۱۳۹۰/۰۶/۲۰

آشنایی با لبنان

مطلب زیر برگرفته از سایت تبیان است و مسئولیت صحت اطلاعات به عهده نویسنده مطلب می باشد.
 مطلب را از منبع اصلی بخوانید: تبیان
تحقيق و تأليف: سيد محمد مهدى خادمى

مقدمه
در سال 1921 لبنان كه نام منطقه «جبل لبنان» بود و فعلاً «استان جبل» يك استان از پنج استان لبنان مى باشد بر همه پنج استان لبنان اطلاق گرديد. در لبنان 15 طايفه مذهبى در كنار هم زندگى مى كنند كه اهم اين طوايف عبارتند از:
1- مارونى
2- سنى
3- درزى
4- كاتوليك
5- ارتودكس
6- پروتستانها
7- لاتين ها و غيره
8- شيعيان

بسم الله الرحمن الرحيم

مقدمه تاريخى ظهور شيعه در لبنان
آنچه كه بين لبنانى هاى شيعه مشهور مى باشد: شيعه با ورود ابوذر غفارى وارد لبنان شد و هم اكنون مسجدى به نام اباذر در جبل جنوب لبنان وجود دارد.
بزرگترين پايگاه فكرى، عقيدتى، جبل عامل در جنوب لبنان، لبنانى است كه متفكرين و نويسندگان و علماء و آثار علمى زيادى به عالم هديه كرده است.
شهيد اول: شهيد ثانى، شيخ بهاءالدين عاملى: سيد صدرالدين صدر، محقق كركى و همچنين كتب و آثار علمى و فراوانى را نام برد.
زمانى تشيع سرتاسر لبنان را فراگرفته بود، تمام ساكنين اين منطقه شيعه بودند، جز معدودى اهل سنت كه در بيروت زندگى مى كردند و معدودى مسيحى كه حوالى جبيل در شمال بيروت سكونت داشتند مابقى ساكنين اين منطقه اى كه امروز لبنان ناميده ميشود شيعه بودند. لبنان كه تاريخ، فرهنگ و تمدن ثروتمندى دارد، بعد از انتشار اسلام در منطقه خاورميانه فرهنگ و تمدنش منحصراً به فعاليتهاى شيعيان جبل عامل اختصاص مى يابد و تاريخ كتب و دانشمندان و ادباى بزرگ و جهانى شيعه درخشنده ترين صفحه افتخاراتش مى باشد. بعلاوه اين منطقه را همانند سرچشمه فرهنگ و اخلاق و ديندارى درآورد.
بعد از دوران نكبت بار بنى اميّه و بنى عبّاس، و صلاح الدّين ايّوبى، و كشتارهاى بيرحمانه او از شيعيان لبنان، و خلاصه فشارهاى هشت قرن «ايوبيان و عثمانيان و تعصبهاى وحشيانه حكمرانان متعصب عثمانيان در طول هفتصد سال رفته رفته و عليرغم پايدارى قهرمانانه شيعيان و علماء آنان، اوضاع عمومى زندگى آنانرا بحرانى و راكد ساخت و جنوب لبنان را كه روزى مشرق معلومات و مركز فرهنگ اسلامى بود و در هر شهر و روستايى عالمى يا مؤلفى ديده مى شد و همه به نقل بعضى از تواريخ در هر روستا بيش از هشتاد مجتهد زندگى مى كردند بكلى از علم و تمدن و فرهنگ اسلامى و شيعى تهى شد، مدرسه هاى دينى و كتابخانه هاى فراوان خراب گرديد، دانشمندان و بزرگانشان را تار و مار و زندانى و گاهى به قتل مى رساندند مناطق آنان را از جوانان و كشاورزان خالى ساخت و غالباً آنها را به جنگهاى فرساينده و بى نتيجه اى مثل جنگ با يمن مى فرستادند و كسى كه از جنگ سر باز مى زد مجبور بود مالياتى در حدود 75 ليره طلا بدهد و چون اين مبلغ غالباً تأمين نمى شد يا به جنگ مى رفتند و كشته مى شدند و يا زمينهاى خود را به فئودالها و به مزدوران دولت عثمانى مى فروختند و يا زمينهاى آنان را تملك مى كردند و بخصوص اين فشارهاى ظالمانه در هنگامى كه دولت عثمانى از دولتهاى شيعه ايران شكست مى خورد شدّت مى يافت و آخرين بقاياى كتابخانه ها و كتابها و علماء هم در زمان حاكم عثمانى بنام احمد جزّار سوخته شد و نانوائى و تنورهاى شهر عكّار شاهد سوختن آن كتابها بود.

حضور اجتماعى شيعه در ساختار سياسى لبنان
شيعيان %13 مردم لبنان را بوجود مى آورند. منطق اصلى سكونتشان در جنوب (جبل عامل) و شرق (بعلبك، حرمل، مشغره) و بيروت (شياح، برج البراجنه، شوفيات و نبعه) و كوهستانهاى شمال (منطقه جبيل) مى باشد و فعلاً در بيروت و صيدا براى كار و تجارت تعداد زيادى از شيعيان سكونت دارند و در طرابلس، مضافاً بر وجود دو روستاى كاملاً شيعى رفته رفته بر تعدادشان افزوده شده است.
استعمار فرانسه بر حسب آماری كه بين سالهاى 30-1920 تهيه كرده است عدد مسيحيان را اكثريت بشمار آورده و لذا رئيس جمهور و رئيس اركان ارتش را حق آنها دانسته است و بعد سنّى ها را در رديف دوم و بعد شيعه ها را در رديف سوم قرار داده و لهذا نخست وزير و اكثريت وزراء از بين مسيحيان و سنى ها انتخاب شده و رياست مجلس از بين شيعه انتخاب مى گردد و به موجب قانون اساسى تا قبل از تغيير در (طائف) شيعيان داراى 19 نماينده در مجلس بودند كه يكى از آنان رئيس مجلس مى باشد و يك پنجم كارمندان دولت و 15 كابينه دولت هم متعلق به آنان است هر چند اين حق در سازمانهاى دولتى حتى يكبار هم عملى نشده است.
از سال 1943 پس از استقلال لبنان فرصتى گرانبها براى شيعيان بدست آمد كه عقب ماندگى هاى خود را با فعاليتهاى همه جانبه جبران كنند.
در 41 سال قبل سال 1959 پس از هجرت امام موسى صدر فعاليت گسترده تشكيلاتى جهت ارتقاء سطح فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى، سياسى نظامى، شيعيان لبنان بوجود آمد و لهذا كشاورزى با وضع مدرنى در جنوب و بقاء رشد پيدا كرد، مهاجرت به آفريقا، كشورهاى عربى، آمريكاى جنوبى وسعت يافت و اين مهاجران آبادانى فراوانى در بيروت و جنوب ايجاد كردند عدد فارغ التحصيلان شيعى در مدت ده سال از يك نفر به پنجاه نفر رسيد اكنون شيعيان يك قدرت اساسى و در حال رشد، يك نهضت مترقى و آينده ساز لبنان (و حتى كشورهاى عربى و اسلامى هستند) و چون عدد آنها %13 مردم لبنان و بزرگترين مذاهب را بوجود مى آورد و استعدادهاى افراد، قابل تقدير بلكه موجب وحشت دشمنان اسلام است. بيش از 60% زمينهاى لبنان، بخصوص زمينهاى حاصلخيز در اختيار آنهاست. (اعداد ذکر شده مورد تایید نیست و قطعا تغییر کرده است-نویسنده سایت)
شيعيان در زمان حاضر داراى سازمانهاى رسمى همانند: مجلس اعلايى شيعيان، حزب الله، حركت امل، حوزه علميه لبنان و داراى جرائد و كانالهاى تلويزيونى مختلفى مى باشند.

احزاب شيعى در لبنان
الف)حركت امل: مولود مجلس شيعى لبنان
باظهور امام سيد موسى صدر در سال 1959 نامبرده دست به يك سلسله اقداماتى جهت تشكل شيعه و تقويت طائفه شيعه در لبنان زد:
اگر به تاريخ بعد از استقلال لبنان توجهى شود مى بينيم دو گروه مسيحى و سنى ها هميشه سعى داشتند كه با استفاده از شيعيان كفّه ترازوى خود را در صحنه سياسى لبنان قوّت ببخشند بدون اينكه سهمى براى آنان قائل باشند:
تقريباً 95% افراد حزب كمونيست لبنان را جوانان طائفه شيعه تشكيل داده بود. نكته اى جالب اينكه تقريباً همه جنگندگان مسلمان در لبنان همان شيعيان بودند تقريباً همه جنگندگان در احزاب چپ آنروز، مانند حزب كمونيست، حزب تقدم اشتراكى جنبلاط و حتى گروههاى سياستمداران سنى از جوانان طوائف شيعه بودند و روح جنگجوئى در بين طائفه شيعيان بشدت وجود داشت و اين امر مربوط به زير بناهاى فكرى و دينى و تاريخى و محروميّت بيش از حدّ آنها بوده است.
متأسفانه اهل سنّت نيز شيعه را به حساب نمى آورند از يك طرف هنگام رأى گيرى شيعه را جزء مسلمانان به حساب مى آورند و از نتايج آراء به نفع خود استفاده مى كردند ولى از طرف ديگر هنگام تقسيم منافع يكباره شيعه را رافضى و حيوان و پست به شمار مى آورند و حقوقشان را پايمال مى كردند و مارونى هاى مسيحى قدرت اول لبنان را با اشغال رياست جمهورى و رياست ارتش و 14 كابينه با اينكه اقليّتى بيش نبودند و در حقيقت همه چيز لبنان را بين خود و سنى ها تقسيم كرده بودند. در تاريخ 13/1/1959 (طائفه اسلامى سنى ها) داراى مجلس ويژه بخود گرديده بود و طى اعلام قانون ديگرى كه در تاريخ 13/7/1962 صادر گرديده بود طائفه درزى نيز مجلس و پناهگاهى براى حفظ شئون و موقعيت و صيانت از موجوديت خويش تأسيس نموده بود و در اين بين تنها اكثريت مردم لبنان يعنى شيعيان بودند كه نه پناهگاه سياسى داشتند نه نظامى لهذا امام موسى صدر به دنبال تلاشهاى فراوانى موفق گرديد در تاريخ 16/5/1967 تأسيس مجلس شيعه را براى دفاع از حقوق شيعه به امضاء رياست جمهور برساند و در تاريخ 23/5/1369 ميلادى اين مجلس با اهداف ذيل تأسيس گرديد:
1- تنظيم شئون طائفه اى شيعه و بهسازى هر چه بيشتر اجتماعى و اقتصادى شيعيان.
2- قيام و اقدام به يك موقعيت و موقف كامل اسلامى چه از نظر فكرى و چه از نظر علمى و چه از نظر مبارزه و جهاد.
3- اقدام اساسى به جهت عدم تفرقه ميان مسلمانان و سعى در وصول به وحدت كامل.
4- همكارى با همه طوائف مذهبى لبنان و كوشش براى حفظ وحدت كشور.
5- توجه و ممارست نسبت به مسئوليتهاى ملى و وطنى و صيانت از استقلال و آزادى لبنان و حفاظت از سرزمين و مرزهاى كشور.
6- مبارزه پيگير با جهل و فقر و تخلفات و ستم اجتماعى و فساد اخلاقى.
7- يارى و مساعدت و پشتيبانى از مقاومت فلسطين و مشاركت با دولتهاى مترقى براى آزاد سازى سرزمينهاى اشغالى فلسطين.
بدنبال تأسيس مجلس شيعى لبنان اميد و آرزوى شيعيان توجه امام موسى صدر و مجلس شيعيان گرديد و براى اولين بار شيعيان مركز و شخصيتى براى خود يافتند.
اما اين مجلس جديد (مجلس شيعيان) كه اولين سازمان منظم و قانونى شيعه در تاريخ بود مدت سه سال پس از تأسيس خود را براى به دوران مطالعه، آمارگيرى و اكمال سازمان داخلى مجلس گذراند و دراين مدت همه فعاليتهاى اين سازمان جديد از حدود بحث، انتقاد و سخنرانى و ملاقاتها تجاوز نمى كرد و چون اين روش اجتماعى، بى فايده اى خود را اثبات كرد، موسى صدر در اوايل سال 73 اين تلاش عمومى را به صورت يك مبارزه توده اى درآورد كه بنام حركت المحرومين نامگذارى شد. در خلال سالهاى 1973 تا 1975 و به دنبال شعله ور شدن جنگ داخلى 19 ماهه لبنان و تصميم اسرائيل و حاميان آن به تقسيم لبنان با تشكيل يك دولت مارونى و نژادى همچون اسرائيل و بعد از شكسته شدن هم زيستى مسلمانان و مسيحيان و درگيرى و جنگ شديد بين فلسطينى ها و ارتش لبنان و به دنبال شهادت پانزده هزار شيعه لبنانى و آواره شدن بيش از يكصد هزار شيعه از ششصد هزار آواره لبنانى و به اشغال بخش عظيمى از شهركها و روستاهاى جبل عامل (مناطق شيعه نشين) توسط اسرائيل و مزدوران سعد حدّاد و بعد از مسطح شدن مارونى هاى مسيحى و كتائب و نيروهاى چپ لبنان از حزب كمونيست تا حزب تقدم اشتراكى و جبهه التحرير وابسته به بعث عراق و نيروهاى فلستينى فتح، و جبهه الشعبيه نايب حواتمه و قيادة العامه احمد جبرئيل فقط شيعيان كه اكثريت لبنانى ها را تشكيل مى دادند در اين ميان بى پناه بوده و در اين جنگهاى داخلى و هجوم اسرائيل يا مناطق مسكونى آنها سپر حفاظت ديگران بود و جنگ و خونريزى خود را در مناطق شيعه نشين انجام مى دادند و يا با مظلوميّت تمام توسط راست و چپ قلع و قمع مى گرديدند و جنگجويان شيعى هم در ساير تشكلات براى آنها مى جنگيدند لهذا امام موسى ديد اكنون كه حصول و وصول به عدالت اجتماعى براى همه محرومان به وسايل مسالمت آميز امكان پذير نيست بايد با زور و قدرت حقوق از دست رفته محرومين را مطالبه كرد بخصوص در وضع خاص لبنان كه هر حزب و دسته اى براى خود قدرت نظامى و ميليشيائى دارد طائفه شيعه براى دفاع از حقوق خود نياز به يك سازمان نظامى قوى دارد تا به اسم اسلام اصيل و شيعه، نه در قالب احزاب چپ و گروه هاى فلسطينى به نبرد با اشغالگران اسرائيلى و متجاوزين به حقوق شيعيان بپردازند و در حقيقت براى هدف ذيل:
1- مقابله با اسرائيل
2- خنثى سازى توطئه تقسيم لبنان
3- دفاع از مناطق شيعه نشين، شيعيان سلاح بدست گرفته وافواج مقاومت لبنانى يابه طور اختصار «امل» به عنوان جناح نظامى حركت المحرومين در سال 1975 علنى و تشكيل گرديد كه اداره بخش تشكيلات و سازماندهى حركت امل را شهيد بزرگوار دكتر چمران بر عهده داشت و در دفتر سياسى آنروز حركت اشخاصى همچون حسين الحسنى (رئيس سابق مجلس) تا نبيه برى، احمد اسماعيل، عاكف حيدر و غيره شركت داشتند لازم به تذكر است كه مجلس شيعى لبنان و حركت امل آنروز شامل اكثر بزرگان و زعماء شيعه و از جمله سيد عباس موسى، شهيد شيخ راغب حرب، سيد حسن نصرالله و شيخ نعيم قاسم و ابوعلى ديرانى و سيد حسين موسوى رهبر امل اسلامى و ابو يحيى رهبر مقامت مؤمنه شركت داشتند و تا زمان امام موسى حدود 130 نفر از بهترين جنگجويان امل در نبرد با اسرائيل به شهادت رسيدند ولكن به دنبال مفقود شدن امام موسى و پيروزى انقلاب و بازگشت دكتر چمران در سال 1979 به ج ،ا،ا، جريان انحرافى در حركت امل خود را نمودار نمود و كسانى كه شايد دستهاى پنهان استعمار آنها را براى بهره بردارى مناسب داخل تشكيلات و همچنين مجلس شيعى لبنان نموده بود اين دو حركت اصيل را از راه اصلى منحرف نموده و اولين ضربه اساسى را بر شيعه پس از غيبت امام موسى در صحنه لبنان با ايجاد اختلاف در داخل اين دو تشكيلات نمودند.
