۱۳۹۰/۱۰/۰۵

ماجرای پنچری


  همه جای دنیا همه جور آدمی یافت می شود. منظورم این است که هر قشر و مجموعه ای در آن خوب هست بد هم هست. در لبنان هم همین مساله مشهود است. در این کشور مدیترانه، عموما هر طایفه ای سکونتگاه خودش را در میان طایفه خود انتخاب می کند. لذا خیلی نادر است ببینید یک شیعه در محله ی مسیحی ها خانه داشته باشد و بالعکس. شاید حتی یک مورد هم نیابید که بیایند در محله دیگر ادیان زندگی کنند.
اما بعضی از به ظاهر شیعه ها حتی مسلمان هم نیستند! حجاب و نماز و امر به معروف را که ندارند هیچ؛ حق الناس هم حالیشان نمی شود. بعضی هاشان شراب هم میخورند و بعضی از آنها آدم هم میکشند! بعد روز عاشورا می روند خودشان را خونین مالین می کنند و فریاد یا علی یا علی سر می دهند و به خیال خودشان دینشان کامل می شود.
دیروز صبح با زن و بچه آمده ام پایین و دیدم جفت چرخ جلوی ماشین من و چرخ کامیون میوه فروشی محل را که هر دو جلوی میوه فروشی پارک شده بودند پنچر کرده اند. همه هم می دانند کار کیست!
طرف خیال می کند خیابان مال اوست و چون جا پیدا نکرده تا پارک کند دست به همچین کاری زده تا ما را که پارک کردیم ادب کند. همه می ترسند با او درگیر شوند چون هیچ چیز حالی اش نمی شود. بعد از تعمیر این مزاحمت آشکار، برای یک کار اداری رفتم سفارت. زنی لبنانی آمده بود به نگهبان سفارت شکایت می کرد که شماها که نگهبان هستید ندیدید کی شیشه ماشین مرا شکسته! کشوری که هرکس ساز خودش را می زند همین که الکی نمی کشندمان باید دستشان را هم ببوسیم!!!
کاش در محله مسیحی ها بودیم و مطمئنا اینقدر مشکل نداشتیم!
متاسفانه کاری کرده اند که مسلمان به برادر مسلمانش رحم نمی کند. همه از این سوال که چرا در محله مسیحی ها خانه نمی خرید تعجب می کنند و می گویند عجب! می خواهی وقتی جنگ طائفه ای شود بیایند ما را الکی الکی بکشند؟ اما من فکر می کنم اکر انسان واقعا انسان باشد مسیحی ها کاری به او ندارند. من ترسم این است که همین  شیعه نماهای ظاهری، ما را بکشند و شهید هم محسوب نشویم! لا اقل مسیحی ما را می کشت می گفتیم شهید  دینمان شدیم!
وضع اجتماعی شیعیان بسیار افتضاح است. همانطور که در زمان امام موسی صدر بود و چقدر زحمت کشید تا آدمشان کند. هرچند به برکت انقلاب و بسترسازی های امام موسی صدر و ظهور حزب الله وضع نسبت به گذشته خیلی بهتر شده، اما این تغییر بیشتر در زمینه تحصیلی و مالی و اقتصادی است و در زمینه های دینی و اجتماعی بیشتر ظاهرسازی است. حتی شاید پسرفت کرده باشند. البته اولا اینها نظر من است و دوما فقط عده محدودی که به ایران مسافرت کرده و دروس حوزوی خوانده اند و در جو اجتماعی ایران بوده اند تغییرات مثبتی کرده اند و مانند شیعیان راستین ایرانی شده اند. لبنان که در قدیم بسیار عالم پرور بود و هر دهی خواستگاه چندین دانشمند نام آور بود به سبب سیاست های استعماری به شکلی در آمده که تصور آن مشکل است. هنوز نظام حاکم به شکلی است که قدرت در دست سنی ها بوده و مسیحی ها هم ریاست جمهوری را داشته باشند شیعیان هم بواسطه تضعیف نظام آموزشی همیشه قومی عقب افتاده باشند. آنهایی که بوی شیعه می دهند و به جایی رسیده اند دستپروردگان موسساتی هستند که ایران در لبنان بوجود آورده است. البته وجود شیعیان مخلص لبنان را انکار نمی کنم و بلکه آن را ثمره وجود جنگ با دشمن صهیونیستی و الگوگیری از جامعه مسلمانان ایران می دانم. از آنجا که هیچ کس معصوم نیست و طبق این قاعده که پول و قدرت فساد می آورد می توان نشانه های فساد را در طبقات بیرونی حزب الله مشاهده کرد. جاسوس هایی که در سطوح کم اهمیت و خارجی این حزب بازداشت شدند و کسانی که با اموال بیت المال خانه و زندگی ای به هم زده اند. البته حزب تلاش کرد تا جلوی ریخت و پاشها را بگیرد ولی تا چه حد موفق می شود معلوم نیست. نمونه دیگر هم سوءاستفاده از قدرت است. مثلا هرکسی پسرخاله ی دخترعمه ی دسته دیزی اش در حزب باشد، گردن کلفت می شود و دیگر خدا را بنده نیست! حال اینکه در بیشتر موارد حزب از حرکت های غیرقانونی و ظالمانه حمایت نمی کند؛ این مورد را ببینید: در مدرسه ای که خاله بنده ناظم دبستان بود یک روز صبح و هنگامی که تعداد زیادی از اولیا هم حضور داشتند بچه راهنمایی با یک کلاشینکف وارد می شود و فریاد می زند برو کنار قبل اینکه آبکش بشی! میخوام ناظممون رو بهش شلیک کنم! قضیه ختم به خیر می شود اما با وجود اصرار اولیا که بسیار شوکه شده بودند بچه را اخراج نمی کنند چون باباش یک کاره ای در حزب است! (البته فکر نکنید فرمانده یا مسئول، شاید راننده ای چیزی بوده، چون عموما افراد دم دستی اینطوری هستند) هرچند اگر اخراج می کردند، مطمئنا حزب وساطتی نمی کرد، اما افراد طرف با هماهنگی رفقایش مدرسه را تحت فشار قرار میداد. در آخر تعداد زیادی از بچه ها و معلمین از آن مدرسه رفتند. لازم به ذکر است مدرسه ای که خود حزب الله راه انداخته است اینطور نیست و بحمدلله محل مناسبی برای تربیت است و عموما بچه های مسئولین بلندپایه در آنجا تحصیل می کنند و محیط علمی و آموزشی خوبی دارد.
خوب؛ دیدید برای نابودی شیعه در لبنان چطور زیرکانه برنامه ریزی کرده اند؟ مواظب باشید که صد برابر آن برای ایران برنامه ریخته اند. خیلی باید مواظب و به فکر باشید و هرکس در زمینه اختصاصی خودش با نیت خالص و کوشش مضاعف تلاش کند تا مملکت امام زمان حفظ شود. به یاری حضرت ولی عصر و با دعا برای ظهورش
التماس دعا

هیچ نظری موجود نیست: