حق دیگران به شکل های مختلف: در رانندگی و ورود به خیابانها حق دیگران را مراعات نکردن و موجب ناراحتی دیگران شدن، در رفتن از پرداخت مالیات یا دستکاری کنتورها و از این قبیل که باعث می شود هزینه به دیگران تحمیل شود.
بی احترامی به دیگران: اینکه فکر می کنند همیشه حق با آنها و بچه هایشان است و وقتی یک مشکلی را ایجاد می کنند تازه طلبکار هم میشوند و جر و بحث می کنند که عموما دعوا بالا می گیرد چون فرض بر این است که حق همیشه با خودشان است.
سعی نکردن در پیشرفت و ترقی: کسی به فکر این نیست که فکر کند تا مشکلی از مشکلات مردم کم شود، بالعکس شاید فکر کند چه کند تا چگونه برای راحتی خودش دیگران را دچار مشکل کند. مثلا کارمندی که برای راحتی خودش یک کار ساده را منوط به پر کردن چند فرم اضافه کند.
در حالیکه اگر کمی گذشت و انسانیت باشد و هر چیز خوبی برای خود دوست داشته باشیم برای دیگران هم بخواهیم دنیا گلستان می شود. بیاییم با توجه به این مطلب، اگر منتظر واقعی ظهور مولایمان هستیم فکر کنیم تا چگونه اخلاق و رفتار اطرافیان خود را اصلاح کنیم که درآینده در پیشگاه آن حضرت شرمنده نباشیم. باید اول خودمان را بسازیم، و در این راه تصمیم گرفتم تا به عنوان نمونه به جای آنکه بگویم چه کار باید کرد و چه نباید کرد، کارهایی را که برای بهبود وضع لازم است و خودم انجام می دهم بنویسم تا از خودم شروع کنم.
اولین اینکه سعی می کنم کسی را نگران نکنم و نترسانم. مثلا همیشه وقتی پیاده هستم از روی پل عابر پیاده عبور می کنم نه از وسط خیابان، چرا که با این کار هراسی هرچند اندک در دل راننده عبوری می افتد و همین چیزهای کوچک است که برای خودمان هم تکرار می شود. در لبنان به عابر احترام می گذارند و وسط اتوبان هم که رد شوید حتما می ایستند. اما آیا استهلاک ترمز و وقت آنان درست است؟ به همین اندازه مسئول خواهیم بود. پس حتما از محل عبور عابر و پل عابر عبور می کنم.
- وقت دیگران را نگیرم: پارک کردن جلوی منزل دیگران یا ماشین آنها و بستن راه، پارک دوبله و ایجاد ترافیک. سعی میکنم طوری حرکت یا پارک کنم که مزاحم دیگران نباشم.
ادامه لیست در صفحه ای جداگانه ارائه خواهد شد.



۱۳۹۰/۰۵/۱۵

ایران از دور هراس انگیز است!


این یک واقعیت است. غیر از اینکه ایران برای دشمنان سیاسی نظامی اش هراس انگیز است و جدا از ترس دشمنان شیعه و دشمنان آزادگی از ایران و ایرانی، باید گفت ایران از بیرون خیلی نگران کننده است. حساب فراری ها و پناهنده ها و ضد نظام ها جدا؛ اما یک ایرانی دانشجو در خارج از کشور با دیدن اخبار اقتصادی و سیاسی و اجتماعی بخصوص حوادث و آمارهایی که خود پلیس ارائه می کند خیلی نگران می شود. گرانی های ایران روی گرانی های بیروت را (که همه لبنانی ها معتقدند گرانترین پایتخت خاورمیانه است) سفید کرد! مشکلات اجتماعی و فرهنگی مانند حجاب که داد همه مسئولان و روحانیون و دلسوزان تعلیم و تربیت را در آورده است. آستانه تحمل اجتماعی و صبر و تعامل با دیگران بسیار پایین آمده و هر نزاع کوچکی به قتل و جنایتی می انجامد. به لطف ماهواره (که اصلا کسی ماهواره نگاه نمی کند!) هر جوان نادانی خیال می کند شخصیت فیلم است و برای بدست آوردن آن زرق و برق ها هر کاری می کنند. خیلی ها با تاثیر از تهاجم فرهنگی موجود در ماهواره واقعا باورشان شده که مانند شخصیت های فیلمهای آمریکایی هر زنی را دیدند می توانند صاحبش شوند و از هر گلی بویی استشمام کنند! (جمله منافقین در لزوم آزادی زنان!)
نتیجه این می شود که با این وضع فجیع حجاب و این فیلمهای آلوده و هدف دار چنان تحریکات جوانها بالا می رود که دیگر جوان و مسن و بی حجاب و با حجاب سرشان نمی شود، امکان ازدواج هم که نیست و می خواهند یکی را بزور با خود ببرند. وقتی کسی می آید جلویشان را بگیرد چاقویی، شیشه ای می خورد و ناکار می شود.
نمی خواهم تحلیل چگونگی بوجود آمدن این وضع عجیب را بدهم و بگویم مسئولش کیست اما مشخص است که این وضع، نتیجه ی اهمال در تربیت و تعلیم جامعه است. وقتی اخلاق در جامعه تعطیل شد و سیاست جای همه چیز را گرفت و مهم ترین نهاد تعلیم و تربیت یک کشور (به استناد دست اندرکاران تربیتی) تبدیل به سیاسی ترین وزارتخانه کشور شد و وقتی مردم از دین دور شدند و مجذوب و فریفته ظاهرسازی های ماهواره ها شدند همین می شود که تازه دارید اولش را می بینید. ما در لبنان وقتی حتی در مناطق مسیحی راه می رویم احساس امنیت داریم بخصوص کسی که چادری باشد. یکبار ندیدیم جلوی دختری ماشین بایستد چه برسد به خواهند بزور کسی را بدزدند. بحمدالله این مسائل در این کشور نیست. رابطه مردم و نگاهشان به یکدیگر بسیار سالم است. بر خلاف ایران که بیشتر جوانها در همه رابطه هاشان دنبال چشم چرانی و کسب لذت هستند. خدا آخر و عاقبت جامعه ایران را ختم به خیر کند چرا که چشم همه شیعیان به ایران است. اگر ایران مشکلات جدی تری را تجربه کند شیعیان سراسر جهان پایگاه و امنیت خود را از دست خواهند داد. خدا یا به آبروی امام زمان جامعه شیعه را تا ظهورش از گزند بدخواهان محفوظ و مصون بدار و ظهور حضرتش را نزدیک بفرما.
التماس دعا