قطاً در زمان فعلى ما حركت امل فقط در اسم و بهره بردارى سياسى از موسى صدر دنباله روى مى كند والّا دستهاى اكثريت رهبران اين حركت به خون شيعيان آلوده گشته، و اكنون اين حركت در داخل در واقع دنباله كامل سياستهاى غربى و در فعاليتهاى خارجى كه توسط شعبه علاقات خارجيه آنها در بين لبنانى هاى مقيم خارج، انجام مى گيرد اكثريت كارى كه به عهده دارند اختلاف انگيزى بين شيعه لبنانى، تقويت روح ملى گرائى لبنانى و تلاش در جهت تشكيلات تبليغى مركب از همه اقشار لبنان از مسيحى و سنى، درزى و شيعى مى باشد و در اطاعت از ولايت فقيه و روحانيون در حد صفر بوده و در واقع دين را جداى از سياست مى دانند.
البته اكنون به دنبال چند دوره ملاقات آقاى نبيه برى با مقام معظم و مسئولين ج ،ا،ا برخورد ظاهرى اين حركت با ج ،ا،ا بسيار مؤدبانه و سنجيده تر از سابق مى باشد و با ذكاوت دبيركل حزب اللّه جناب آقاى سيد حسن نصراللّه و نشستهاى ماهانه بين قياده و رهبرى حركت امل و حزب اللّه فعلاً پيش بينى هيچگونه درگيرى نظامى بين طرفين در آينده نزديك نخواهد شد و همكارى داخلى آنها خصوصاً در عرصه انتخابات مجلس و انتخاب رياست مجلس و غيره روز بروز در حالت رشد و ترقى مى باشد.
------------------------------------------
تذکر اینجانب: بدبینی و بدگویی نویسنده به امل هرچند تمام آن غلط نیست اما سیاه نمایی موجود به جهت آن است که آنها یک حزب شیعه مستقل هستند و گوش به فرمان رهبر ایران نیستند. همان تعصبهای خشک و نابجایی که در ایران هر کس را که سینه چاک رهبر نباشد جزو آدم و مسلمان به حساب نمی آورند، اینجا هم به جای حمایت کل شیعه و وحدت بخشی به آنان باعث بروز جنگ میان حزب الله و امل شد و مسئولیت این جنگ و قتل جوانان شیعه طبق نظر لبنانی ها بر عهده ایران است که به جای رفتار پدرگونه فعلی برای این دو بچه خویش، به جانبداری از حزب الله پرداخت. هم اکنون هم بودجه های کلانی به حزب الله پرداخت می شود اما به امل کمک چندانی نمی شود و شهدای آنان را هم تحت تکفل نمی گیرند. شاید بودجه یک سال امل به اندازه بودجه یک پایگاه حزب الله باشد. این درد جوانان و مسئولان امل است که هیچ وقت به گوش ایرانیان نرسیده است.

هیچ نظری موجود نیست: