۱۳۹۰/۰۷/۲۲

پنج دنیا

انسان در پنج دنیا زندگی می کند، البته تا اینجایی که من فهمیدم! بله یک عالم، عالم ذر است که می گویند هر کسی بنا به روش زندگی و انتخابش در آن دنیا سرنوشت آینده خود را تا حدودی مشخص کرده است. یعنی نور نبی مکرم اسلام را که به انسان ها عرضه کردند، اگر به پیامبری ایشان ایمان آورد در این دنیا در خانواده ای مسلمان به دنیا خواهد آمد یا به طریقی به اسلام مشرف خواهد شد. آن دنیا که یادمان نیست؛ دنیای بعد دنیای جنینی بود که حدود نه ماه در محیطی تنگ و تاریک و پر از خون و کثافات غوطه می خوردیم و شاید با اشارات و اصوات ضعیفی که به ما می رسید خوشحال یا ناراحت می شدیم؛ آن دنیا را هم هنگام خروج سخت و دردناکش و ورود به دنیایی ناشناخته و پر از نور و اصوات و بوها و احساسات، فراموش کردیم. اگر به ما می گفتند می روی به دنیایی که در آن نارنگی و سیب هست چه می فهمیدیم؟! آیا درکی از آن داشتیم؟ دنیای بعد دنیای برزخ است که بسته به اعمالمان در آنجا نتیجه می بینیم یا عذاب می شویم تا برسیم به دنیای آخرت که نتیجه نهایی این سفر پنج خوان مشخص شود و الی الابد در آنجا باشیم. چیزی که بعد از گذران مراحل مختلف زندگی و تفکر در آن به ذهنم رسید این است که ظاهرا مشکلات و سختی امتحانات ما مرحله به مرحله بیشتر می شود، همینطور لذتها و کامیابی ها. وقتی در دل مادر بودیم شاید یک غذایی که مادر می خورد تاثیرش بر ما این بود که احساس خوبی بکنیم یا احساس ناراحتی بکنیم. در دنیا و هنگام شیرخوارگی هم تاثیر غذای مادر بر گوارش نوزاد مشخص است بخصوص در  اوایل شیرخوارگی. بعد که بزرگ می شویم دامنه لذت و درد بیشتر می شود. زمین می خوریم مجروح می شویم، غذاهای جدید بزرگسال ها رو می خوریم وسایل و اسباب بازی های جدید به ما می دهند. در هر مرحله از مدرسه هم همینطور است: وارد کلاس اول که می شویم درس خواندن برایمان سخت است و می گویند صبر کن آسان می شود، یک کتاب باریک الفبا داریم و چند تا پوستر و وسایل بازی. جلوتر می رویم و امتحانات سالهای بالاتر و کتاب های بیشتر. بعد دبیرستان و کنکور. می گویند خوب درس بخوان کنکور بدهی بروی دانشگاه بعدش راحت میشی. وارد دانشگاه که شدی اگر عاقل و بالغ شده باشی می بینی که برای زندگی آینده نیاز است بهتر و بیشتر درس بخوانی. این مثالی از پیشرفت درس بود. بقیه چیزها هم همینطور است. در طول زندگی پیشرفت می کند و ارتقا می یابد؛ احساسات، خواسته ها، آرزوها، اهداف، و اعمالمان. الان می گویند می روید بهشت در آن جا میوه های عالی است که خودش می آید می گوید مرا بخور، نهر شیر و عسل است، حورالعین هایی هست که هیچ کس نگاهش به آن نیافتاده و تصورش را هم نمی کنید. آیا اینها هم تشویق هایی انتزاعی برای بهشت نیست تا ما به هدف خلقت برسیم؟ از کجا معلوم فرق توصیفات دنیا برای جنین و توصیف آخرت برای ما انسانهای دنیایی مانند هم نباشد؟ وقتی ما دنیای بعد را درک نمی کنیم با زبان همین دنیا ما را به مرحله بعد فرا می خوانند و می گویند گلابی و شیر و عسل و حورالعین دارد. شاید اگر قرآن الان نازل می شد می گفت بهشت معجون و آیس پک هایی دارد که تا حالا تصور نکرده اید! دونات های شیش متری دارد و پیتزاهای فلان و بهمان! !
بله، ما در اول یک روح و یک وجود هستیم و بعد صاحب بدنی جنینی می شویم و بعد به دنیا می آییم و بزرگ می شویم و همیشه هم مصائب گذشته را فراموش می کنیم. خودمان را می کشیم تا پولدار شویم و زنی بگیریم. ازدواج، خودش پر است از مشکلات و سختی ها و مسئولیت ها و شیرینی ها و اگر آدم حواسش جمع باشد آرامش. بعد صاحب فرزند می شویم و مسئولیت های بیشتر و دردسرهای بیشتر و دل خوش کنی های بیشتر. کلا شادیهای دنیا دل خوش کن است، چرا که اگر این لذت ها هم نباشد که دیگر کسی زندگی نمی کند. حتی غذا خوردن دردسر دارد، آدم دل درد می گیرد مزاجش به هم میریزد و... ازدواج هم دردسر دارد. همه لذتهای دنیا تهش دردسر و درد است. واقعا اگر کسی مسیرش با نقشه انبیا و امامان نباشد و هدف زندگی اش را درست انتخاب نکرده باشد سه دنیای قبلی را دردسر کشیده و بیهوده طی کرده و دو دنیای بعدی را هم خراب کرده است. از هیچ چیز هم لذت نخواهد و همیشه در حال حرص خوردن و اعصاب خورد کردن است.
با این اوصاف برای دو دنیای باقیمانده چه می خواهیم بکنیم؟ خدا آخر و عاقبت همه ما را به حق امام زمان (عج) ختم به خیر کند.

هیچ نظری موجود نیست: